امام جعفر صادق عليه السلام:

ان الله عز و جل إذا أحب عبدا فعمل قليلا جزاه بالقليل الكثير.

 چون خداي تعالي بنده اي را دوست دارد و او عمل كوچكي انجام دهد ، خدا او را پاداش بزرگ دهد .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 137 – 138

نقشه سایت:

مقالات و گزارشات

مقالات و گزارشات (28)

به گزارش روابط عمومی تبلیغات اسلامی البرز به نقل از پژوهش خبری صدا وسیما: هرچه از زمان پیروزی انقلاب اسلامی فاصله گرفته شود، اهمیت پرداختن به موضوع دستاورد‌های انقلاب اسلامی و اهمیت تبیین دستاورد‌ها و پیشرفت‌های جمهوری اسلامی بیش‌تر می‌شود.

انقلاب اسلامی را باید سرآغاز تحولات بزرگ و بنیادین در ایران، منطقه، جهان اسلام و جهان غیراسلام دانست. رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) از انقلاب اسلامی با عناوینی چون «معجزه قرن» و «انفجار نور» یاد کرده و همین کلمات برای توصیف عظمت و بزرگی انقلاب اسلامی کفایت می‌کند. دهه فجر و فرا رسیدن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، فرصت مغتنمی برای بازخوانی انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن در حوزه‌های گوناگون می‌باشد. هرچه از زمان پیروزی انقلاب اسلامی فاصله گرفته شود، اهمیت پرداختن به موضوع دستاوردهای انقلاب اسلامی و اهمیت تبیین دستاوردها و پیش‌رفت‌های جمهوری اسلامی بیش‌تر می‌شود. یکی از اهداف راهبردی دشمنان در جنگ نرم علیه انقلاب و جمهوری اسلامی، ایجاد یأس و ناامیدی در جامعه و به‌ویژه در نسل جوان نسبت به آینده از طریق سیاه‌نمایی، بزرگ کردن مشکلات، زیر سؤال بردن و یا کم‌ارزش جلوه دادن دستاوردهای انقلاب و ناکارآمد نشان دادن نظام دینی است. دشمنان تلاش می‌کنند تا از طریق قدرت رسانه‌ای خود، جلوی درک واقعیات انقلاب اسلامی و دستاوردهای ارزشمند جمهوری اسلامی از سوی جوانان ایرانی را گرفته و با نوع واقعیت‌پنداری برای آنان، در پشتوانه‌های مردمی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی خلل وارد سازند.

در چنین شرایطی، اهمیت تبیین دستاوردهای انقلاب و جمهوری اسلامی به‌عنوان یک وظیفه آشکار می‌گردد. در این نوشتار تلاش می‌شود با مروری به مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی و پیشرفت‌های جمهوری اسلامی به این وظیفه عمل گردد.[1]

1ـ برخي دستاوردهاي اقتصادي 4 دهه انقلاب اسلامي

1-1- زيرساخت

  • 6 برابر شدن راه‌هاي کشور، افزايش راه‌هاي اصلي و فرعي کشور از 36 هزار کيلومتر به بيش از 210 هزار کيلومتر در سال 1394[2]
  • 2 برابر شدن ميزان راه‌آهن کشور، افزايش ميزان راه‌آهن کشور از 6 / 4 هزار کيلومتر به نزديک 10هزارکيلومتر[3]
  • 20 برابر شدن ظرفيت بنادر کشور، ارتقاء ظرفيت بنادر از 10ميليون تن به بيش از 200ميليون تن در سال 1394[4]
  • 30برابر شدن سدهاي مخزني کشور، تعداد سدهاي مخزني کشور از 13سد به حدود400 سد بزرگ در سال1395[5]
  • 14برابر شدن توليد برق کشور، افزايش توليد برق کشور از20 به 280 ميليارد کيلووات ساعت در سال 1394 و برق‌دار شدن 9 / 99درصد روستاها (100درصد روستاهاي بالاي 20خانوار و 3 / 99درصد روستاهاي زير 20خانوار)
  • افزايش دسترسي به آب تصيفه شده، در سال 2015 به 2/ 96درصد رسيده است.
  • توسعه صنعت گاز، افزايش سهم گاز در سبد انرژي کشور از 1 درصد در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي[6]، به 72درصد[7]
  • 211برابر انشعاب گاز در کشور (97درصد شهرها و 80درصد از روستاها)[8] ؛ انشعاب گاز در اوايل انقلاب از 50هزار انشعاب (تنها 9 شهر و يک روستا) به 10 ميليون و 570 هزار انشعاب[9] در سال 1395 (يکهزار و 83شهر و 23 هزار روستا)
  • 35 برابر شدن تعداد مشترکين تلفن ثابت، از 850 هزار اشتراک در قبل از انقلاب به حدود 30ميليون اشتراک تعداد دفاتر خدمات ارتباطات و فناوري اطلاعات روستايي به 8هزار و 443دفتر در آذرماه 1394رسيده است.[10]

2-1- توليد ملي

  • 57 برابر شدن صادرات غيرنفتي، افزايش صادرات غير نفتي از 543ميليون دلار در سال 1357به 31ميليارد دلار در سال 1395
  • 5/ 6 برابر شدن توليد و مونتاژ خودرو، افزايش توليد و مونتاژ 150هزار دستگاه خودرو در سال 1357 به توليد و مونتاژ حدود 977هزار دستگاه خودرو در سال 1394
  • 30برابر شدن توليد محصولات پتروشيمي، افزايش توليد محصولات پتروشيمي از 6/ 1 ميليون تن در سال 1357 به 1 /48 ميليون تن در سال 1394
  • 24 برابر شدن توليد فولاد خام، افزايش ميزان توليد فولاد خام 680 هزار تن در سال 1357 به 7 / 16 ميليون تن در سال 1394
  • 15 برابر شدن توليد محصولات فولادي، و توليد 1 ميليون تن محصولات فولادي در سال 1357 به 7/ 15 ميليون تن در سال 1394
  • در سال 1356 میزان تولید ناخالص داخلی 119 هزار میلیارد تومان بود که این رقم در سال 1393 با 7 / 1 درصد رشد به 203 هزار میلیارد تومان رسیده است.
  • نرخ رشد اقتصادی در سال 1356، حدود 7 / 3- درصد بوده است که در سال 1395 اين نرخ به 5 / 4درصد رسیده است و بیانگر آن است که سرعت پیشرفت اقتصادی در سال هاي بعد از انقلاب  به مراتب بیشتر از سال 1356 بوده است. [11] 

3-1- شاخص فقر و دسترسي به خدمات اساسي

  • براساس شاخص هاي اقتصادي فقر در مقایسه با سالهای آخر پیش از انقلاب به طرز قابل توجهی کاهش یافته است به طوری که میزان فقر ( به معنای نسبت افراد کمتر از دو دلار در آمد در روز ) تک رقمی بوده، که با توجه به استاندارد کشورهای درحال توسعه کاملا پایین و یک هشتم در پیش از انقلاب است.
  • طی سال های بعد از انقلاب شاخص دسترسی به خدمات اساسی و لوازم خانگی افزايش داشته است به طوریکه باوجود گسترش شهرنشینی مالکیت مسکن و مساحت سرانه خانه ها افزایش یافته است و شکاف شهری – روستایی در دسترسی به خدمات اساسی کمتر شده است و شکاف نهایی میان مناطق روستایی و شهری کمتر شده است.
  • پیش از انقلاب تنها 1/ 3 میلیون مشترک برق اعم از خانگی و عمومی و صنعتی و کشاورزی وجود داشت و این درحالی است که این رقم در سال 1392 به 000/ 414 / 30 مشترک رسیده است.
  • وضعیت آبرسانی در سال 1357 میزان تولید آب 5/ 1 میلیون متر مکعب آب و تعداد انشعابات 7/ 2 میلیون بوده است اما اين رقم تا سال 1394 در کل کشور 450 هزار کیلومتر شبکه آبرسانی شهری و روستایی وجود دارد و نرخ دسترسی به آب لوله کشی سالم در مناطق روستایی نيز افزایش یافته که با توجه به پراکندگی وسیع خانواده های روستایی در کشور، دستاورد عظيمي محسوب می شود.
  • در بخش شاخص های مهم بخش گاز و گازرسانی پس از انقلاب تنها پنج شهر و در حدود 50 هزار انشعاب برخوردار بودند که اکنون بیشتر مناطق شهری و روستايي کشور از این نعمت بهره مندند و تعداد انشعابات به حدود 5/ 13 میلیون انشعاب رسیده و برای اولین بار بیش از 10 هزار روستا گازدار شده اند.[12] 
  • 4-1- پيشرفت هاي صنعت نفت پس از انقلاب

    • تولید پنج فراورده اصلی پالایشگاه ها 4/ 2 برابر شد

    پس از انقلاب تا پایان سال ۱۳۸۸ تولیدات پنج فراورده اصلی پالایشی، نسبت به قبل از انقلاب با رشدی بالغ بر 5/ 135 درصدی حدود 4/ 2برابر شده است. در این مدت مجموع تولید پنج فراورده اصلی (گاز مایع، بنزین، نفت سفید، نفت گاز و نفت کوره) از 74/ 99میلیون لیتر در روز به بیش از ۲۳۵.۷۳ میلیون لیتر در روز افزایش یافته است.

    • افزایش ذخایر هیدرو کربوری مایع و گاز طبیعی

    ذخایر هیدروکربوری مایع تا قبل از انقلاب 94/ 145میلیارد بشکه بوده که بعد از انقلاب و تا سال 1390 به 8 / 154 میلیارد بشکه رسیده و  ذخایر قابل استحصال گاز طبیعی از 75 / 12 تریلیون متر مکعب در ابتدای سال ۵۷ ، به بیش از ۳۳ تریلیون متر مکعب در سال ۱۳۹۰ رسيده که نشان‌دهنده برداشت صیانتی از میادین نفتی و سرمایه گذاری های جدید است. طی سه  دهه اخیر 4 / 36میلیارد بشکه نفت خام و ۲۱۹۴ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی استخراج شده است.

    • افزایش در تولید و فروش نفت، گاز، مایعات و میعانات گازی، تزریق گاز و حفاری

    متوسط تولید گاز غنی از ۱۱۰ میلیارد متر مکعب به 9 / 551 میلیارد متر مکعب، میزان تولید مایعات و میعانات گازی و نفتي که از 3/ 31 هزار بشکه در روز به 2 / 448 هزار بشکه در روز، تزریق گاز به میادین نفتی که از 7 / 2میلیون متر مکعب در روز به 7 / 77 میلیون متر مکعب و عملکرد حفاری از متوسط ۱۱۷ هزار متر در سال قبل از انقلاب به 6 / 491 هزار متر تا سال 1390 رسيده است.

    • افزايش 3 برابري تولید بنزین

    تولید بنزین پالایشگاهی پس از انقلاب و تا پایان سال ۱۳۸۸ نسبت به قبل از انقلاب  تا ۱۳۵۷ با رشدی بالغ بر 2 / 199 درصد تقریبا ۳ برابر شده و از 43/ 14 میلیون لیتر در روز به 18/ 43 میلیون لیتر در روز افزایش یافته است.

    البته ناگفته نماند که پس از سال ۱۳۸۸ و با توجه به طرح تحول اقتصادی و همچنین سرمایه گذاری های جدید در واحدهای پالایشگاهی کشور، آمارهای تولید مربوط به بنزین و چهار فراورده اصلی دیگر به طور چشمگیری افزایش یافته  است .  

    • افزايش تولید گاز مایع

    تولید گاز مایع پس از انقلاب و تا پایان سال ۱۳۸۸، نسبت به قبل از انقلاب  با رشدی بالغ بر ۱۴۳ درصد تقریبا 4 / 2 برابر شده و از  44 / 3 میلیون لیتر در روز به 36 / 8 میلیون لیتر در روز افزایش یافته است.

    • افزايش تولید نفت سفید

    تولید نفت سفید پس از انقلاب نسبت به قبل از آن با رشدی بالغ بر 1 / 39 درصد تقریبا 4 / 1 برابر شده و از 31 / 13میلیون لیتر در روز به 52 / 18 میلیون لیتر در روز افزایش یافته است.

    • رشد 5/ 3 برابري تولید نفت گاز

    تولید نفت گاز پس از انقلاب و تا پایان سال ۱۳۸۸ نسبت به ۶۷ سال قبل از انقلاب (۱۲۹۱ تا ۱۳۵۷) با رشدی بالغ بر  8 / 254درصد تقریبا 5 / 3 برابر شده و از ۲۵ میلیون لیتر در روز به 7 / 88 میلیون لیتر در روز افزایش یافته است.

    • رشد 3 / 2 برابري خوراک پالایشگاه های کشور

    مقایسه خوراک مورد مصرف در پالایشگاهی ایران شامل نفت خام و میعانات گازی پس از انقلاب و تا پایان سال ۱۳۸۸ نسبت به ۶۷ سال قبل از انقلاب (۱۲۹۱ تا ۱۳۵۷) با رشدی بالغ بر  6 / 128 درصد تقریبا 3 / 2 برابر شده و از ۷۴۷ هزار بشکه در روز به ۱۷۰۸ هزار بشکه در روز افزایش یافته است.

    • رشد قابل ملاحظه شاخص های مهم بخش گاز و گاز رسانی

    بررسی شاخص های مهم بخش گاز و گاز رسانی تا ۱۳۸۷ حاکی از افزایش مصارف داخلی گاز طبیعی( خانگی، تجاری، صنایع عمده و نیروگاهی) از 8/ 6 میلیون متر مکعب در روز به 4 / 362 میلیون متر مکعب در روز، افزایش ظرفیت پالایش و نم زدایی(تجمعی) از ۳۶ میلیون متر مکعب در روز به 5 / 497 میلیون متر مکعب در روز، افزایش مصرف گاز در نیروگاه ها از ۴ میلیون متر مکعب در روز به     1 / 117 میلیون متر مکعب در روز، افزایش احداث خطوط انتقال گاز طبیعی از ۲۹۰۰ کیلیومتر به ۳۰۱۵۳ کیلومتر، افزایش میزان انشعابات نصب شده از ۵۰ هزار انشعاب به ۷۰۰۱۸۱۵ انشعاب، افزایش جمعیت تحت پوشش گازرسانی از ۲۲۵ هزار نفر به ۵۵ میلیون و ۸۶ هزار نفر، افزایش خانوارهای تحت پوشش گاز طبیعی از ۵۱ هزار خانوار به ۱۴ میلیون و ۳۹۷ هزارو ۲۰۰ خانوار، افزایش تعداد شهرهای گاز رسانی شده از ۵ شهر به ۷۴۴ شهر و افزایش تعداد روستاهای گاز رسانی شده از ۱ روستا به ۷۳۶۴ روستا است که نشان دهنده حجم عظیم سرمایه گذاری ها در این بخش است.

    •  رشد قابل ملاحظه در بخش تولیدات پالایشگاهی

    مقایسه شاخص های مهم بخش پتروشیمی تا ۱۳۸۷ و در طی سه پس از انقلاب میزان تولید محصولات پتروشیمی از یک میلیون و ۶۰۴ هزار تن در سال به ۳۰ میلیون و ۴۰ هزار تن در سال، مقدار فروش داخلی محصولات پتروشیمی از ۵۷۰ هزار تن در سال به ۷ میلیون و ۵۵۶ هزار تن در سال، ارزش فروش داخلی محصولات پتروشیمی از یک میلیارد و صد میلیون تومان به ۴۰ میلیارد و ۵۶ میلیون تومان، مقدار صادرات پتروشیمی از ۶۰۰ هزار تن به ۱۲ میلیون و ۲۶۸ هزار تن و ارزش صادرات محصولات پتروشیمی از ۴۶ میلیون دلار به ۷ میلیارد و ۸۵۵ میلیون دلار افزایش نشان می دهد. 

    • عبور از تحریم بنزین و خودکفایی

    افزایش مصرف بنزین و جوابگو نبودن تولید داخلی سبب شد تحریم صادرات بنزین، به ابزاری برای تحمیل خواسته های غرب به ایران تبدیل شود که البته با کنترل مصرف و اجرای طرح‌های توسعه‌ای پالایشگاه های کشور با شکست روبه رو شد و امروز شاهد صفر شدن واردات بنزین هستیم.

    اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها و سپس اصلاح قیمت بنزین، عوامل موثر دیگری بودند که سبب شدند میانگین مصرف روزانه بنزین کشور از 6 / 73 میلیون لیتر در روز در سال ۱۳۸۶ به کمتر از ۶۰ میلیون لیتر در سال ۱۳۹۱ کاهش یابد. هم اکنون تولید بنزین موتور در کشور به بیش از ۶۰ تا 65 میلیون لیتر (به همراه افزاینده اکتان و اختلاط در انبار) در روز رسیده است و با در نظر گرفتن متوسط مصرف روزانه حدود ۶۰ میلیون لیتر در داخل می توان گفت که تولید در حال پیشی گرفتن از مصرف است که البته با بهره برداری از ۱۷ طرح پالایشگاهی که در دست اجراست، به مرور توان صادرات بنزین ایران افزایش خواهد یافت[13].

  • 2ـ بسترسازي براي جهش در پيشرفت

    بسترسازي و سرمايه‌گذاري‌هاي عظيم که در حوزه‌هاي مختلف طي نزديک 4 دهه گذشته صورت پذيرفته از جمله:

    ـ زيرساخت‌هاي اقتصادي در حوزه‌هايي چون تأمين انرژي، ‌حمل و نقل، ارتباطات، بهداشت و درمان، آموزش.

    ـ باز شدن پنجره جمعيتي (بيش از 55درصد از جمعيت کشور در سن فعاليت 15 تا 65 سال قرار دارند)

    ـ تربيت نيروي انساني متخصص کارآمد، متعهد و عمدتاً جوان و داراي عزم پيشرفت

    ـ شکل‌گيري مراکز آموزش عالي، تحقيقاتي، پارک‌هاي علم و فناوري، شرکت‌هاي دانش بنيان

    -تجربيات موفق در حوزه‌هاي مختلف علمي و فناوري چون هسته‌اي، نانو، بيوتکنولوژي، موشکي، ‌سلول‌هاي بنيادين، ‌هوافضا، داروهاي نوترکيب و پزشکي که ثابت نمود درصورت اتکا به ظرفيت‌هاي داخلي و مديريت مناسب آنها، دسترسي به قله‌هاي علم و فناوري امکان پذير است.

    ـ حضور مقتدرانه ج.ا.ا در منطقه و تبديل ايران به قطب تأمين ثبات و امنيت در منطقه

    ـ ثبات و امنيت داخلي و خارجي قابل تحسين در منطقه و جهان

    در کنار برخورداري از ذخاير غني نفت، گاز، معدني، منابع طبيعي و موقعيت جغرافيايي، همگي گوياي آن است که ظرفيت بالقوه جهش در حوزه اقتصاد و رسيدن به جايگاه اولي در منطقه جنوب غرب آسيا با شکوفاسازي اين استعداد‌ها و بکارگيري مطلوب ظرفيت‌هاي مادي و معنوي وجود دارد.

    در مقطع کنوني سرمايه انساني موجود در ايران، فرصت بي‌نظيري در اختيار کشور قرار داده تا بتواند به اتکاي اين سرمايه پتانسيل‌هاي بالقوه سرزميني و معدني اقتصاد ايران را شکوفا نموده  و تحول تاريخي در اقتصاد کشور ايجاد نمايد.

    اگر چه ايران به لحاظ توليد ناخالص داخلي (پتانسيل‌هاي تحقق يافته ) در رتبه 18 قرار دارد ولي بر اساس پتانسيل‌هاي بالقوه سرزميني ( وسعت سرزمين، دسترسي به آب‌هاي آزاد بين‌المللي، تعداد همسايگان، بازار منطقه‌، کريدورهاي حمل و نقل و ....) و نيروي انساني (تعداد جمعيت در سن کار و ميران تحصيلات)، ايران مي‌تواند در رتبه 12 در جهان قرار گيرد و جزو اقتصادهاي پيشرو در جهان به شمار آيد. همچنين ايران به لحاظ پتانسيل‌هاي انساني و سرزميني استفاده نشده در رتبه اول در سطح جهان است. به تعبيري ديگر ايران مخزني از استعداد‌هاي انساني و سرزميني بهره‌برداري نشده مي‌باشد.

    3ـ اقدامات لازم براي استفاده از ظرفيت‌هاي موجود

    • موج جمعيتي ايجاد شده در دهه 60 در حال حاضر تبديل به نيروي انساني جوان و تحصيل کرده آماده ورود به بازار کار گرديده است. افزايش جمعيت جوان تحصيل کرده و آماده ورود به بازار کار، فرصت منحصر به فردي را در اختيار اقتصاد ايران براي جهش قرار داده است که در صورت بهره‌برداري از اين پتانسيل دروني منحصر به فرد ، اقتصاد ايران مي‌تواند در جايگاه شايسته خود در اقتصاد جهاني قرار گرفته و نه تنها اقتصاد ايران را با تحرک و جهش اساسي مواجه نمايد بلکه عامل تأثيرگذار و پيشرفت براي کشورهاي حوزه چشم‌انداز (آسياي جنوب و غربي) شده و با همکاري ساير کشورهاي منطقه، قطب رشد و شکوفايي اقتصاد کشورهاي منطقه گردد. همانطور که نظام ج.ا.ا در حال حاضر با اقتدار بالا عامل ثبات و امنيت در منطقه به شمار مي‌آيد،‌ اين ظرفيت بالا در اقتصاد ايران وجود دارد که تبديل به قطب رشد و توسعه کشورهاي منطقه نيز گردد. بنابر اين يکي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي اصلي نظام ج.ا .ا در دهه دوم چشم‌انداز بايد فعال نمودن اين پتانسيل‌ها و توانمندسازي‌ آنها باشد.
    • بدون شک با ساختارهاي کنوني و تداوم رويه‌هاي گذشته در مديريت اقتصاد ملي (دولتي و نفتي)، امکان بهره‌برداي از اين استعداد‌هاي انساني در کنار پتانسيل‌هاي سرزميني و طبيعي وجود نخواهد داشت و بايد اين ساختار‌ها و رويه‌ها به طور اساسي تغيير يافته و همگي آنها در جهت فعال نمودن اين ظرفيت‌ها باشد.
    • صاحبان اصلي اين ثروت‌ها و پتانسيل ها مردم بوده و اين مردم هستند که توانايي شکوفاسازي اين استعداد‌هاي سرشار بهره برداري نشده در ايران را دارند. و ارکان حاکميت بايد زمينه‌هاي فعال سازي اين استعدادها را تسهيل نمايند و نقش تنظيم‌گري (نه مداخله کننده) و هدايت‌گري خود را به خوبي ايفا نمايند. تأکيد فراوان بر اجرايي شدن سياست‌ةاي کلي اصل 44 و اقتصاد مقاومتي، ‌توانمندي سازي مردم، مشارکت آحاد، جامعه، ايجاد صندوق توسعه ملي در اقتصاد با چنين رويکرد مي‌باشد. اگر طي 4 دهه گذشته به اتکاي مردم پيشرفت‌ها و دستاوردهاي اساسي و بزرگ ايجاد شده است (انقلاب، جنگ، هسته‌اي، مقابله با تحريم و ...) بايد با بسيج مردم در اقتصاد و نقش‌دهي به آنها در حوزه اقتصاد نيز تحول اساسي ايجاد گردد. اصلاح ساختارهاي اقتصادي بايد در راستاي فراهم نمودن شرايط فعاليت‌ همه مردم در حوزه اقتصاد و توانمند سازي آنها باشد.
    • ارزيابي عملکرد دهه اول چشم‌انداز نشانگر آن است که اگر چه برخي از حوزه‌هاي مورد تأکيد در سند چشم‌انداز ، دستاوردهاي چشم‌گيري حاصل شده است به ويژه در حوزه علم و فناوري، نفوذ سياسي در منطقه و ارتقاي اقتدار ج.ا.ا در منطقه و جهان، ليکن:
    • اين دستاوردهاي عظيم علمي و فناوري نتوانسته بطور شايسته به کل اقتصاد کشور سرايت يافته و تحول اساسي در اقتصاد و توليد ملي بر پايه دانش به وجود آورده و در خلق ثروت ملي نقش‌آفريني اساسي داشته باشد.
    • اگر چه نفوذ و اقتدار سياسي و معنوي ايران در منطقه بسيار بالا بوده و ج.ا.ا در برقراري امنيت و ثبات در کشورهاي منطقه نقش غير قابل انکاري دارد ولي اين پتانسيل منجر به حضور فعالان اقتصادي کشور در بازارهاي منطقه و مشارکت در بازسازي اين کشورها، تأمين نيازهاي زندگي آن‌ها و شکل‌گيري همکاري‌هاي استراتژيک اقتصادي نگرديده و از اين فرصت‌ها براي تبديل ايران به مرکز فعاليت‌هاي اقتصادي، تجاري و سرمايه‌گذاري منطقه استفاده مطلوب بعمل نيامده است. بسياري از نيازهاي مردم اين کشورها امکان تأمين توسط توليدکنندگان کشور را دارد. ليکن چنين تمرکزي براي حضور فعالان اقتصادي در کشورهاي منطقه وجود ندارد. البته ايجاد پيوندهاي اقتصادي با کشورهاي منطقه و حضور در بازار آنها نفوذ سياسي و معنوي ج.ا.ا را نيز تقويت و پايدار خواهد نمود.

    بديهي است در دهه دوم چشم‌انداز بايد تمرکز بر بهره‌برداري از اين دستاوردها در حوزه اقتصاد و به خدمت گرفتن‌ آنها در ارتقاي توليد و اقتصاد ملي باشد.

  • 4- پيشرفت هاي صنعت نظامي و دفاعي

    پس از پیروزی انقلاب اسلامی گسترش روزافزون تحریم ­های مختلف از سوی دشمنان انقلاب اسلامی؛ متخصصان دلسوز و جوان اين کشور را واداشت تا کمر همت در بی نیازی کشور از قدرت­ های جهانی ببندند و در این راه دستاوردهای گوناگونی را در حوزه ­های مختلف از جمله صنعت دفاعي و نظامي کشور رقم بزنند. پیشرفت ایران در زمینه ساخت و تولید انواع سلاح­ها و تجهیزات نظامی بقدری شگفت انگیز بوده که موسسه " گلوبال فایرپاور " در آماری که اخیرا منتشر کرد؛ اعلام کرده که ارتش ایران در رتبه 23 جهان قرار گرفته است و این در حالی می‌باشد که این آمار پیشرفت ایران را در زمینه نظامی ثابت می‌کند. نمونه هاي زير تنها بخشي کوچک از پيشرفت هاي خيره کننده ايران در صنعت نظامي و دفاعي کشور پس از انقلاب اسلامي است و اين پيشرفت ها در حالي  بدست آمده که تا پيش از انقلاب اسلامي نيروهاي مسلح ايران در بعد تجهيزات و آموزش کاملا وابسته به غرب بودند[14].

    • ساخت انواع سلاح ها و تجهیزات نظامی از جمله: ساخت انواع هواپیما و جت های جنگنده مافوق صوت رادارگریز (مانند؛ صاعقه و آذرخش)، آموزشی (مانند؛ پرستو، درنا، سیمرغ، شفق، تندر)
    • خودکفایی در تولید و ساخت انواع هواپیماهای بدون سرنشین مدرن
    • ساخت انواع بالگرد(مانند، بالگردهای شاهد، شباویز ۲۰۷۵ و۲۰۶۱ و بالگرد ضد تانک ۲۰۹۱) و تعمیر انواع هواپیما و بالگرد با کسب رتبه پنجم جهانی بخشی از دستاوردهای صنعت هوایی است.
    • پیشرفت ایران در زمینه ساخت و تولید انواع موشکهای بالستیک، دور برد زمین به زمین، زمین به هوا و انواع موشک های دریایی (مانند: موشک ماهواره بر سفیر، شهاب، سجیل، موشک کروز) بقدری شگفت انگیز بوده، ایران را در ردیف معدود کشورهای دارنده تکنولوژی ساخت موشک های فوق دقیق سطح به سطح قرار داده است.
    • ساخت انواع رادار با بُرد بیش از یک هزار کیلومتر و پرتاب چندین ماهواره با سرنشین و بدون سرنشین به فضا از جمله مواردی هستند که کسب رتبه هفتم جهان در سامانه کامل پرتاب ماهواره و رتبه دوازدهم جهان در طراحی و ساخت ماهواره را برای یازدهمین عضو باشگاه فضایی جهان یعنی ایران به ارمغان آورده است.
    • ساخت زیر دریایی، ساخت و تعمیر انواع ناو و ناوچه ساخت هاور گرافت (قایقهای دوزیست) ساخت انواع قایقهای تندرو و قایق پرنده
    • ساخت و تعمیر انواع زره پوش و تانک
    • خودکفایی در ساخت انواع تجهیزات و سلاحهای سبک، نیمه سنگین و سنگین مانند: انواع خمپاره انداز و توپهای مدرن، انواع سامانه‌ها و سلاحهای پدافند ضد هوایی و مهمات سبک و سنگین
    • توسعه صنایع مخابراتی و ساخت انواع بی سیم و تقویت و توسعه صنایع اپتیک و ساخت انواع دوربین های معمولی و دید در شب و صدور برخی از این محصولات به ۳۲ کشور جهان

    اين موارد از دستاوردهای صنایع نظامی محسوب می شوند که قبل از انقلاب اسلامی، تولید آنها در کشور سابقه‌ نداشته و مهمتر اینکه بخش قابل توجهی از آنها، صرفاً در انحصار تعداد معدودی از کشورها پیشرفته جهان قرار داشته است. 

  • 5- پيشرفت هاي بخش کشاورزي  

    بررسی ها نشان می دهد رژیم پهلوی در دهه ۴۰ شمسی (دهه ۶۰ میلادی ) با استراتژی نادرست خود که تحت عنوان اصلاحات ارضی از آن یاد ‌می شد، باعث بیمار شدن اقتصاد ایران شده بودکه نشانه‌های این بیماری را در عرصه‌های مختلف اقتصاد می توانستیم به وضوح ‌مشاهده کنیم.

    رژیم شاه در برنامه های عمرانی خود بر صنایع وابسته به ویژه صنایع مربوط به کالاهای مصرفی اتکا داشت که نتیجه آن عدم توازن بین بخش کشاورزی و بخش های دیگر اقتصادی شد؛ به گونه ای که در بخش کشاورزی، تولید محصولات کشاورزی از ۲۹ر۱ درصد تولید ناخالص ملی در سال ۱۳۳۹ به ۰۹ر۱ درصد در سال ۱۳۵۶ یک سال قبل از فروپاشي حکومت پهلوي تنزل يافت.

    رفته رفته با اجرای استراتژی های نادرست رژیم پهلوی، بخش کشاورزی فراموش شد و بیشترین سرمایه گذاری و امکانات کشور در بخش صنعت و صنایع متکی به واردات صورت گرفت که همین امر باعث فاصله گرفتن امکانات شهري و روستايي بود که پيامد آن مهاجرت روز افزون روستائيان به شهرها شد.

     برخي دستاوردهاي انقلاب اسلامي در حوزه کشاورزي عبارتند از ؛

    • امروزه بالغ بر ۹۰ درصد از نیاز کشور به محصولات کشاورزی و استراتژیک نظیر گندم، برنج و جو، در داخل تامین می شود و در مرز خودکفايي قرار داريم.
    • در زمینه گندم با سرمایه گذاری های مناسب انجام شده، میزان تولید آن نسبت به قبل از انقلاب اسلامی ۵ برابر شده است.
    • تولید برنج دومین محصول استراتژیک و پرمصرف کشور (پس از گندم ) رشدی بالغ بر ۶۰تا ۷۰ درصد نسبت به قبل از انقلاب اسلامی داشته است که تا حد بسیار قابل توجهی از واردات آن کاسته شده است.
    • در طول سال های پس از انقلاب با وجود دو برابر شدن جمعیت ایران و افزایش مصرف سرانه، با خودکفایی کشور در بخش دام و تأمین مواد غذایی واردات اقلامی نظیر گوشت قرمز، مرغ و تخم مرغ و شیر هم تقریبا قطع شده است.
    • در حال حاضر مرکبات، انار، کیوی، انبه، خرمالو، محصولاتی همانند پسته، زعفران، کشمش و میوه هایی همچون هلو، شلیل، زردآلو و سیب و انواع سبزیجات از ایران به کشورهای مختلف صادر می شود.
    • ایران نخستین تولیدکننده محصولاتی نظیر پسته، زعفران و انار در جهان است .
    • در زمینه جنگل و مرتع، سطح جنگل کاری و احیای جنگلها نسبت به قبل از انقلاب اسلامی ۲ برابر شده است.
    • در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران با در پیش گرفتن سیاست های حمایتی از جمله تامین به موقع تسهیلات، خریدهای تضمینی، حمایت از خسارت دیدگان خشکسالی و گسترش بیمه محصولات کشاورزی و دامی سعی در حمایت هرچه بیشتر از تولید کنندگان بخش کشاورزی دارد.
    • آمار موجود حاکی از تولید ۵ میلیون و ۶۰۰ هزار تن گندم در سال ۵۶ و ۵۷ است. به طوری که میزان واردات گندم در سالهای قبل از انقلاب به بیش از یک میلیون و ۱۴۰ هزار تن می رسید .
    • با اجرای طرح خودکفایی گندم ، ایران با تولید ۵ر۱۴ میلیون تن و خرید ۲ر۱۱ میلیون تن گندم مازاد بر نیاز کشاورزان به خودکفایی در این محصول اساسی رسید و ضمن قطع وابستگی شاهد صادرات چند میلیون تنی گندم به کشورهای مختلف جهان است.
    • حجم تولید محصولات کشاورزی ایران در ۳۰ سال بعد از پیروزی انقلاب با رشد حدود ۱۹۵ درصد مواجه بوده است.
    • سازمان جهانی خوار و بار و کشاورزی (فائو) در گزارشی در مورد وضع کشاورزی ايران در سالهای پس از انقلاب اسلامی با اعلام این که مجموع تولید حدود ۱۰۰ رقم محصول کشاورزی ایران در سال ۱۹۷۸ بیش از ۲۸ میلیون و ۸۰۰ هزار تن بوده که این رقم را در پایان سال ۸۶ بیش از ۸۴ میلیون و ۱۰۴ هزار تن اعلام کرده است که بیش از ۵۵ میلیون تن رشد نشان می دهد .
    • توجه به صنایع تبدیل و تکمیلی بخش کشاورزی پس از انقلاب اسلامي
    • صنایع مرتبط با بخش کشاورزی توسعه یافته به گونه ای که ظرفیت فراوری محصولات کشاورزی کشور در سال ۱۳۸۵ به حدود ۳۳ میلیون تن و تا پایان برنامه چهارم به رقم ۴۲ میلیون تن افزایش یافت .
    • در زمینه فعالیت های توسعه روستایی برخورداری جمعیت روستایی کشور از نعمت برق به بالاتر از ۹۷ درصد رسیده و به چندین هزار روستا برق رسانی صورت گرفته است، در حالی که قبل از پیروزی انقلاب فقط ۲۳۶۰ روستا در کشور دارای برق بوده اند.
    • میزان برخورداری جمعیت روستایی از آب آشامیدنی هم از حدود ۲۱ درصد در سال ۱۳۵۵ به بیش از ۸۱ درصد افزایش یافته است.
    • همچنین طول راه های روستایی در سال ۱۳۵۵ حدود ۲۶ هزار کیلومتر راه از نوع خاکی بوده که هم اکنون به بیش از ۱۰۰ هزار کیلومتر افزایش یافته که ۵۶ درصد آن آسفالته و مابقی راه شوسه است.
    • نرخ باسوادی روستائیان هم از حدود ۳۰ درصد قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به بالاتر از ۷۵ درصد در سال 1395 افزایش داشته و براساس گزارش موسسات بین المللی، دسترسی روستائیان کشور به مراقبت های اولیه بهداشتی پس از پیروزی انقلاب به بالای ۹۰ درصد افزایش یافته است.
    • قبل از انقلاب، مرز تولیدات کشاورزی ۲۵ میلیون تن بود، اکنون از مرز ۱۰۰ میلیون تن گذشته است و علاوه بر تأمین مواد غذایی کشور، دیگر وابستگی به خارج نداریم[15].

حضرت آیت الله خامنه‌ای در پیامی به بیست و هفتمین اجلاس سراسری نماز با تأکید بر لزوم ترویج نماز با همه شیوه‌های اثرگذار، بخش مهمی از گرفتاری‌ها و آلودگی‌ها را ناشی از نپرداختن به نماز دانستند و افزودند: نماز آنگاه که با خشوع و حضور گزارده شود جامعه را به صلاح و سداد در زبان و عمل میکشاند و اعتلاء می‌بخشد.
 متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این اجلاس که صبح امروز (چهارشنبه) در استان سمنان برگزار شد و حجت‌الاسلام والمسلمین شاهچراغی نماینده ولی‌فقیه در سمنان، آن را قرائت کرد به این شرح است:

 بسم الله الرحمن الرحیم

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
اجلاس سالانه‌ی نماز از سوئی نشانه‌ی حق‌گزاری در برابر فریضه‌ئی است که میتواند بر همه‌ی اعمال و فرایض دیگر، روح بدمد و آنها را کارآمد کند: «إن قُبِلَت قُبِلَ ماسِواها» و از سوی دیگر خدمت بزرگی است به آنان که حقِّ این هدیه‌ی الهی را ندانسته و در آن سهل‌انگاری میکنند.
نماز آنگاه که با خشوع و حضور گزارده شود جامعه را به صلاح و سداد در زبان و عمل میکشاند و اعتلاء میبخشد.
بخش مهمی از گرفتاریها و آلودگیهای ما براثر نپرداختن به این حقیقت هشدار دهنده است. از این رو ترویج نماز با همه‌ی شیوه‌های اثرگذار، در شمار وظایف بزرگی است که همه باید بدان اهتمام ورزیم و شما دست‌اندرکاران این اجلاس بویژه عالم مجاهد جناب حجةالاسلام آقای قرائتی بحمدالله در این راه از توفیق الهی بهره‌مند شده‌اید.
آموزش و پرورش میتواند در این عرصه از اثرگذارترین‌ها باشد.
مدارس را مزین کنید به نمازخوانی نوجوانان؛ این برترین تضمین برای سلامتی آینده‌ی جامعه است.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

 

سه شنبه, 23 مرداد 1397 11:10

امام جواد علیه‌السلام

نوشته شده توسط

محمد بن علی بن موسی مشهور به امام جواد و امام محمدِ تقی (۱۹۵-۲۲۰قامام نهم شیعیان اثناعشری. کنیه او ابوجعفر ثانی است. او ۱۷ سال امامت کرد و در ۲۵ سالگی به شهادت رسید. در میان امامان شیعه، وی جوان‌ترین امام در هنگام شهادت بوده است.

سنّ کمِ او در هنگام شهادت پدر، سبب شد تا شماری از اصحاب امام رضا(ع)، در امامت او تردید کنند؛ برخی، عبدالله بن موسی، را امام خواندند و برخی دیگر به واقفیه پیوستند، اما بیشتر آنان امامت محمد بن علی(ع) را پذیرفتند.

ارتباط امام جواد(ع) با شیعیان بیشتر از طریق وکلاء و نامه‌نگاری انجام می‌گرفت.

در دوره امامت جوادالائمه، فرقه‌های اهل حدیث، زیدیه، واقفیه و غلات فعالیت داشتند. وی شیعیان را از عقاید آنان آگاه می‌کرد و از نماز خواندن پشت سر آن‌ها نهی و غالیان را لعن می‌نمود.

مناظرات علمی جوادالأئمه(ع) با عالمان فرقه‌های اسلامی در مسائل کلامی همچون جایگاه شیخین و مسئله‌های فقهی مانند حکم قطع کردن دست دزد و احکام حج، از مناظرات معروف امامان معصوم است.

نسب، کنیه و لقب‌ها

محمد بن علی بن موسی بن جعفر، امام نهم شیعیان اثناعشری است که به جوادالائمه شهرت دارد. نسب او با شش واسطه به علی بن ابی‌طالب(ع) پیشوای اول شیعیان، می‌رسد. پدرش امام رضا(ع)، پیشوای هشتم شیعیان است.[۱] مادر او کنیز بود و سَبیکَه نوبیه نام داشت.[۲] [یادداشت ۱]

کُنیه وی ابوجعفر و ابوعلی است.[۳] در منابع روایی، از وی با عنوان ابوجعفر ثانی یاد می‌شود.[۴] تا با ابوجعفر اول (امام باقر(ع) اشتباه نشود.[۵]

لقب وی جواد و ابن الرضا[۶] است. القاب تقی، زکی، قانع، رضی، مختار، متوکل[۷]،مرتضی و منتجب،[۸] را نیز برای او برشمرده‌اند.

نسب، کنیه و لقب‌ها

محمد بن علی بن موسی بن جعفر، امام نهم شیعیان اثناعشری است که به جوادالائمه شهرت دارد. نسب او با شش واسطه به علی بن ابی‌طالب(ع) پیشوای اول شیعیان، می‌رسد. پدرش امام رضا(ع)، پیشوای هشتم شیعیان است.[۱] مادر او کنیز بود و سَبیکَه نوبیه نام داشت.[۲] [یادداشت ۱]

کُنیه وی ابوجعفر و ابوعلی است.[۳] در منابع روایی، از وی با عنوان ابوجعفر ثانی یاد می‌شود.[۴] تا با ابوجعفر اول (امام باقر(ع) اشتباه نشود.[۵]

لقب وی جواد و ابن الرضا[۶] است. القاب تقی، زکی، قانع، رضی، مختار، متوکل[۷]،مرتضی و منتجب،[۸] را نیز برای او برشمرده‌اند.

زندگی‌نامه

گاهشمار زندگی امام جواد(ع)

حرم کاظمین (تصویر قدیمی).jpg

 
۱۰رجب ۱۹۵ق. تولد امام جواد(ع)[۹]
۲۰۰ق سفر امام رضا(ع) به مرو
آخر صفر ۲۰۳ق. شهادت امام رضا(ع) و آغاز امامت جوادالائمه[۱۰]
۱۵ذی‌الحجه ۲۱۲ق تولد امام هادی(ع)[۱۱]
۲۱۴ق تولد موسی مبرقع[۱۲]
۲۱۵ق. ازدواج با ام الفضل[۱۳]
۱۸رجب ۲۱۸ق. مرگ مأمون و آغاز خلافت معتصم[۱۴]
۲۸محرم ۲۲۰ق. احضار امام جواد(ع) به بغداد توسط معتصم[۱۵]
آخر ذ‌ی‌القعده ۲۲۰ق. شهادت امام جواد(ع)[۱۶]
 

بر اساس گزارش مورخان، امام جواد(ع) در سال ۱۹۵ق در مدینه به دنیا آمد. اما درباره روز و ماه ولادت او اختلاف است. بیشتر منابع تولد او را در ماه رمضان دانسته‌اند.[۱۷] برخی روز آن را ۱۵ رمضان[۱۸] و برخی دیگر ۱۹ رمضان[۱۹] گفته‌اند.[۲۰] شیخ طوسی در مِصْباحُ الْمُتَهَجِّد، تاریخ ولادت او را ۱۰ رجب ذکر کرده است.[۲۱]

از برخی روایات برمی‌آید که قبل از تولد جواد الائمه، برخی از واقفیان می‌گفتند علی بن موسی نسلی از خود باقی نمی‌گذارد و با مرگ او سلسله امامت قطع می‌شود.[۲۲] از این‌رو وقتی که جوادالأئمه به دنیا آمد، امام رضا(ع) او را مولودی بابرکت برای شیعیان توصیف کرد.[۲۳] با این حال حتی پس از تولد او نیز، برخی از واقفیان، انتساب او به امام رضا(ع) را منکر شدند. آنان می‌گفتند جوادالأئمه از نظر چهره به پدرش شباهت ندارد، تا اینکه قیافه‌شناسان را حاضر کردند و آنان نسبت بین امام جواد و امام رضا را تأیید نمودند.[۲۴]

درباره زندگی حضرت جواد(ع)، اطلاعات چندانی در منابع تاریخی نیامده است. دلیل آن را محدودیت‌های سیاسی حکومت عباسی، تقیه و عمر کوتاه او دانسته‌اند.[۲۵] او در مدینه زندگی می‌کرد. بنا بر گزارش ابن بیهق، یک بار برای دیدار پدر به خراسان سفر کرد.[۲۶] و پس از امامت نیز چندین بار از سوی خلفای عباسی به بغداد احضار شد.

ازدواج

مأمون عباسی در سال ۲۰۲ق[۲۷] یا ۲۱۵ق[۲۸] دختر خود ام فضل را به عقد امام جواد(ع) در آورد. برخی گفته‌اند: احتمالاً در دیداری که جوادالأئمه با پدر در طوس داشت،[۲۹] مأمون، ام الفضل را به عقد او درآورد.[نیازمند منبع] ابن کثیر بر این باور است که خطبه عقد او با دختر مأمون در زمان حیات علی بن موسی الرضا(ع) خوانده شد، اما ازدواج آنها در سال ۲۱۵ق. در تکریت بوده است.[۳۰]

ازدواج جوادالأئمه با ام الفضل، به درخواست مأمون صورت گرفت.[۳۱] مأمون هدف خود را این می‌دانست که پدر بزرگ کودکی از نسل پیامبر(ص) و امام علی(ع)باشد.[۳۲] شیخ مفید در کتاب الارشاد آورده است، مأمون به دلیل شخصیت علمی محمد بن علی و شوق و شعفی که نسبت به او داشت، ام الفضل دختر خود را به ازدواج آن حضرت درآورد؛[۳۳]،[۳۴] اما برخی از پژوهشگران بر این باورند که این ازدواج با انگیزه و اهداف سیاسی انجام شده است از جمله اینکه مأمون می‌خواست از این راه، امام جواد و ارتباط او با شیعیان را کنترل کند.[۳۵] یا خود را علاقمند به علویان نشان دهد و آنان را از قیام علیه خود باز دارد.[۳۶] این ازدواج اعتراض برخی اطرافیان مأمون را در پی داشت زیرا بیم آن داشتند که خلافت از عباسیان به علویان منتقل شود.[۳۷] امام جواد(ع) مهریه ام الفضل را معادل مهریه حضرت زهرا(س)(۵۰۰ درهم) تعیین کرد.[۳۸]

همسر دیگر جوادالأئمه، سمانه مغربیه است[۳۹] که کنیز بود و به دستور خود ایشان خریداری شد.[۴۰] امام جواد، از ام فضل صاحب فرزندی نشد.[۴۱] و همه فرزندان او از سمانه بودند.[۴۲]

فرزندان

بنابر نقل شیخ مفید، امام جواد(ع) ۴ فرزند به نام‌های علی، موسی، فاطمه و امامه داشت.[۴۳] برخی دختران امام را ۳ تن به نام‌های حکیمه، خدیجه و ام کلثوم می‌دانند.[۴۴] در برخی از منابع متأخر از ام محمد و زینب نیز به عنوان دختران آن حضرت یاد شده است.[۴۵]

امامت در کودکی و سرگردانی شیعیان

امام جواد در حدود ۸ سالگی، به امامت رسید.[۵۸] به دلیل پایین بودن سن وی، شیعیان درباره امامت پس از امام رضا اختلاف پیدا کردند و برخی به دنبال عبدالله بن موسی رفتند، اما طولی نکشید او را شایسته امامت ندانستند و از او روگرداندند.[۵۹] برخی به احمد بن موسی گرویدند و شماری نیز به واقفیه پیوستند.[۶۰] با این حال، بیشتر اصحاب علی بن موسی الرضا(ع) به امامت فرزندش جواد معتقد شدند.[نیازمند منبع] منابع علت این اختلاف را کودکی جوادالائمه دانسته‌اند. به گفته نوبختی علت پیدایش این اختلاف، آن بود که آنان بلوغ را از شرایط امامت می‌دانستند.[۶۱] البته این مسئله در زمان حیات امام رضا(ع) نیز مطرح بود. حضرت رضا در واکنش به کسانی که خردسالی جوادالأئمه را مطرح می‌کردند به نبوت حضرت عیسی در کودکی استناد می‌کرد و می‌فرمود: «سن عیسی هنگامی که نبوت به وی عطا شد کمتر از سن فرزند من بوده است.»[۶۲] اما این مسئله در زمان امامت جوادالائمه، به صورت جدی‌تر و به عنوان شبهه مطرح شد و سبب شد برخی از خواص اصحاب امام رضا مانند یونس بن عبدالرحمن نیز در امامت جواد الائمه تردید کنند. از این رو هنگامی که گروهی از بزرگان شیعیان مانند ریان بن صلت، صفوان بن یحیی، محمد بن حکیم و یونس بن عبدالرحمان در منزل عبدالرحمان بن حجاج گرد آمدند تا درباره پیشوای شیعیان پس از امام رضا گفتگو کنند. یونس بن عبدالرحمن به آنان گفت تا زمانی که این کودک(جوادالأئمه) بزرگ شود به چه کسی رجوع کنیم؟ و با واکنش تند ریان بن صلت مواجه شد. ریان گفت اگر این امامت این کودک از جانب خدا باشد اگر یک روز هم از عمر او گذشته باشد مانند کسی است که صد سال عمر کرده و اگر امامت او از جانب خدا نباشد اگر هزار سال هم داشته باشد مانند یکی از مردم عادی است.[۶۳]

همچنین در پاسخ به کسانی که شبهه کودکی امام جواد را مطرح می‌کردند، به آیاتی از قرآن درباره نبوت حضرت یحیی در کودکی[۶۴] و سخن گفتن حضرت عیسی[۶۵] در گهواره استناد می‌شد.[۶۶] خود او نیز در پاسخ به کسانی که مسئله سن او را مطرح می‌کردند، به جانشینی حضرت سلیمان به جای حضرت داود، در کودکی اشاره می‌کرد و می‌گفت: هنگامی که حضرت سلیمان کودکی بیش نبود و گوسفندان را به چرا می‌برد، حضرت داود او را جانشین خود کرد اما علمای بنی‌اسرائیل آن را انکار می‌کردند.[۶۷]

پرسش‌های شیعیان و پاسخ‌های امام

با اینکه امام رضا(ع) در موارد متعددی به امامت جوادالائمه تصریح کرده بود[۶۸] برخی از شیعیان برای اطمینان بیشتر، وی را با پرسش‌هایی می‌آزمودند.[۶۹] این آزمایش در مورد ائمه دیگر نیز مطرح بود[۷۰] اما با توجه به سن کمِ جوادالأئمه، درباره او ضرورت بیشتری داشت.[۷۱] برخی از پژوهشگران بر این باورند این کار از سوی شیعیان به این دلیل صورت می‌گرفت که گاهی به دلایلی همچون تقیه و حفظ جان امام، بر چندین نفر وصیت می‌شد.[۷۲][یادداشت ۳]

گزارش‌های مختلفی از پرسش‌های شیعیان و پاسخ‌های امام جواد در منابع روایی آمده است. پاسخ‌های ایشان سبب ترفیع جایگاه وی و پذیرش امامت او نزد شیعیان می‌شد.[نیازمند منبع] البته پرسش‌های شیعیان مختص امام جواد نبود. آنان افراد دیگر را به همین شیوه می‌آزمودند.[۷۳] بنابر برخی روایات، گروهی از شیعیان که از بغداد و شهرهای دیگر به حج آمده بودند برای دیدار جوادالأئمه به مدینه رفتند. آنان در مدینه با عبدالله بن موسی دیدار کردند و از او سؤالاتی پرسیدند، پاسخ‌های عبدالله آنان را قانع نکرد، شیعیان متحیر و نگران بودند تا آینکه با امام جواد(ع) دیدار کردند و با پاسخ‌های او قانع شدند.[۷۴]

برخورد با فرقه‌های دیگر

از پرسش‌های شیعیان و پاسخ‌های امام جواد که در منابع شیعی نقل شده، به دست می‌آید که در دوره امامت او، فرقه‌های اهل حدیث، واقفیه، زیدیه و غلات فعالیت می‌کردند. اهل حدیث بر این باور بودند که خدا جسم است[نیازمند منبع] امام جواد شیعیان را از نماز خواندن پشت سر کسانی که خدا را جسم می‌دانستند و نیز از پرداخت زکات به آنان نهی می‌کرد.[۷۵] او در پاسخ به ابوهاشم جعفری که از تفسیر آیه «لا تُدْرِکهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یدْرِک الْأَبْصار»[۷۶] پرسیده بود، امکان دیدن خدا با چشم(عقیده مجسمه) را نفی کرد و فرمود: اوهام قلوب، دقیق‌تر از دید چشمان است. انسان می‌تواند چیزهایی را که ندیده‌ تصور کند اما نمی‌تواند آنها را ببیند. وقتی که اوهام قلوب نمی‌توانند خدا را درک کنند چگونه چشمان او را بینند و درک کنند؟[۷۷]

روایاتی از اوی در مذمت واقفیان نقل شده است[۷۸] او زیدیه و واقفیان را در ردیف نواصب قرار می‌داد.[۷۹] و می‌گفت آیه «وجوهٌ یومئذٍ خاشعه، عاملهٌ ناصبه» درباره آنان نازل شده است.[۸۰] او همچنین اصحاب خود را، از نماز خواندن پشت سر واقفیان نهی می‌کرد.[۸۱]

امام جواد، غالیانی همچون ابوالخطاب و پیروان او را لعن می‌کرد. او همچنین کسانی که در لعن ابوالخطاب توقف یا تردید می‌کردند را نیز لعن می‌نمود.[۸۲] جوادالائمه، افرادی همچون ابوالغمر، جعفر بن واقد و هاشم بن ابی‌هاشم را پیرو ابوالخطاب معرفی می‌کرد و می‌گفت آنان با نام ما(اهل بیت) از مردم بهره‌کشی می‌کنند.[۸۳] بنابر روایتی که در رجال کشی آمده است او قتل دو تن از غلات به نام‌های ابوالمهری و ابن ابی‌رزقاء را جایز دانست و دلیل آن را نقش آنان در منحرف کردن شیعیان عنوان کرد.[۸۴] گفته شده است امام در نامه‌هایی که برای وکلای خود می‌فرستاد شیعیان را از رفت و آمد با غالیان منع می‌کرد.[نیازمند منبع]

همچنین جوادالأئمه خطاب به محمد بن سنان، ادعای مفوضه مبنی بر واگذاری خلق و تدبیر جهان به پیامبر(ص) و امامان را رد کرد. البته تفویض احکام [یادداشت ۴] را به عنوان عقیده‌ای درست معرفی نمود و آن را هم به مشیت الهی منتسب کرد و فرمود: این عقیده‌ای است که هر کس از آن جلوتر برود از اسلام خارج است و هر کس آن را نپذیرد (دینش) نابود می‌شود و هر کس آن را بپذیرد به حق پیوسته است.[۸۵]

سیره

برخی از منابع، دلیل ملقب شدن پیشوای نهم شیعیان به جواد را، کثرت بخشش و احسان او به مردم دانسته‌اند.[۸۶] بر پایه نامه‌ای که امام رضا(ع) از خراسان برای فرزندش جواد فرستاد، حضرت جواد از همان سال‌های اولیهٔ زندگی، به سخاوتمندی معروف و زبانزد بوده است. هنگامی که پدرش در خراسان بود، اصحاب، جواد را از درب فرعی خانه خارج می‌کردند تا با افراد کمتری مواجه شود که برای دریافت کمک گرد خانه‌اش تجمع می‌کردند. بر پایه این روایت، حضرت رضا نامه‌ای به جواد فرستاد و به او سفارش نمود تا به حرف کسانی که به او می‌گویند از درب اصلی رفت و آمد نکند، گوش ندهد. علی بن موسی الرضا(ع) در این نامه به پسرش سفارش کرده بود که: «هر وقت می‌خواهی از خانه خارج شوی، مقداری سکه طلا و نقره همراه داشته باش. هیچ‌کس از تو درخواستی نکند مگر اینکه چیزی به او بدهی. او همچنین سفارش بستگان نزدیک او مانند عموها، دایی‌ها، عمه‌ها و خاله‌ها را به صورت ویژه کرده بود.[۸۷]

قرشی جوادالأئمه را عابدترین و خالص‌ترین مردم زمانه‌اش معرفی کرده است. او از کثرت نافله‌های وی سخن گفته است. به گفته قرشی حضرت جواد نافله‌ای به جای می‌آورد که در هر رکعت آن هر یک از سوره‌های حمد و توحید را ۷۰ بار می‌خواند.[۸۸] همچنین بر پایه روایتی که سید ابن طاووس نقل کرده است هنگامی که ماه قمری فرا می‌رسید محمد بن علی دو رکعت نماز می‌گذارد که در رکعت اول پس از سوره حمد، ۳۰ مرتبه سوره توحید و در رکعت دوم ۳۰ مرتبه سوره قدر را می‌خواند و سپس صدقه می‌داد.[۸۹]

امام جواد، برتری انسان‌ها را به واسطه علم آنان می‌دانست نه به واسطه نسب و نژاد. از او نقل شده است که الشریف کل الشریف من شرفه علمه[۹۰]؛‌ با شرافت‌ترین از همه شریف‌ها کسی است که شرفش به واسطه عملش باشد از این رو به طبقات پایین جامعه از جمله بردگان توجه داشت و با آنان نشست و برخاست می‌کرد. برخی از نویسندگان حدود ده تن از اصحاب آن حضرت را از بردگان بر شمرده‌اند.[۹۱]

نقش انگشتری او، حَسْبِی اللَّهُ حَافِظِی بوده است.[۹۲]

روایات و مناظرات

حدود ۲۵۰ حدیث از امام جواد نقل شده است.[۹۳] این روایات در موضوعات فقهی، تفسیری و عقیدتی است. کم بودن روایات منقول از وی در مقایسه با برخی دیگر از امامان معصوم را به جهت تحت کنترل بودن و همچنین سن کم وی در زمان شهادت دانسته‌اند.[نیازمند منبع] از معروف‌ترین سخنان وی، روایت «الْمُؤْمِنُ یحْتَاجُ إِلَی ثَلَاثِ خِصَالٍ تَوْفِیقٍ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ ینْصَحُهُ.»[۹۴]است که در آن مؤمن را نیازمند توفیق الهی، واعظ درونی و پذیرش خیرخواهی، دانسته است.

همچنین محمد تقی(ع) در دوران امامت خود چندین بار با برخی از فقیهان دربار عباسی مناظره کرد. گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که برخی از این مناظره‌ها به درخواست درباریان مأمون و معتصم و با هدف آزمایش پیشوای نهم شیعیان انجام می‌گرفته است و نتیجه آن باعث شگفتی و تحسین حاضران می‌شده است.[نیازمند منبع] منابع ۹ مناظره و گفتگو از جوادالأئمه گزارش کرده‌اند که چهار مورد آنها با یحیی بن اکثم و یک مورد با احمد بن ابی‌داوود قاضی القضات‎های بغداد بوده است. همچنین گفتگوهایی از وی با عبدالله بن موسی، ابوهاشم جعفری، عبدالعظیم حسنی و معتصم نیز گزارش شده است. موضوع این گفتگوها مباحث فقهی مربوط به حج، طلاق، حد سرقت و مباحث کلامی همچون ویژگی یاران امام دوازدهم، فضایل شیخین و اسماء صفات خدا بوده است.[نیازمند منبع]

مناظره در مجلس مأمون

از مناظرات مهم امام محمد تقی(ع) که در زمان مأمون عباسی در بغداد صورت گرفت، مناظره با یحیی بن اکثم، فقیه دربار عباسی، بود. بنابر برخی منابع شیعه، علت وقوع این مناظره، اعتراض سران عباسی به پیشنهاد ازدواج او با ام الفضل از سوی مأمون بود. مأمون برای اثبات درستی تصمیم خویش، به آنان پیشنهاد کرد تا جوادالأئمه(ع) را بیازمایند. آنان پذیرفتند و برای آزمودن آن حضرت، جلسه مناظره‌ای ترتیب دادند.

یحیی در مناظره، نخست مسئله‌ای فقهی درباره شخص مُحرمی که حیوانی را شکار کرده مطرح ساخت. امام جواد، با مطرح کردن وجوه گوناگون برای مسئله،[یادداشت ۵] از یحیی بن اکثم پرسید منظور وی کدام وجه است. یحیی بن اکثم در جواب درماند. سپس خود امام جواد، مسئله را با صورت‌های مختلف آن پاسخ گفت. درباریان و علمای عباسی پس از شنیدن جواب امام، بر تبحر او در فقه اعتراف کردند. گفته‌اند که مأمون پس از مناظره گفت: خدای را بر این نعمت سپاسگزارم که آنچه من اندیشیده بودم، همان شد.[۹۵]

مناظره درباره خلفا

به نقل منابع روایی شیعه، محمد تقی(ع) در مجلسی با حضور مأمون و شماری از فقها و درباریان، با یحیی بن اکثم درباره فضایل ابوبکر و عمر مناظره کرد. یحیی خطاب به او گفت: جبرئیل از طرف خدا به رسولش گفت: از ابوبکر سؤال کن، آیا او از من راضی است؟ من که از او راضی هستم، امام پاسخ داد: من منکر فضایل ابوبکر نیستم اما کسی که این روایت را نقل کرده باید به احادیث دیگری که از پیامبر(ص) وارد شده توجه کند وآن اینکه پیامبر فرمود: هنگامی که حدیثی از طرف من به شما می‌رسد آن را بر کتاب خدا و سنت من عرضه کنید اگر موافق با آن بود بپذیرید و اگر نبود قبول نکنید زیرا دروغ‌گویان و جعل‌کنندگان حدیث زیاد خواهند شد، سپس امام فرمود: این حدیث با قرآن موافقت ندارد زیرا خداوند در قرآن می‌فرماید نحن اقرب الیه من حبل الورید؛ ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم، آیا خداوند از راضی بودن یا نبودن ابوبکر آگاهی نداشت که از او می‌پرسد؟[۹۶]

پس از آن یحیی درباره این روایت سؤال کرد: "مَثَل ابوبکر و عمر در زمین همانند جبرئیل و میکائیل در آسمان است، جوادالأئمه در جواب فرمود: محتوای این روایت درست نیست زیرا جبرئیل و میکائیل همواره بندگی خدا را کرده و لحظه‌ای مرتکب گناه نشده‌اند در حالی که ابوبکر و عمر پیش از آنکه اسلام بیاورند، سال‌های طولانی مُشرک بوده‌اند.[۹۷]

قطع دست دزد

در زمان سکونت جوادالأئمه(ع) در بغداد درباره اینکه دست دزد از کجا باید قطع شود بین فقهای درباری اختلافی پیش آمد؛ برخی می‌گفتند از مچ باید قطع گردد و برخی دیگر قطع آن را از آرنج می‌دانستند. معتصم از امام جواد خواست تا نظر خود را بیان کند. جوادالأئمه از معتصم خواست او را از پاسخ معاف دارد اما خلیفه اصرار کرد و او گفت: فقط انگشتان دزد قطع می‌شود و بقیه دست باقی می‌ماند. وی دلیل خود را آیه وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً (ترجمه: و مساجد ویژه خداست، پس هیچ کس را با خدا مخوانید.)[ ۷۲–۱۸] عنوان کرد. معتصم جواب امام را پسندید و دستور داد تا انگشتان دزد را قطع کنند.[۹۸] برخی بر این باورند این حادثه سبب ترویج جایگاه امامت در بین مردم شد.[نیازمند منبع]

فضائل و مناقب

در منابع، فضایل و مناقب متعددی برای حضرت جواد ذکر شده است. برتری آن حضرت در مناظرات و مباحث علمی با دانشمندان در کودکی از جمله آنهاست. برخی از کراماتی نیز که برای آن حضرت نقل شده عبارتند از:

قطب راوندی از محمد بن میمون نقل می‌کند: حضرت جواد در ایامی که کودک بود و امام رضا هنوز به خراسان نرفته بود، سفری به مکه نمود و من نیز در خدمت آن حضرت بودم. چون خواستم برگردم، به آن حضرت گفتم: من می‌خواهم به مدینه بروم؛ کاغذی برای ابوجعفر محمد تقی بنویسید تا من ببرم. حضرت تبسمی کرد و نامه‌ای نوشت. من آن را به مدینه آوردم و در آن وقت چشمانم نابینا شده بود. موفق، حضرت محمد تقی را آورد در حالی که در مهد جای داشت من نامه را به آن حضرت دادم. حضرت به موفق فرمود مهر از نامه بردار و کاغذ را باز کن. سپس فرمود‌ ای محمد احوال چشمت چگونه است؟ عرض کردم یابن رسول الله چشمم بیمار شده و بینائی‌اش از دست رفته. سپس حضرت دست به چشمان من کشید. از برکت دست آن حضرت چشمانم شفا یافت. پس من دست و پای آن جناب را بوسیدم و از خدمتش بیرون آمدم در حالی که بینا بودم.[۹۹]

همچنین نقل شده است که در سفر بازگشت جوادالأئمه(ع) از بغداد به مدینه، گروهی، او را تا بیرون شهر بدرقه کردند، هنگام مغرب امام جواد در حیاط مسجدی در کنار درخت سدری که تا آن زمان میوه نداده بود، وضو گرفت و نماز خواند. پس از نماز با مردم خداحافظی کرد و رفت. فردای آن شب درخت به بار نشست و میوه داد و سبب شگفتی مردم شد. از شیخ مفید نقل کرده‌اند که سال‌ها بعد این درخت را دیده و از میوه آن خورده است.[۱۰۰]

اصحاب

شیخ طوسی از حدود ۱۱۵ تن به عنوان اصحاب جوادالأئمه نام برده است.[۱۰۱] قرشی در کتاب حیاة الامام محمد الجواد(ع) ۱۳۲نفر[۱۰۲]و عبدالحسین شبستری در کتاب «سُبُلُ الرَّشاد إلی اَصحاب الاِمام الجَواد»، ۱۹۳ نفر[۱۰۳] را به عنوان اصحاب پیشوای نهم شیعیان، معرفی کرده‌اند. برخی نیز تعداد آنان را به ۲۵۷ تن رسانده‌اند.[نیازمند منبع] عطاردی در مسند الامام الجواد تعداد راویان از وی را ۱۲۱ تن دانسته است.[۱۰۴] برخی از اصحاب جوادالأئمه با امام رضا(ع)[۱۰۵] و امام هادی(ع) نیز مصاحبت داشته و از آن دو روایت کرده‌اند.[۱۰۶] در میان راویان از محمد تقی(ع)، پیروانی از فرقه‌های دیگر از جمله اهل‌سنت نیز وجود داشته است.[۱۰۷] تعداد راویان غیر امامی از جوادالائمه را ۱۰ تن گفته‌اند.[۱۰۸]

عبدالعظیم حسنی، احمد بن ابی‌نصر بزنطی، حسن بن سعید اهوازی، احمد بن محمد برقی و ابراهیم بن هاشم از اصحاب مشهور پیشوای نهم شیعیان بودند.

ارتباط با شیعیان

امام جواد(ع) از طریق سازمان وکالت با شیعیان در ارتباط بود. او در سرزمین‌های اسلامی از جمله بغداد، کوفه، اهواز، بصره، همدان، قم، ری، سیستان و بُست نمایندگانی داشت.[۱۰۹] تعداد وکیلان او را ۱۳ تن گفته‌اند.[۱۱۰] آنان وجوهات شرعی شیعیان را به امام جواد می‌رساندند.[نیازمند منبع] ابراهیم بن محمد همدانی در همدان[۱۱۱] و ابوعمرو حذّاء در نواحی بصره[۱۱۲] وکالت آن حضرت را بر عهده داشتند. صالح بن محمد بن سهل به موقوفات آن حضرت در قم رسیدگی می‌کرد.[۱۱۳] همچنین زکریا بن آدم قمی،[۱۱۴] عبدالعزیز بن مهتدی اشعری قمی،[۱۱۵] صفوان بن یحیی،[۱۱۶] علی بن مهزیار[۱۱۷] و یحیی بن ابی‌عمران[۱۱۸] از وکلای امام جواد بودند. برخی از نویسندگان با استناد به شواهدی محمد بن فرج رخجی و ابوهاشم جعفری را از وکیلان او به شمار آورده‌اند.[۱۱۹] البته احمد بن محمد سیاری نیز ادعای وکالت داشت ولی امام ضمن رد ادعای او، از شیعیان خواست تا وجوهات را به وی ندهند.[۱۲۰]

گفته شده است که امام جواد به دو دلیل از سازمان وکالت برای ارتباط با شیعیان استفاده می‌کرد؛

  • تحت کنترل دستگاه حاکم بود.
  • برای دوره غیبت زمینه‌سازی می‌کرد.[۱۲۱]

پیشوای نهم شیعیان در ایام حج نیز با شیعیان دیدار و گفتگو می‌کرد. برخی از محققان بر این باروند که سفر امام رضا(ع) به خراسان، سبب شده بود تا روابط شیعیان با امامان خود گسترش یابد.[۱۲۲] از این رو شیعیانی از خراسان، ری و بست و سجستان در ایام حج به دیدار امام می‌آمدند.[نیازمند منبع]

شیعیان با جوادالأئمه، از طریق نامه‌نگاری نیز در ارتباط بودند. آنان در نامه‌هایشان سؤالاتی را، که بیشتر در مسائل فقهی بود، مطرح می‌کردند و امام به آنها پاسخ می‌داد.[۱۲۳] در موسوعة الامام الجواد، به جز پدر و پسر امام، نام ۶۳ تن از افرادی که حضرت با آنان مکاتبه داشته، گرد آمده است.[۱۲۴] البته برخی از نامه‌ها در پاسخ به گروهی از شیعیان نوشته شده است.[۱۲۵]

شهادت

 

خلفای عباسی دو بار محمد تقی(ع) را به بغداد احضار کردند. سفر اول در زمان مأمون چندان طولانی نبود.[۱۲۶] بار دوم، در ۲۸ محرم سال ۲۲۰ق، به دستور معتصم وارد بغداد شد و در ذ‌ی‌القعده[۱۲۷] یا ذی‌الحجه[۱۲۸] همان سال در بغداد به شهادت رسید. روز شهادت وی، در بیشتر منابع، آخر ذی‌القعده است؛[۱۲۹] اما در برخی منابع پنجم[۱۳۰] یا ششم ذی الحجه[۱۳۱] نیز آمده است. پیکر او را در کنار جدش موسی بن جعفر(ع) در مقبره قریش در کاظمین به خاک سپردند.[۱۳۲] سن او را به هنگام شهادت ۲۵ سال گفته‌اند[۱۳۳] از این رو جوانترین امام شیعیان به هنگام شهادت بوده است.

برخی علت شهادت وی را سعایت ابن ابی‌داود (قاضی بغداد) در نزد معتصم عباسی دانسته‌اند. دلیل آن هم پذیرفته‌شدن نظر امام درباره قطع دست سارق بود که باعث شرمندگی ابن ابی‌دُواد و شماری از فقیهان و درباریان شده بود.[۱۳۴]

درباره چگونگی شهادت پیشوای نهم شیعیان اختلاف است؛ در برخی از منابع آمده است که معتصم به وسیله منشی یکی از وزیرانش او را مسموم کرد و به شهادت رساند.[۱۳۵] برخی معتقدند که معتصم به وسیله ام الفضل محمد بن علی را مسموم کرد.[۱۳۶] به گزارش مسعودی، معتصم و جعفر بن مأمون در اندیشه کشتن محمد بن علی(ع) بودند. چون جوادالأئمه از ام الفضل فرزندی نداشت، جعفر، ام الفضل (خواهرش) را تحریک کرد که محمد بن علی را مسموم کند. آن دو سمی را در انگور نهادند و امام از آن خورد. ام الفضل پس از آن که جوادالأئمه را مسموم کرد، پشیمان شد و می‌گریست اما امام او را نفرین کرد.[۱۳۷] درباره چگونگی شهادت او به دست ام الفضل سخنان دیگری نیز گفته شده است.[۱۳۸]

بر اساس روایتی دیگر، وقتی مردم با معتصم بیعت کردند. او به عبدالملک زیات والی مدینه نامه نوشت که محمد بن علی(ع) را همراه با ام الفضل روانه بغداد کند. وقتی امام جواد وارد بغداد شد، معتصم به ظاهر او را احترام می‌کرد و تحفه‌هایی برای او و امّ الفضل فرستاد. بر پایه این روایت، معتصم شربت پرتقالی به وسیله غلام خود به نام اشناس برای او فرستاد. اشناس به امام گفت: خلیفه، پیش از شما از این شربت به گروهی از بزرگان از جمله احمد بن ابی‌داود و سعید بن خضیب نوشانده و امر کرده که شما هم از آن بنوشید. امام فرمود:«آن را در شب می‌نوشم» اما اشناس اصرار می‌کرد که باید خنک نوشیده شود و یخ آن آب می‌شود سپس امام از آن نوشید و بر اثر آن به شهادت رسید.[۱۳۹]

شیخ مفید در شهادت جوادالأئمه تردید کرده و گفته است شهادت او برای من ثابت نشده است[۱۴۰] برخی از محققان شیعه با استناد به روایت «ما مِنَا الا مقتول شهید» و همچنین ذکر شواهدی که از شهادت امام جواد حکایت دارد، سخن شیخ مفید را رد کرده‌اند.[۱۴۱]

جایگاه نزد اهل سنت

عالمان اهل سنت، پیشوای نهم شیعیان را به عنوان یک عالم دینی احترام می‌کنند. برخی از آنان شخصیت علمی جوادالأئمه را ممتاز دانسته‌[۱۴۲] و شیفتگی مأمون به او را به دلیل شخصیت علمی و معنوی او در کودکی دانسته‌اند.[۱۴۳] آنان همچنین از برتری محمد بن علی(ع) در ویژگی‌ها دیگری همچون تقوا، زهد و سخاوت سخن گفته‌اند.[۱۴۴] به عنوان نمونه ابن تیمیه ملقب شدن او به جواد را، به دلیل شهرتش در سخاوت و بزرگواری می‌داند.[۱۴۵] جاحظ عثمان معتزلی نیز، محمد بن علی(ع) را عالم، زاهد، عبادت‌پیشه، شجاع، بخشنده و پاک معرفی کرده است.[۱۴۶]

توسل به امام جواد

 

برخی از شیعیان با توجه به توصیه‌هایی که برخی از عالمان شیعی داشته‌اند، برای گسترش رزق و گشایش در امور مادی به امام جواد(ع) توسل می‌جویند و او را باب الحوائج می‌خوانند. نمونه‌ای از این توصیه نقل مجلسی دوم از ابوالوفاء شیرازی است که مدعی شده پیامبر(ص) در خواب او را به توسل به امام جواد(ع) در امور مادی توصیه کرده است.[۱۴۷] [یادداشت ۶]

بر پایه روایتی که داود صیرفی از امام هادی(ع) نقل کرده زیارت مرقد جوادالأئمه پاداش و ثواب زیادی دارد.[۱۴۸] همچنین ابراهیم بن عقبه در نامه‌ای از امام هادی(ع) درباره زیارت امام حسین، امام کاظم و امام جواد(ع) پرسید. امام هادی زیارت امام حسین را برتر و مقدم دانست و فرمود زیارت هر سه کامل‌تر است و پاداش بیشتری دارد.[۱۴۹] آرامگاه امام جواد(ع) و امام کاظم(ع)، در بغداد زیارتگاه مسلمانان به‌ویژه شیعیان است. آنان مرقد آن حضرت را در حرم کاظمین زیارت می‌کنند و به او متوسل می‌شوند. شیعیان در سال‌روز شهادت جوادالأئمه مجالس عزاداری، روضه‌خوانی و سینه‌زنی بر پا می‌کنند.

کتاب‌شناسی

درباره امام جواد آثار زیادی به زبان‌های مختلف به ویژه فارسی و عربی نوشته شده است. در مقاله کتابشناسی امام جواد، ۶۰۵ اثر در قالب کتاب(۳۲۴)، مقاله(۲۴۸) و پایان‌نامه(۳۳) معرفی شده است. از این تعداد ۴۷۴ عنوان به زبان فارسی، ۱۲۲ مورد به زبان عربی و ۹ عنوان به زبان‌های دیگر است.[۱۵۰]

وفاة الامام الجواد، مسند الامام الجواد، موسوعة الامام الجواد علیه‌السلام، الحیاة السیاسیة للامام الجواد، حیاة‌ الامام محمد الجواد و سبل الرشاد از مهمترین کتاب‌هایی است که به زبان عربی درباره امام جواد منتشر شده است.

پنج شنبه, 26 بهمن 1396 08:25

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

نوشته شده توسط

فاطِمه (س) مشهور به فاطِمهٔ زَهرا (۵ بعثت-۱۱ق)، دختر پیامبر اسلام(ص) از خدیجه کبری(س) و همسر امام علی(ع) است. او یکی از پنج تن آل عبا (اصحاب کساء) بوده که شیعیانِ دوازده امامی آنها را جزو چهارده معصوم می دانند. امام دوم و سوم شیعیان و زینب(س) از فرزندان اویند. زهرا، بَتول، سیدة نساء العالمین و اُمّ اَبیها از جمله القاب حضرت فاطمه(س) است. فاطمه، تنها زن همراه پیامبر(ص) در روز مباهله با مسیحیان نجران بود.

وی در ماجرای سقیفه ضمن مخالفت با اقدام شورای سقیفه، خلافت ابوبکر را غاصبانه خواند و با او بیعت نکرد. او در جریان غصب فدک و دفاع از خلافت امام علی(ع) خطبه‌ای خواند که به خطبه فدکیه معروف است. فاطمه(س) اندکی پس از رحلت پیامبر(ص) و در جریان هجوم موافقان خلافت ابوبکر به خانه‌اش، آسیب دید، در بستر بیماری افتاد و پس از مدت کوتاهی در ۳ جمادی‌الثانی سال ۱۱ هجری قمری در مدینه به شهادت رسید. پیکر دختر پیامبر(ص) به سفارش خودش شبانه و مخفیانه دفن شد و قبرش هیچ‌گاه مشخص نشد.

سوره کوثر، آیه تطهیر، آیه مودت و آیه اطعام و احادیثی چون حدیث بِضعه در شأن و فضیلت فاطمه نازل و نقل شده‌اند. در روایات آمده است پیامبر(ص) فاطمه را برترین زن در دو عالم معرفی کرده و خشم و خشنودی او را خشم و خشنودی خداوند دانسته است. تسبیحات حضرت زهرا ذکری است که پیامبر(ص) به فاطمه آموخت و مصحف فاطمه (س) کتابی است شامل سخنانی که فرشته الهی به فاطمه الهام کرده و امام علی(ع) آنها را نوشته است. این صحیفه در دست امامان بوده و هم‌اکنون در دست امام زمان است.

شیعیانْ فاطمه(س) را الگوی خود می‌دانند و در سالروز شهادت وی که به ایام فاطمیه مشهور است، عزاداری می‌کنند. در ایران سالروز ولادت فاطمه(س) (بیستم جمادی الثانی)، روز زن و مادر نامگذاری شده و نام فاطمه و زهرا جزو بیشترین نام‌ها برای دختران‌اند.

 

 

 

فاطمه(س) چهارمین و به نقلی پنجمین فرزند پیامبر(ص) است و مادرش، نخستین همسر پیامبر. به اتفاق مورخان، فاطمه در مکه و در منزل خدیجه در زُقاق العطارین و زُقاق الحجر در نزدیکی مسعی به دنیا آمد.[۱۶]

 

تولد و دوران کودکی

 

بر اساس دیدگاه رایج شیعیان، حضرت فاطمه در سال پنجم بعثت مشهور به سَنَه أحقافیه (سال نزول سوره احقاف)[۱۷] متولد شده است.[۱۸] در عین حال شیخ مفید و کفعمی سال دوم بعثت را زمان تولد فاطمه(س) دانسته‌اند.[۱۹] دیدگاه رایج اهل‌سنت ولادت فاطمه(س) را پنج سال پیش از بعثت دانسته است.[۲۰]

 

در منابع شیعه روز تولد فاطمه(س) بیستم جمادی‌الثانی ذکر شده است.[۲۱]

 

کمبود گزارش‌های مفصل تاریخی درباره کودکی و نوجوانی فاطمه(س)، آشنایی با زندگی وی را با مشکل مواجه کرده است.[۲۲] بر اساس گزارش‌های تاریخی، پس از آشکار شدن دعوت پیامبر، فاطمه در برخی موارد شاهد خشونت‌های مشرکان علیه پدرش بود. علاوه بر این، سه سال از دوران کودکی فاطمه، در شعب ابی طالب و تحت فشارهای اقتصادی و اجتماعی مشرکان علیه بنی‌هاشم و پیروان پیامبر اسلام گذشت.[۲۳] فاطمه همچنین در کودکی، مادر خود خدیجه و عمو و حامی مهم پدرش، ابوطالب را از دست داد.[۲۴] تصمیم قریش برای قتل پیامبر(ص)[۲۵] خروج شبانه پیامبر از مکه و هجرت به مدینه، و سرانجام هجرت فاطمه به مدینه همراه با علی و برخی از زنان، مهم‌ترین رخدادهای کودکی زهرا(س) بوده است.[۲۶]

 

خواستگاری و ازدواج

 

 

فاطمه(س) خواستگاران متعددی داشت؛ اما در نهایت با امام علی(ع) ازدواج کرد. به اعتقاد برخی پژوهشگران به دنبال هجرت پیامبر(ص) به مدینه و رهبری جامعه اسلامی، فاطمه(س) به سبب نسبت فرزندی با پیامبر(ص) در میان مسلمانان مورد احترام قرار گرفت و جایگاه والایی یافت.[۲۷] در کنار این مسئله ابراز محبت پیامبر به فاطمه(س)[۲۸] و ویژگی‌های فاطمه در مقایسه با زنان دوره خود[۲۹] موجب شد برخی از مسلمانان به دنبال ازدواج با دختر پیامبر(ص) باشند.[۳۰] شماری از بزرگان قریش که زودتر از دیگران اسلام آورده بودند یا از قدرت مالی مناسبی برخوردار بودند به خواستگاری فاطمه(س) رفتند.[۳۱] امام علی(ع)، ابوبکر، عمر[۳۲] و عبدالرحمن بن عوف[۳۳] از جمله این افراد بودند. همه خواستگاران به جز علی(ع) جواب رد از پیامبر شنیدند.[۳۴] پیامبر در پاسخ به درخواست آنان می‌فرمود: «ازدواج فاطمه امری آسمانی است و نیازمند حکم الهی است.»[۳۵] در برخی موارد نیز نارضایتی فاطمه(س) از ازدواج با خواستگاران را مطرح می‌کرد.[۳۶]

 

علی(ع) به سبب ارتباط خانوادگی با پیامبر و ویژگی‌های اخلاقی و دینی فاطمه، علاقه زیادی برای ازدواج با فاطمه داشت[۳۷] اما به گفته مورخان به خود اجازه نمی‌داد از دختر پیامبر خواستگاری کند.[۳۸] سعد بن معاذ این مسئله را به پیامبر منتقل کرد و پیامبر با خواستگاری علی(ع) موافقت کرد[۳۹] و درخواست امام علی(ع) و ویژگی‌های رفتاری و فضیلت او را برای فاطمه(س) بیان کرد که با رضایت فاطمه همراه شد.[۴۰] علی(ع) مانند دیگر مهاجران، در ماه‌های نخستینِ پس از هجرت، وضعیت اقتصادی نامطلوبی داشت و در پرداخت مهر تعیین شده مشکل داشت.[۴۱] از این رو به توصیه پیامبر، قیمت زره خود را (با فروش یا رهن)، مهر فاطمه کرد.[۴۲] مراسم عقد علی(ع) و فاطمه(س) در حضور مسلمانان در مسجد برگزار شد.[۴۳] درباره تاریخ مراسم عقد اختلاف وجود دارد. در بیشتر منابع، سال دوم هجری ذکر شده است.[۴۴] مراسم عروسی پس از جنگ بدر در شوال یا ذی‌الحجه سال دوم هجری برگزار شد.[۴۵]

 

زندگی مشترک با علی(ع)

 

در گزارش‌های تاریخی و روایی آمده است فاطمه(س) به علی(ع) به‌ گونه‌های متفاوت و حتی در حضور پیامبر محبت می‌کرد و او را بهترین همسر می‌خواند.[۴۶] احترام به علی نیز یکی از خصوصیات فاطمه معرفی شده است. نقل شده است فاطمه در خانه، علی(ع) را با کلمات محبت‌آمیز[۴۷] و در میان مردم با کنیه اباالحسن خطاب می‌کرد.[۴۸] در گزارش‌هایی آمده است که فاطمه(س) در خانه با عطر و وسایل زینتی خود را می‌آراست که در مواردی گردنبند و دستبند زینتی خود را انفاق کرد.[۴۹]

 

دوره نخست زندگی فاطمه(س) و علی(ع) با شرایط دشوار اقتصادی همراه بود[۵۰] تا آنجا که در برخی زمان‌ها غذایی برای سیر کردن حسنین(ع) نمی‌یافتند؛[۵۱] اما فاطمه(س) به وضع موجود اعتراض نمی‌کرد و گاه برای کمک به همسر خود در تأمین معاش، پشم‌ریسی می‌کرد.[۵۲]

 

فاطمه(س) تمایل داشت کارهای درون منزل را خود انجام دهد و امور خارج از منزل را به علی(ع) واگذارد.[۵۳] او در دوره‌ای که پیامبر خادمی به نام فضه را به خانه‌‌اش فرستاد، تمام امور خانه را بر عهده فضه نگذاشت، بلکه نیمی از کارهای خانه را خود انجام می‌داد و نیمی دیگر را به فضه می‌سپرد.[۵۴] بر اساس برخی از گزارش‌ها به توصیه فاطمه(س) یک روز فضه در خانه کار می‌کرد و روز دیگر فاطمه(س) خود خانه‌داری می‌کرد.[۵۵]

 

فرزندان

 

منابع شیعه و اهل‌سنت هم‌رأی‌اند که حسن[۵۶] ، حسین[۵۷] ، زینب[۵۸] و ام‌کلثوم[۵۹] چهار فرزند فاطمه و علی هستند.[۶۰] در منابع شیعه و برخی از منابع اهل‌سنت از فرزند پسر دیگری نام برده شده که بر اثر آسیبی که در جریان حوادثِ پس از پیامبر بر فاطمه وارد شد سقط گردید. نام او مُحسِن یا مُحَسَّن ذکر شده است.[۶۱]

 

وقایع پایان زندگی

 

در چند ماه پایانی زندگی فاطمه(س) حوادث ناگواری برای او اتفاق افتاد؛ چنانکه گفته شده در این دوره هیچ کس زهرا(س) را خندان ندید.[۶۲] درگذشت پیامبر(ص)،[۶۳] ماجرای سقیفه، غصب خلافت، مصادره فدک توسط ابوبکر و خواندن خطبه فدکیه در حضور صحابه[۶۴] مهم‌ترین وقایع پایانی زندگی وی است. فاطمه در کنار علی(ع) یکی از مخالفان اصلی شورای سقیفه و خلافت ابوبکر بود؛[۶۵] به همین دلیل مورد تهدید دستگاه خلافت قرار گرفتند که نمونه‌ آن تهدید به آتش زدن خانه فاطمه است.[۶۶] بیعت نکردن علی(ع) و مخالفان ابوبکر و تحصن آنان در خانه فاطمه موجب شد یاران خلیفه به خانه او حمله کنند و در این هجوم فاطمه به سبب ممانعت از بردن علی برای بیعتِ اجباری با ابوبکر[۶۷] آسیب دید و فرزندش سقط شد.[۶۸] فاطمه(س) پس از این واقعه در بستر بیماری افتاد و پس از مدت کوتاهی به شهادت رسید.[۶۹]

 

فاطمه به علی(ع) وصیت کرد مخالفانش نباید در نماز گزاردن بر پیکرش و مراسم تدفین او شرکت کنند و از علی(ع) خواست شبانه وی را دفن کند.[۷۰] بر اساس دیدگاه مشهور، فاطمه(س) در سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری در مدینه به شهادت رسید.[۷۱]

مشارکت‌ها و مواضع سیاسی

فاطمه(س) فعالیت‌های اجتماعی و موضع‌گیری‌های سیاسی متعددی داشته است. هجرت به مدینه، مداوای پیامبر(ص) در جریان جنگ احد،[۷۲] رساندن آذوقه برای پیامبر در جنگ خندق[۷۳] و همراهی‌اش در فتح مکه[۷۴] از جمله فعالیت‌های وی قبل از رحلت پیامبر است؛ اما بیشتر فعالیت‌های سیاسی فاطمه(س) مربوط به دوران کوتاه زندگی‌اش پس از رحلت پیامبر است. از مهم‌ترین موضع‌گیری‌های سیاسی وی این موارد است: مخالفت با واقعه سقیفه و انتخاب ابوبکر به عنوان خلیفه پس از پیامبر، رفتن به خانه سران مهاجر و انصار برای اقرار گرفتن از آنان در خصوص شایستگی و برتری امام علی(ع) برای خلافت، تلاش برای بازپس‌گیری مالکیت فدک، خواندن خطبه فدکیه در جمع مهاجرین و انصار و دفاع از علی(ع) در ماجرای هجوم به خانه. به باور برخی پژوهشگران، بسیاری از گفتارها و رفتارهای فاطمه پس از رحلت پیامبر(ص) به نوعی واکنش سیاسی و اعتراض به غصب خلافت از سوی ابوبکر و طرفداران دستگاه خلافت او بود.[۷۵]

مخالفت با تصمیم شورای سقیفه

پس از تشکیل شورای سقیفه و بیعت صحابه با ابوبکر به عنوان خلیفه، فاطمه در کنار علی(ع) و شماری از صحابه نظیر طلحه و زبیر با این اقدام صحابه مخالفت کردند.[۷۶] چراکه در واقعه غدیر، پیامبر(ص) امام علی(ع) را جانشین خود معرفی کرده بود.[۷۷] بر اساس گزارش‌های تاریخی فاطمه به همراه علی به سراغ صحابه می‌رفتند و از آنان طلب یاری می‌کردند. صحابه در پاسخ به درخواست فاطمه می‌گفتند اگر پیش از آنکه با ابوبکر بیعت کنند این درخواست را می‌کرد از خلافت علی(ع) حمایت می‌کردند.[۷۸]

ماجرای فدک و خطبه فدکیه

نوشتار‌های اصلی: ماجرای فدک و خطبه فدکیه

پس از آنکه ابوبکر فدک را از فاطمه(س) گرفت و آن را به نفع خلافت خود مصادره کرد فاطمه(س) با این اقدام او مخالفت کرد.[۷۹] او برای بازپس‌گیری فدک با ابوبکر گفتگو کرد و پس از ارائه دلیل و شاهد،[۸۰] ابوبکر در نوشته‌ای فدک را از آنِ فاطمه دانست. به دنبال این واقعه عمر بن خطاب نوشته را گرفت و آن را پاره کرد. برخی منابع از ضربه عمر به فاطمه(س) و آسیب دیدن و سقط جنینش در این ماجرا خبر داده‌اند.[۸۱] فاطمه پس از بی‌نتیجه ماندن تلاشش برای بازپس‌گیری فدک، به مسجد پیامبر رفت و در حضور صحابه خطبه‌ای، که بعدها به خطبه فدکیه مشهور شد، خواند و در آن اقدام ابوبکر در مصادره فدک و غصب خلافت را نکوهش کرد. فاطمه(س) در این خطبه نتیجه اقدامات ابوبکر و طرفداران او را آتش دوزخ دانست.[۸۲]

همراهی با تحصن‌کنندگان مخالف ابوبکر

پس از آنکه صحابه، ابوبکر را خلیفه خواندند و با او بیعت کردند و سخن پیامبر(ص) بر جانشینی امام علی(ع) را نادیده گرفتند، فاطمه(س) به همراه علی(ع)، بنی‌هاشم و تعدادی از صحابه با این بیعت مخالفت کردند. مخالفان خلافت ابوبکر در خانه فاطمه تحصن کردند.[۸۳] عباس بن عبدالمطلب، سلمان فارسی،ابوذر غفاری، عمار بن یاسر، مقداد بن اَسود، اُبیّ بن کَعب، و گروهی از بنی‌هاشم از جمله تحصن‌کنندگان بودند.[۸۴]

دفاع از علی(ع) در واقعه هجوم به خانه

به دنبال هجوم موافقان خلافت ابوبکر به خانه علی(ع)، فاطمه(س) در مقابل مهاجمان ایستاد و از بردن اجباری علی(ع) برای بیعت با ابوبکر ممانعت کرد.[۸۵] بر اساس گزارش ابن عبدربه عالم سنی پس از مطلع شدن ابوبکر از تحصن مخالفانش در خانه فاطمه، دستور داد به آنجا حمله کنند و جمع مخالفان را بر هم بزنند و در صورت مقاومت، با آنان وارد جنگ شوند. عمر به همراه عده‌ای به سوی خانه فاطمه رفت و از تحصن‌کنندگان خواست از خانه بیرون بیایند؛ سپس تهدید کرد در صورت سرپیچی از دستورش، خانه را آتش می‌زند.[۸۶] عمر به همراه دیگر مهاجمان با خشونت وارد خانه شدند. در این میان، حضرت فاطمه مهاجمان را تهدید کرد که اگر از خانه بیرون نروند به خدا شکایت خواهد کرد.[۸۷] از این رو مهاجمان خانه را ترک کردند و به جز علی و بنی‌هاشم همه تحصن‌کنندگان را به مسجد بردند تا با ابوبکر بیعت کنند.[۸۸]

مهاجمان پس از آنکه از تحصن‌کنندگان به اجبار بیعت گرفتند برای آنکه از امام علی و بنی‌هاشم نیز بیعت بگیرند، دوباره به خانه فاطمه هجوم بردند و درِ خانه را آتش زدند. فاطمه که پشت در قرار داشت بر اثر آتش و فشار و ضربه عمر و همراهانش یا قنفذ بر در خانه مجروح شد و جنینش (محسن) را سقط کرد.[۸۹] در برخی گزارش‌ها آمده است قنفذ فاطمه(س) را بین در و دیوار گذاشت[۹۰] و در را به فاطمه کوبید، پهلوی او را شکست.[۹۱] فاطمه پس از این ماجرا در بستر بیماری افتاد.[۹۲]

خشم فاطمه(س) از ابوبکر و عمر

برخوردهای شدید ابوبکر و عمر با فاطمه و علی بر سر ماجرای فدک و وقایع مرتبط با بیعت اجباری با خلیفه، خشم فاطمه از ابوبکر و عمر را به دنبال داشت.[نیازمند منبع] بر اساس گزارش‌ها پس از هجوم عمر و دیگر مهاجمان به خانه فاطمه، ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند برای عذرخواهی به خانه فاطمه بروند؛ اما فاطمه اجازه ورود به آنان نداد. آنان در نهایت با وساطت علی وارد خانه فاطمه شدند. فاطمه در دیدار با آن دو، روی خود را به دیوار کرد و سلام آنان را بی‌پاسخ گذاشت. فاطمه پس از یادآوری روایت پیامبر که خشنودی و خشم پیامبر را در گرو خشنودی و خشم فاطمه قرار داده بود، به ابوبکر و عمر اعلام کرد که باعث خشم او شد‌ه‌اند.[۹۳] در برخی از گزارش‌ها آمده است فاطمه سوگند خورد پس از هر نمازی آنان را نفرین می‌کند.[۹۴]

شهادت، تشییع، تدفین

نوشتار اصلی: شهادت حضرت زهرا

فاطمه پس از مدتی بیماری ناشی از صدمات روحی و جسمی که در حوادث پس از رحلت پیامبر متحمل شد، در سال ۱۱ هجری قمری درگذشت. درباره تاریخ شهادت چند دیدگاه وجود دارد. مشهورترین قول نزد شیعه سوم جمادی الثانی است.[۹۵] مستند این قول روایتی از امام صادق(ع) است.[۹۶] بر اساس دیدگاه‌های دیگر سیزدهم ربیع الثانی[۹۷] ، بیستم جمادی الثانی[۹۸] و سوم رمضان[۹۹] روز شهادت فاطمه است.

فاطمه قبل از شهادت، وصیت کرده بود دوست ندارد افرادی که به او ستم کردند و اسباب خشم و غضب او را فراهم کردند، بر پیکرش نماز بخوانند و در تشییع او حاضر شوند؛ از این رو خواسته بود او را مخفیانه تشییع و دفن کنند و محل دفن او مخفی بماند.[۱۰۰] به گفته مورخان، علی(ع) به کمک اسماء بنت عُمیس، همسرش را غسل داد[۱۰۱] و خود بر پیکرش نماز خواند.[۱۰۲] به غیر از امام علی چند نفر دیگر نیز در نماز شرکت کردند که در مورد تعداد و نام افراد اختلاف وجود دارد. منابع تاریخی امام حسن، امام حسین، عباس بن عبدالمطلب، مقداد، سلمان، ابوذر، عمار، عقیل، زبیر، عبدالله بن مسعود و فضل بن عباس را افرادی دانسته‌اند که در این نماز شرکت داشتند.[۱۰۳] در عین حال نام سلمان، ابوذر، مقداد و عمار مورد اتفاق مورخان و سیره‌نویسان شیعی است.[۱۰۴]

به اعتقاد برخی پژوهشگران، وصیت فاطمه بر دفن پنهانی پیکرش، آخرین اقدام سیاسی او در مخالفت با دستگاه خلافت بود.[۱۰۵]

محل دفن

پیکر حضرت فاطمه شبانه با تابوتی که به درخواست خود ساخته شده بود حمل و به خاک سپرده شد.[۱۰۶] به سبب دفن پنهانی، محل دفن برای مردم مخفی ماند و هیچ‌گاه قبر آن حضرت مشخص نشد. در عین حال در منابع تاریخی و حدیثی چند نقطه به عنوان محل دفن فاطمه(س) ذکر شده است:

  • خانه فاطمه(س)،[۱۰۷]
  • بین قبر و منبر پیامبر(ص) در مسجد النبی،[۱۰۸]
  • قبرستان بقیع[۱۰۹] در خانه عقیل[۱۱۰] که بعدها با دفن عباس بن عبدالمطلب، محل دفن ائمه بقیع و دیگر بنی‌هاشم شد.[۱۱۱]
  • فضائل

    در منابع روایی، تفسیری و تاریخیِ شیعه و اهل‌سنت فضائل متعددی برای حضرت زهرا(س) گزارش شده است. برخی از این فضیلت‌ها منشأ قرآنی دارند، مانند آیه تطهیر و آیه مباهله. در این‌ گونه فضائل شأن نزول آیات درباره اهل‌بیت پیامبر است و فاطمه نیز یکی از اهل‌بیت است. شماری از فضیلت‌ها نیز در روایات نقل شده‌اند نظیر حدیث بِضعه و محدثه بودن.

    عصمت

    نوشتار اصلی: عصمت اهل بیت

    از نظر شیعه فاطمه(س) به سبب آنکه یکی از مصادیق آیه تطهیر است دارای مقام عصمت است.[۱۱۲] بر اساس این آیه خداوند پاکی اهل بیت(ع) از هرگونه زشتی و پلیدی را اراده کرده است[۱۱۳] و بنابر بسیاری از روایات شیعه و اهل‌سنت، فاطمه یکی از مصادیق اهل‌بیت است.[۱۱۴] نخستین گزارش‌های تاریخی درباره مطرح‌کردن عصمت فاطمه پس از رحلت پیامبر، به ماجرای مصادره فدک برمی‌گردد که در آن امام علی به معصوم بودن حضرت زهرا بر اساس آیه تطهیر استناد می‌کند، اقدام ابوبکر در گرفتن فدک از فاطمه را نادرست و درخواست زهرا برای بازپس‌گیری فدک را از روی حق می‌داند.[۱۱۵] علاوه بر شیعه، در منابع روایی و تاریخی اهل‌سنت نیز روایاتی گزارش شده که پیامبر(ص) با استشهاد به آیه تطهیر، اهل بیت خود یعنی فاطمه(س)، علی(ع)، حسن(ع) و حسین(ع) را از هرگونه گناه مبرا دانسته است.[۱۱۶]

    عبادت

    فاطمه زهرا(س) همانند پیامبر(ص) علاقه زیادی به عبادت داشت و بخش مهمی از اوقات خود را به نماز و مناجات می‌گذراند.[۱۱۷] بسیاری از مراجعان و نزدیکان به صورت متعدد فاطمه را در حال قرائت قرآن دیده بودند.[۱۱۸] در برخی منابع گزارش‌هایی درباره امداد غیبی هنگامی که فاطمه(س) به تلاوت قرآن می‌پرداخت وجود دارد؛ برای نمونه سلمان فارسی از اینکه زهرا(س) در کنار سنگ آسیاب در حال قرائت قرآن است و سنگ آسیاب به خودی خود می‌چرخد تعجب کرد و موضوع را با پیامبر در میان گذاشت. پیامبر در جواب فرمود: «...خداوند جبرئیل را فرستاده است تا آسیاب را برای او بگرداند».[۱۱۹] طولانی بودن نمازها، شب‌زنده‌داری، دعا برای دیگران از جمله همسایه‌ها،[۱۲۰] روزه‌داری، زیارت قبور شهدا از جمله ویژگی‌های رفتاری فاطمه(س) است که در سخنان اهل‌بیت، برخی صحابه و تابعین بر آن تأکید شده است.[۱۲۱] بر همین اساس در کتاب‌های دعا و مناجات برخی از نمازها، ادعیه و تسبیحات به فاطمه(س) منسوب باشد.[۱۲۲]

    جایگاه فاطمه نزد خدا و پیامبر

    علمای شیعه و اهل‌سنت محبت و دوست داشتن فاطمه را سفارش خدا به مسلمانان دانسته‌اند. آنان بر اساس آیه ۲۳ سوره شوری مشهور به آیه مودت محبت و دوست داشتن فاطمه را لازم می‌دانند. در آیه مودت پاداش رسالت پیامبر(ص) دوستی و محبت با خویشاوندان معرفی شده است که مفسران از آن به اهل‌بیت(ع) تعبیر کرده‌اند. بر اساس روایات، خویشاوندان یا (به تعبیر مفسران) اهل‌بیت در این آیه فاطمه(س)، علی(ع) و حسنین(ع)است.[۱۲۳] علاوه بر آیه مودت، روایاتی از پیامبر نقل شده است که بر اساس آن خداوند به خشم فاطمه خشمگین و به خشنودی او خشنود می‌شود.[۱۲۴] در برخی از منابع روایی، خلقت فاطمه علت خلقت آسمان دانسته شده است؛ برای نمونه در حدیثی قدسی به نام حدیث لولاک از پیامبر(ص) نقل شده است، خلقت افلاک در گرو خلقت پیامبر و خلقت پیامبر در گرو خلقت علی(ع) بوده است و خلقت پیامبر و علی در گرو خلقت فاطمه.[۱۲۵] برخی ضمن اشکال به سند این حدیث، محتوای آن را قابل دفاع می‌دانند.[۱۲۶]

    پیامبر(ص) علاقه زیادی به فاطمه(س) داشت و به او بیشتر از دیگران محبت و احترام می‌کرد. در حدیثی مشهور به حدیث بضعه پیامبر(ص) فاطمه را پاره تن خود معرفی می‌کند و می‌گوید هر کس او را بیازارد، مرا آزرده است. این روایت را محدثان نخستین نظیر شیخ مفید از میان علمای شیعه و احمدبن حنبل از میان علمای اهل سنت، به گونه‌های مختلف گزارش کرده‌اند.[۱۲۷]

    سرور زنان

    در روایات متعددی که شیعیان و اهل‌سنت نقل کرده‌اند آمده است فاطمه برترینِ زنان بهشت، برترینِ زنان دو عالم و برترینِ زنان امت است.[۱۲۸]

    تنها زن برگزیده در ماجرای مباهله

    از میان زنان مسلمان تنها فاطمه(س) برای حضور در مباهله پیامبر(ص) با مسیحیان نجران انتخاب شد. این ماجرا در آیه مباهله ذکر شده است. بنابر منابع تفسیری، روایی و تاریخی، آیه مباهله در برتری و فضیلت اهل‌بیت پیامبر نازل شده است.[۱۲۹] گفته شده فاطمه، امام علی، امام حسن و امام حسین همراهان پیامبر در این واقعه بودند.[۱۳۰]

    استمرار نسل پیامبر از طریق فاطمه

    تداوم نسل پیامبر از فاطمه و تعیین امامان شیعه از فرزندان فاطمه به عنوان یکی از فضائل او ذکر شده است.[۱۳۱] برخی از مفسران استمرار نسل پیامبر از فاطمه را مصداق کوثر یعنی خیر فراوان در سوره کوثر دانسته‌اند.[۱۳۲] که مقام امامت نیز بر عهده این نسل نهاده شد.

    سخاوت

    سخاوت فاطمه(س) به عنوان یکی از ویژگی‌های رفتاری او گزارش شده است. فاطمه(س) در زندگی مشترک خود با علی(ع) زمانی که در وضعیت مطلوب اقتصادی قرار داشت ساده زیست بود و همیشه انفاق می‌کرد.[۱۳۳] اهدای لباس نو در شب عروسی خود به فرد محتاج،[۱۳۴] بخشیدن گردنبند به فقیر[۱۳۵] و دادن همه غذای خود به مسکین، یتیم و اسیر از جمله این موارد است.[۱۳۶] بر اساس گزارش‌های روایی و تفسیری پس از آنکه فاطمه(س)، علی(ع) و حسنین(ع) سه روز پی‌در پی هنگام افطار همه غذای خود را به نیازمند دادند آیه ۵ تا ۹ سوره انسان مشهور به آیه اطعام در شأن آنان نازل شد.[۱۳۷]

    مُحَدَّثه بودن

    سخن گفتن فرشتگان با فاطمه یکی از ویژگی‌های او معرفی شده است. این ویژگی موجب شد او را مُحَدَّثه بنامند.[۱۳۸] گفتگوی فرشتگان با فاطمه در زمان پیامبر[۱۳۹] و پس از رحلت وی، برای تسلی دادن فاطمه(س) و خبردادن از آینده نسل پیامبر بوده است. رویدادهای آینده را که فرشته الهی به فاطمه می‌گفت، امام علی(ع) می‌نوشت که به مصحف فاطمه معروف شد.[۱۴۰]

    میراث معنوی

    حضرت زهرا سلام الله علیها:
    مَن اَصعَدَ اِلَی اللهِ خالِصَ عِبادَتِه اَهبَطَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اِلَیهِ اَفضَلَ مَصلَحَتِه (ترجمه: کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ‌، برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.)

    سخنان و زندگی عبادی، سیاسی و اجتماعی فاطمه(س) به مثابه میراثی برجای مانده از او مورد توجه مسلمانان قرار گرفته است و در آثار مسلمانان از آن‌ها یاد شده است. مصحف فاطمه، خطبه فدکیه، تسبیحات و نماز حضرت زهرا بخشی از میراث معنوی فاطمه است.

    • روایات، بخش مهمی از میراث فاطمه(س) هستند. این روایات از حیث محتوا متنوع و مشتمل بر موضوعات اعتقادی، فقهی، اخلاقی و اجتماعی‌اند. برخی از روایات وی در کتاب‌های حدیثی شیعه و اهل‌سنت ذکر شده است و شماری از روایات در کتاب‌هایی مستقل با عناوینی نظیر «مسنَد فاطمه» و «اخبار فاطمه» تدوین شده‌اند. برخی از این مسندها در طول زمان مفقود شده‌اند و تنها در کتاب‌های رجالی، تراجِم و کتاب‌شناسی‌ها از راویان و نویسندگان این کتاب‌ها سخن به میان آمده است.[۱۴۱]
    • مصحف فاطمه، شامل مطالبی است که فاطمه آن‌ها را از فرشته الهی شنید و امام علی(ع) آن را نوشته است.[۱۴۲] به اعتقاد شیعیان مصحف فاطمه نزد امامان شیعه بوده و هر امامی در پایان عمر خود آن را به امام بعدی تحویل داده است[۱۴۳] و غیر از امامان هیج فردی به کتاب دسترسی نداشته است. این کتاب اکنون در دست امام زمان(عج) است.[۱۴۴]
    • خطبه فدکیه، یکی از سخنان مشهور فاطمه است که درباره ماجرای غصب خلافت و مصادره فدک بیان شده است. چندین شرح درباره خطبه فدکیه نوشته شده است که نام بیشتر آنها شرح خطبه زهرا(س) یا شرح خطبه لُمَّه (نام دیگر خطبه فدکیه) است.[۱۴۵]
    • تسبیحات فاطمه زهرا(س)، ذکری است که فاطمه از پیامبر(ص) آموخت[۱۴۶] و فاطمه از فراگیری آن خشنود شد.[۱۴۷] در منابع شیعه و اهل‌سنت درباره آموختن تسبیحات به فاطمه گزارش‌های متعددی ذکر شده و آمده است امام علی پس از شنیدن این ذکر، در هیچ شرایطی آن را ترک نکرد.[۱۴۸]
    • نماز حضرت زهرا، نمازهایی است که فاطمه آنها را از پیامبر(ص) یا جبرئیل فراگرفته بود. در برخی از متون روایی و کتاب‌های دعا به این نمازها اشاره شده است.[۱۴۹]
    • اشعار منسوب به فاطمه(س)، که در منابع تاریخی و روایی گزارش شده است. این اشعار از جهت تاریخی مربوط به دو دوره است: دوره پیش از رحلت پیامبر و دوره پس از رحلت ایشان. درباره اشعار فاطمه تک‌‌‌نگاری‌هایی نیز منتشر شده است.[۱۵۰]

 

یکشنبه, 24 دی 1396 16:33

حضرت زینب سلام الله علیها

نوشته شده توسط

زینب (۵ یا ۶ق.- ۶۲ق.) دختر امام علی(ع) و حضرت زهرا(س). وی همسر عبدالله بن جعفر بود و در واقعه کربلا در کنار برادرش امام حسین(ع) حضور داشت. با پایان یافتن جنگ، وی و دیگر بازماندگان کاروان امام(ع) به اسارت درآمدند و به کوفه و از آنجا به شام برده شدند. خطبه او در کوفه و نیز در شام (در مجلس یزید)، معروف است. او را به سبب مصیبت‌های فراوانی که دیده، اُمّ المَصائب لقب داده‌اند.

نسب، ولادت، نام، لقب و کنیه

زینب دختر امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) است.[۱] معروف‌ترین نام وی زینب است که در لغت، به معنای «درخت نیکو منظر وخوشبو» آمده[۲] و معنای دیگر آن «زینت پدر» است.[۳]

حضرت زینب(س) در ۵ جمادی‌الاول سال پنجم در مدینه متولد شد.[۴] این روز در ایران روز پرستار نامگذاری شده است.

بر اساس روایات متعدد، نام‌گذاری حضرت زینب (س)، توسط پیامبر اسلام (ص) صورت گرفت. گفته شده است که جبرییل از سوی خداوند این نام را به پیامبر (ص) رسانده است.[۵] در کتاب «الخصائص الزینبیة» آمده است پیامبر(ص) او را بوسید و فرمود: «حاضران امّتم، غایبان را از کرامت این دخترم زینب آگاه کنند؛ همانا او مانند جده‌اش خدیجه است.»[۶]

برای وی، القاب فراوانی نقل شده است، همانند عقیله بنی هاشم، عالمه غیرمعلَّمه، عارفه، موثّقه، فاضله، کامله، عابده آل علی، معصومه صغری، امینةاللّه، نائبةالزهرا، نائبةالحسین، عقیلة النساء، شریکة الشهداء، بلیغه، فصیحه، و شریکةالحسین.[۷] وی را به سبب سختی‌های بسیاری که در زندگی دید (درگذشت جدش پیامبر(ص)، درگذشت و سختی‌های مادرش، شهادت پدرش امیرالمؤمنین(ع)، شهادت برادرش امام مجتبی(ع)، فاجعه کربلا و شهادت برادرش امام حسین(ع) و دو فرزندش و دیگر بستگان و سایر شهدا، و به اسارت رفتن در کوفه و شام) ام المصائب نیز لقب داده‌اند.[۸]

همسر و فرزندان

زینب سال ۱۷ق. با عبدالله بن جعفر ازدواج کرد. در برخی منابع از چهار پسر به نام‌های: علی، عون، عباس، محمد و یک دختر به نام ام کلثوم به عنوان فرزندان زینب و عبدالله نام برده شده است.[۹] مشهور است که مادر دو تن از شهدای کربلا(فرزندان عبدالله بن جعفر؛ عون و محمد[۱۰])، حضرت زینب بوده است.[نیازمند منبع] اما برخی از منابع تاریخی عون را فرزند حضرت زینب و محمد را فرزند خوصا بنت حفصه بن ثقیف دانسته‌اند.[۱۱] شاخه‌ای از فرزندان علی «زینبیون» خوانده شده‌اند.[۱۲]

معاویه برای فرزندش یزید از ام کلثوم خواستگاری کرد ولی امام حسین (ع) او را به همسری پسر عمویش قاسم بن محمد بن جعفر بن ابی‌طالب درآورد.[۱۳]

ویژگی‌ها، فضایل و مناقب

علم و سخنوری

سخنان و خطبه‌های وی در کوفه و همچنین در دربار یزید، که همراه با استدلال به آیات قرآن بود، بیانگر دانش او است.[۱۴] وی احادیثی از مادرش حضرت زهرا (س) نقل کرده است.[۱۵] محمّد بن عمرو، عطاء بن سائب، فاطمه بنت الحسین از وی حدیث نقل کرده‌اند.[۱۶]

زینب هنگام حضور امیرالمؤمنین (ع) در کوفه برای زنان آنجا تفسیر قرآن ارائه می‌داد.[۱۷]

سخنوری وی برای شنوندگان یادآور خطبه‌های پدرش امیرالمؤمنین (ع) بوده است.[۱۸] سخنانش در کوفه و مجلس یزید و نیز گفتگوهای وی با عبیدالله بن زیاد، بی‌شباهت به خطبه‌های امام علی (ع) و خطبه فدکیه مادرش زهرا (س) نیست.

هنگام سخنرانی وی در کوفه، پیرمردی در حالی که می‌گریست، گفت:

«پدر و مادرم فدای ایشان که سالخوردگانشان بهترین سالخوردگان و کودکان ایشان بهترین خردسالان، و زنانشان بهترین زنان و نسل آنان والاتر و برتر از همه نسل‌هاست.[۱۹]

عبادت

حضرت زینب کبری (س) شب‌ها به عبادت می‌پرداخت و در دوران زندگی، هیچ‌گاه تهجّد را ترک نکرد. آنچنان به عبادت اشتغال ورزید که ملقّب به «عابده آل علی» شد.[۲۰] شب زنده‌داری وی حتی در شب دهم و یازدهم محرم، ترک نشد. فاطمه دختر امام حسین (ع) می‌گوید:

«عمه ام زینب در تمام شب عاشورا در محراب خویش ایستاده و به پروردگار خویش استغاثه می کرد.»[۲۱]

ارتباط حضرت زینب (س) با خداوند آن‌گونه بود که امام حسین (ع) در روز عاشورا هنگام وداع، به خواهرش فرمود:

«خواهرم! مرا در نمازهای شب، فراموش نکن.»[۲۲]

صبر و استقامت

در روز عاشورا، هنگام دیدن پیکر خونین برادرش چنین گفت:

«بار خدایا! این اندک قربانی و کشته در راه خودت را از ما (خاندان پیامبر) بپذیر.»[۲۳]

وی بارها جان امام سجّاد (ع) را از مرگ نجات داد؛ از جمله در مجلس ابن زیاد، پس از احتجاج امام سجاد(ع) با ابن زیاد، وی دستور کشتن امام را صادر کرد. در این هنگام حضرت زینب (س) دست در گردن فرزند برادر انداخت و فرمود: «تا زنده‌ام، نخواهم گذاشت او را بکشید.»[۲۴]

در کربلا

نوشتار اصلی: شب عاشورا

شیخ مفید از امام سجاد (ع) چنین روایت می‌کند: در آن شبی که صبح روز بعد پدرم کشته شد نشسته بودم و عمه‌ام زینب (س) کنارم بود و از من پرستاری می‌کرد که پدرم به خیمه‌ای رفت و جوین غلام ابوذر غفاری هم کنارش بود در حالی که مشغول اصلاح شمشیر خود بود و پدرم این شعر را می‌خواند:

یا دهر افّ لک من خلیل   کم لک بالاشراق والاصیل
من صاحب او طالب قتیل   والدّهر لا یقنع بالبدیل
وانّما الامر الی الجلیل   وکلّ حی سالک سبیلی

(ترجمه:‌ای روزگار! اف بر دوستی تو! که چه بسا یاران و جویندگانت را در سپیده‌دمان و شامگاهان کشتی؛ و روزگار هیچگاه به غیر از آنچه می‌خواهد، رضایت نمی‌دهد. و البته زمام امور به دست خدا است؛ و سرانجام هر جانداری، مرگ است.)

پس این اشعار را دو یا سه بار تکرار کرد تا اینکه معنی آ‌نها را دریافتم و مقصودش را فهمیدم، پس بغض گلویم را گرفت ولی سکوت اختیار کردم و دانستم که مصیبت نازل شده است. اما عمه‌ام بر اثر رقت قلبى كه ويژه زنانست‏ با شنیدن آن شعر، طاقت نیاورد و با شتاب برخاست و دامن‌کشان نزد پدرم رفت و چون نزدیک او رفت، گفت: وامصیبتاه! ای کاش مرگ فرارسد و زندگی‌ام را از من بگیرد، امروز مادرم فاطمه و پدرم علی و برادرم حسن مردند، ای جانشین گذشتگان و ای دادرس بازماندگان. پس حسین (ع) به او نگاهی کرد و فرمود: خواهرم! شیطان بردباری را از تو نگیرد؛ سپس چشمانش پر از اشک شد و فرمود: اگر پرنده را به حال خود بگذارند، می‌خوابد.

پس حضرت زینب (س) گفت:‌ای وای بر من! آیا جان تو را به زور می‌گیرند؟ پس این دلم را خونین‌تر می‌کند و بر من ناگوارتر است. سپس سیلی به صورت خود زد و گریبانش را گرفت و آن را پاره کرد و بیهوش افتاد. پس حسین (ع) برخاست و آب بر روی صورتش ریخت و به وی فرمود: خواهرم! از خدا بترس و به صبر و بردباری و تسلیت خداوند متکی باش و بدان که اهل زمین می‌میرند و اهل آسمان باقی نمی‌مانند و این‌که همه چیز رو به هلاکت و فنا است مگر وجه اللّه که خلایق را با قدرت خویش آفریده و آنان را برمی‌انگیزد و به سوی او بازگردند در حالی‌که او یگانه و یکتا است. پدرم بهتر از من بود و مادرم بهتر از من و برادرم از من بهتر بود و رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله برای من و برای هر مسلمان دیگر نمونه و الگو است.

پس با این سخنان و مانند آن او را دلداری داد و فرمود: ای خواهر! من تو را سوگند می‌دهم پس تو سوگندم را نشکن، هیچ‌گاه به خاطر من گریبانت را چاک نکن و صورتت را سیلی نزن و وقتی که مردم جزع و بی‌تابی نکن. سپس او را آورد و نزد من نشانید، و خود به طرف یارانش رفت.[۲۵]

نوشتار اصلی: روز عاشورا

عصر عاشورا هنگامی که زینب (س) مشاهده کرد امام حسین (ع) روی زمین افتاده و دشمنان اطراف پیکر وی را با هدف کشتن ایشان گرفته‌اند، از خیمه بیرون آمد و پسر سعد (فرمانده لشکر دشمن) را این گونه مورد خطاب قرار داد:

«یابن سَعد! اَیقتَلُ اَبُو عبداللّه وَ انتَ تَنظُرُ اِلَیهِ؟»[۲۶]
فرزند سعد! آیا ابوعبداللّه [= امام حسین(ع)] کشته می‌شود و تو تماشا می‌کنی؟!

او هیچ جوابی نداد و زینب (س) فریاد برآورد:

«وا اخاه! وا سیداه! وا اهل بیتاه! لیت السماء انطبقت علی الارض و لیت الجبال تدکدکت علی السهل»[۲۷]

«وای برادرم! وای سرورم! وای اهل بیتم!‌ای کاش آسمان بر زمین واژگون می‌شد! و ای کاش کوهها خرد و پراکنده بر هامون می‌ریخت.»

وی هنگام رسیدن بر بالین برادرش چنین گفت: «خدایا! این قربانی را از ما بپذیر!»[۲۸] نیز نقل شده است که رو به سوی مدینه نمود و خطاب به پیامبر(ص) گفت:

«وا محمّداه! بَناتُک سَبایا وَ ذُرّیتُک مُقَتّله، تسفی علیهم رِیحُ الصّبا، و هذا حُسینٌ مجزوزُ الَّرأسِ مِنَ القَفا، مَسلُوبُ العمامِةِ و الرِّداء...»[۲۹]
«ای پیامبر! اینان دختران شمایند که به اسیری می‌روند. اینان فرزندان شمایند که با بدن‌های خونین، روی زمین افتاده‌اند و باد صبا بر پیکر آنان می‌وزد! ای رسول خدا! این حسین است که سرش را از قفا بریده‌اند و عبا و ردایش را به غارت برده‌اند. پدرم فدای کسی که سپاهیان او را غارت کردند، سپس خیمه‌گاهش را سرنگون ساختند! فدای آن مسافری که دیگر امید بازگشتش نیست!»

سخن‌ها و ناله‌های وی، دوست و دشمن را تحت تأثیر قرار داد و همگان را به گریه واداشت.[۳۰]

در کوفه

بعد از عاشورا، اسیران را به کوفه بردند و در آنجا با وضع دلخراشی گرداندند. در بدو ورود به کوفه، زینب (س) برای حاضران خطبه‌ای خواند به طوری که همه تحت تاثیر آن قرار گرفتند.

حذیم بن شریک الاسدی درباره خطبه حضرت زینب (س) می‌گوید:

«در این روز، من به زینب دختر علی (ع) نگریستم. سوگند به خدا! کسی را مانند زینب، در سخنوری توانا ندیدم؛ چنانکه گویی از زبان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) سخن می‌گوید. بر مردم نهیب زد: خاموش باشید! با این نهیب، نه تنها آن جماعت انبوه ساکت شدند، بلکه زنگ شتران نیز از صدا افتاد!»[۳۱]

حضرت زینب (س) با خطابه خود، هیجانی شدید در کوفه ایجاد کرد و وضع روحی مردم دگرگون شد. راوی می‌گوید: «پس از خطبه دختر علی(ع)، مردم کوفه شگفت زده دست‌ها را به دندان می‌گزیدند.»[۳۲]

در پایان خطبه، آشوبِ شهر و قیام علیه حکومت احساس می‌شد، از این روی، فرمانده نیروهای نظامی برای جلوگیری از انقلاب علیه ستمگران، اسیران خاندان پیامبر(ص) را به دار الاماره مرکز حکومت عبیدالله بن زیاد فرستاد.[۳۳]

حضرت زینب (س) همراه با اسرا وارد دار الاماره کوفه شد، و در آنجا با عبیدالله بن زیاد حاکم کوفه به مناظره و گفتگو پرداخت.[۳۴]

سخنان حضرت زینب (س) بر مردم اثری عمیق گذارد و خاندان اموی را رسوا ساخت، سپس عبیداللّه دستور زندانی کردن آنان را صادر کرد. خطبه حضرت زینب (س) و نیز سخنان امام سجاد (ع) و ام کلثوم و فاطمه بنت الحسین در کوفه و دارالاماره و نیز اعتراض‌های عبدالله بن عفیف ازدی و زید بن ارقم به مردم کوفه جرئت بخشید و زمینه قیام برضد حکومت ظلم را فراهم ساخت.[۳۵]

حضرت زینب (س) خطاب به یزید:
فکد کیدک واسع سعیک وناصب جهدک فوالله لا یرحض عنک عار ما اتیت إلینا ابدا والحمد لله الذی ختم بالسعادة والمغفرة لسادات شبان الجنان فأوجب لهم الجنة اسال الله ان یرفع لهم الدرجات وان یوجب لهم المزید من فضله فإنه ولی قدیر (ترجمه: هر حیله‌ای داری بکار دار. و از هر کوشش که توانی دست مدار. و دست دشمنی از آستین برآر. که به خدا این عار هرگز از تو شسته نشود. سپاس خدا را که پایان کار سادات جوانان بهشت را سعادت و آمرزش مقرر داشت و بهشت را برای آنان واجب انگاشت. از خدا می‌خواهم که پایه قدر آنان را والا و فضل فراوان خویش بایشان عطا فرماید که او مددکار تواناست.)

در شام

حضرت زینب(س) خطاب به یزید:
وسیعلم من بوأک ومکنک من رقاب المؤمنین إذا کان الحکم الله والخصم محمد صلی الله علیه وجوارحک شاهدة علیک فبئس للظالمین بدلا أیکم شر مکاناً واضعف جنداً مع انی والله یا عدوّ الله وابن عدوّه استصغر قدرک واستعظم تقریعک غیر أن العیون عبری والصدور حری وما یجزی ذلک أو یغنی عنا وقد قتل الحسین علیه‌السلام وحزب الشیطان یقربنا إلی حزب السفهاء لیعطوهم أموال الله علی انتهاک محارم الله فهذه الأیدی تنطف من دمائنا وهذه الأفواه تتحلب من لحومنا وتلک الجثث الزواکی یعتامها عسلان الفلوات فلئن اتخذتنا مغنماً لتتخذن مغرماً حین لا تجد إلا ما قدمت یداک (ترجمه: به زودی آنکه تو را بر این مسند نشانده و گردن مسلمانان را زیر فرمان تو کشانده، خواهد دانست که زیانکار کیست و خوار و بی‌یار چه کسی است. در آن روز، داور، خداو دادخواه، مصطفی و گواه برتو، دست و پاست. اما‌ای دشمن و دشمن زاده خدا! من هم اکنون تو را خوار می‌دارم و سرزنش تو را به چیزی نمی‌شمارم، اما چه کنم که دیده‌ها گریان است و سینه‌ها بریان. و دردی که از کشته شدن حسین(ع) به دل داریم، بی‌درمان. سپاه شیطان [یعنی عبیدالله بن زیاد و سپاهیان او]، ما را به جمع سفیهان [یعنی یزید و کسان او] می‌فرستند تا مال خدا را به پاداش هتک حرمت خدا بدو دهند. این دست جنایت است که به خون ما می‌آلایند. و گوشت ماست که زیر دندان می‌خایند. و پیکر پاک شهیدانست که گرگان بیابان از هم می‌ربایند. اگر ما را به غنیمت می‌گیری، غرامت خود را می‌گیریم، در آن روز، جز کرده زشت، چیزی نداری.)

پس از واقعه کربلا، یزید از عبیداللّه خواست تا کاروان حضرت زینب (س) را همراه سرهای شهیدان به شام بفرستد. خاندان امام حسین (ع) به سوی شام راهی شدند.[۳۶]

موقعیت حکومت یزید هنگام ورود اسرا به شام بسیار محکم بود. شهری که مردم آن سال‌ها بغض خاندان علی (ع) را داشتند؛ چراکه سال‌ها تبلیغات دودمان ابوسفیان را شنیده بودند، بنابراین، شگفت انگیز نیست که «هنگام ورود اهل بیت پیامبر (ص) در شام، مردم لباس‌های نو برتن کردند و شهر را زینت دادند و نوازندگان مشغول نواختن شدند و شادمانی چنان مردم را فرا گرفته بود که گویا شام یکپارچه غرق در سرور است.»[۳۷]

ولی قافله اسیران در مدتی کوتاه، شرایط را به نفع خویش عوض کرد. خطابه‌هایی، که حضرت زینب و زین العابدین(ع) در شام ایراد کردند و در آن جنایت‌های بنی امیه را آشکارا بیان کردند، از یکسو، دشمنی شامیان نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) را به علاقه و محبت بدل نمود و از سوی دیگر، خشم عمومی را متوجه یزید ساخت و یزید مشاهده کرد که کشتن امام حسین (ع) به جای آنکه موقعیت او را بهتر کند، ضربه‌های کوبنده‌ای بر پایه‌های حکومتش وارد آورد.

در کاخ یزید

یزید مجلسی ترتیب داده بود و اشراف و سران کشوری و لشکری شام در آن شرکت داشتند.[۳۸] وی در حضور اسرا، اشعار کفرآمیز خواند و درباره پیروزی خود، مطالبی گفت و آیات قرآن را به نفع خود تأویل کرد.[۳۹]

یزید با چوبدستی، که در دست داشت، نسبت به سر بریده فرزند پیامبر(ص) اسائه ادب کرد.[۴۰] و کینه‌ای که نسبت به پیامبر (ص) و اسلام در دل داشت، علنی ساخت و اشعاری را خواند که مضمون آن‌ها این بود:

«کاش سران قبیله من، که در بدر کشته شدند، می‌بودند و می‌دیدند که طایفه خرزج چگونه از شمشیرهای ما به ناله آمدند، تا از خوشحالی فریاد می‌زدند: ای یزید! دست تو شل مباد! ما بزرگان بنی‌هاشم را کشتیم و آن را به حساب جنگ بدر گذاشتیم و این پیروزی را در برابر آن شکست قرار دادیم. هاشم با حکومت بازی کرد، وگرنه، نه خبری از آسمان آمد و نه وحی‌ای نازل شد.[۴۱] من از نسل خُندُف[یادداشت ۱] نیستم اگر از فرزندان احمد انتقام نگیرم.»

ناگهان زینب (س) از گوشه مجلس با سخنان یزید به مقابله برخاست و با صدای رسا، خطبه‌ای ایراد کرد. خطبه حضرت زینب (س) در کاخ سبز یزید، حقّانیت امام حسین (ع) و باطل بودن اعمال یزید را آشکار ساخت. خطبه منطقی حضرت زینب (س) در مجلس یزید، حاضران را سخت تحت تأثیر قرار داد، به گونه‌ای که یزید نسبت به اسرا،اندکی نرمش و انعطاف نشان داد و از هرگونه واکنش سخت پرهیز نمود.[۴۲]

یزید از اطرافیان خود نظر خواست که با اسیران چه کند؟ هرچند بعضی گفتند: این‌ها را نیز به سرنوشت رفتگانشان مبتلا گردان، ولی نعمان بن بشیر، به او توصیه کرد تا رفتار ملایمی داشته باشد.[۴۳]

دراثر روشنگری حضرت زینب (س)، یزید مجبور شد جنایت و قتل امام حسین (ع) را به گردن ابن زیاد بیندازد و او را لعن کند.[۴۴]

یزید اجازه داد آنان چند روزی در شام عزاداری کنند. زنان آل ابوسفیان از جمله هند همسر یزید (در خرابه) به پیشواز اهل بیت (ع) رفتند و دست و پای دختران رسول خدا (ص) را می‌بوسیدند، گریه و زاری می‌کردند و سه روز عزارداری بپا داشتند.[۴۵]

سرانجام، اسیران خاندان پیامبر (ص) با تکریم و احترام، به مدینه بازگشتند.[نیازمند منبع]

 

 

 

 

 

 

 

 

 حماسه نهم دی ماه و حضور عاشورايی مردم حماسه ساز و ولايتمدار ايران اسلامی در راهپيمايی 9 دی ماه 1388 نقطه عطفی در تاريخ انقلاب و برگ زريّن ديگری در افتخارات مرد و زن ايرانی به حساب می آيد . حماسه 9 دی نماد عزّت، استقلال و بصيرت مردمی است که تا پای جان برای حفظ اصول اسلام و آرمان‌های انقلاب ايستاده اند و با صدای رسا اعلام کردند که اگر دشمن در برابر دين آنها بايستد در برابرتمام دنيای آنها خواهند ايستاد. روز نهم دی ماه در تاريخ انقلاب اسلامی با عنوان روز «بصيرت» تبديل به يوم الله و ماندگار گرديد. در اين روز ماندگار و تاريخی ملت هميشه در صحنه ايران اسلامی، حماسه ای ديگر آفريد و دشمنان خدا و دينش را مأيوس و نااميد ساخت و قلب امام زمان (عج) و نائب بر حقش حضرت آيت الله العظمی خامنه ای(دامت برکاته) را شاد ساخت.

  اين روز می توان گفت نهم دی، روز غلبه جنود الهی بر جنود شيطان است. روز خروش ملت ايران و آشکار ساختن خشم مقدس در برابر اهانت ها و حرمت شکنی های عده ای غافل و يا مزدور وابسته به اجانب نسبت به مقدسات در روز عاشورای حسينی است. روز نهم دی در واقع روز نه گفتن ملت ايران به سران فتنه و آری گفتن به نظام اسلامی و بيعت مجدد مردم با آرمان های والای حضرت امام خمينی(ره) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی است. مردم در اين روز، تير خلاص را به سران فتنه شليک و پشت پيکر نامبارک فتنه را به خاک ماليدند.
در روز نهم دی ماه 1388، مشروعيت سياسی نظام اسلامی ايران بار ديگر با حضور خودجوش ده ها ميليونی مردم در تهران و تمامی شهرهای ديگر کشور به جهانيان اعلام گرديد.
روز نهم دی، روزی است که مردم ايران نشان دادند دشمنان خود و انقلاب خود را به خوبی می شناسند و هرگز فريب حيله ها و نيرنگ های آنان را نمی خورند. روز نهم دی روزی است که مردم ايران نشان دادند که با بصيرتند و در ميان گرد و غباری که فتنه گران به پا کرده اند هرگز، نه راه را گم می کنند و نه دست از راهبر واقعی که همانا ولايت فقيه است، بر می دارند و در نهايت روز نهم دی روزی است که مردم مسلمان و انقلابی ايران نشان دادند که اين جمله حضرت امام (ره) را که فرمودند: «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملکت تان آسيب نرسد» به خوبی در عمل به آن معتقد و پايبند هستند. نهم دی ماه يک هزار و سی صد و هشتاد و هشت، جشن بلوغ فکری و شخصيتی نظام اسلامی بود.

  9 دی، عرق شرم امت را در طول تاريخ به خاطر بی بصيرتی در ماجرای سقيفه پاک کرد.

  9 دی، درد کوته بينی حکميت را تا حدودی التيام داد و بر آن مرهمی شد.

  9 دی، سوزش خيانت جمل و نهروان را کمی خنک کرد و از تکرار غربت 25 ساله جلوگيری کرد.

  9 دی، فرق کوفه و تهران، عراق و ايران را نشان داد و آب رفته را به جوی بازگرداند.

  9 دی، ايران، بدون خواست سفير حسين، بيعت مجدد کرد و بر سر بيعتش ماند.

  9 دی، ندای هل من ناصر بلند نشد ولی فرياد لبيک يا حسين تا آسمان به گوش همه رسيد.

  9 دی، شش ماهه، سه ساله، جوان، پير، زن، مرد، ويلچری، شيميايی و ... داشت.

  9 دی، نه دی زمستان بود ولی درخت انقلاب در آن سرمای زمستان گل داده بود.

  9 دی، در ايران بود ولی پايه های کاخ سفيد در مکان و کاخ سبز معاويه در زمان را لرزاند.

  9 دی، قيام مختار نبود، ولی اگر مختار هم زنده بود در مقابل آن کرنش می کرد.

  9 دی، مانور اعلام آمادگی ياران آخر الزمان مهدی (عج) بود.

  9 دی، شروع حرکت و يک فرهنگ بود يعنی «عزت خواهي»

  9 دی، يک روز بود ولی خيرٌ مِن الفِ شَهر بود.

  9 دی، مبيّن کوثر و ابتر بود که گفتند خامنه ای کوثر است، دشمن او ابتر است.

  9 دی، عاشورا بود و ايران کربلا.

  9 دی، ثمره ی خون شهيد آيت ها، مطهری ها، بهشتی ها، باکری ها، همت ها و ... بود.

  9 دی، تاريخ نبود، بلکه خود تاريخ ساز بود.

  9 دی، روز بخشش فريب خوردگان و روز غضب بر فتنه گران توسط امت بود.

  9 دی، آموخت که نيازی نيست هميشه وليّ در بين باشد بلکه کافی است وليّ در دل باشد.

  9 دی، غدير خم بود در کوير قم و سراسر ايران.

  9 دی، نور بصيرت الهی بود در دلهای امت.

  هرچه خواستم بگويم که 9 دی چيست، زبان الکن بود و قلم قاصر. فقط می توانم که بگويم 9 دی، 9 دی بود و بس.

پنج شنبه, 25 آبان 1396 17:41

معجزات زمان ولادت پیامبر اکرم (ص)

نوشته شده توسط

امام صادق علیه السلام معجزاتی را که هنگام ولادت پیامبر اکرم آشکار شد، چنین بر می‌شمارد:
1- ابلیس از ورود به آسمان‎های هفتگانه محروم شد.
2- شیاطین دور شدند.
3- تمامی بت‎ها در بتکده با صورت بر زمین افتادند.
4- ایوان کسری شکست و چهارده کنگره‌ی آن سقوط کرد.
5- آب دریاچه ساوه خشک شد.
6- سرزمین خشک سماوه، آب پیدا کرد.
7- آتشکده فارس پس از هزار سال خاموش شد.
8- نوری از سرزمین حجاز بر آمد تا به مشرق رسید.
9- کاهنان عرب علوم خود را فراموش کردند.
10- سحر ساحران باطل شد.

استحیائیل - یکی از فرشتگان بزرگ خدا - در شب تولد حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بر کوه ابوقبیس ایستاد و با صدایی بلند گفت: «ای مردم مکه! به خدا و فرستاده او و نوری که با او فرو فرستاده‌ایم ایمان بیاورید.»(1)

 از تولد تا بعثت پیامبر اکرم (ص)
تولد حضرت محمد ( ص) بنابر بسياري از روايات در 17 ربيع الاول عام‌الفيل ( 570 م )، يا به روايتي 12 همان ماه در تقويم عربي روي داد.

پدر پيامبر‌(ص)‌، عبدالله فرزند عبدالمطلب و مادرش آمنه دختر وهب و هر دو از قبيلة بزرگ قريش بودند ؛ قبيله‌اي كه بزرگان آن از نفوذ فراواني در مكه برخوردار بودند و بيشتر به بازرگاني اشتغال داشتند.

عبدالله ، پدر پيامبر (ص) اندكي پيش از تولد فرزندش براي تجارت با كارواني به شام رفت و در بازگشت بيمار شد و درگذشت. بنابر رسمي كه در مكه رايج بود ، محمد (ص) را به زني به نام حليمه سپردند تا در فضاي ساده و پاك باديه پرورش يابد. وي 6 ساله بود كه همراه مادر براي ديدار خويشان به يثرب ( مدينه ) رفت‌، اما آمنه نيز در بازگشت ، بيمار شد و درگذشت و او را در ابواء ـ نزديك مدينه ـ به خاك سپردند. محمد ( ص) از اين پس در كنف حمايت جدش عبدالمطلب قرار گرفت، اما او نيز در 8سالگي وي درگذشت و سرپرستي محمد ( ص) بر عهدة عمويش ابوطالب گذارده شد.

 

ابوطالب در سرپرستي برادرزاده اش كوششي بليغ مي كرد.در سفري تجارتي به شام او را با خود همراه برد و هم در اين سفر ، راهبي بَحيرا نام ، نشانه هاي پيامبري را در او يافت و ابوطالب را از آن امر مطلع ساخت. از وقايع مهم پيش از ازدواج پيامبر ( ص )، شركت در پيماني به نام « حلف الفضول » است كه در آن جمعي از مكيان تعهد كردند « از هر مظلومي حمايت كنند و حق او را بستانند ». پيماني كه پيامبر (ص) بعدها نيز آن را مي‌ستود و مي‌فرمود اگر بار ديگر او را به چنان پيماني باز خوانند ، به آن مي‌پيوندد. 
شهرت محمد (ص) به راستگويي و درستكاري چنان زبانزد همگان شده بود كه « امين » لقب گرفت و همين صداقت و درستي توجه خديجه دختر خويلد را جلب كرد و او را با سرماية خويش براي تجارت به شام فرستاد ؛ سپس چنان شيفتة درستكاري « محمد امين‌» شد كه خود براي ازدواج با وي گام پيش نهاد ، در حالي كه بنابر مشهور ، دست‌كم 15 سالي از او بزرگ‌تر بود.

خديجه براي محمد ( ص ) همسري فداكار بود و تا زماني كه حيات داشت ، پيامبر همسر ديگري برنگزيد. او براي پيامبر ( ص ) فرزنداني آورد كه پسران همگي در كودكي در گذشتند و در ميان دختران ، از همه نامدارتر ، حضرت فاطمه‌( ع) است. از جزئيات اين دوره از زندگي پيامبر ( ص) تا زمان بعثت آگاهي چنداني در دست نيست ؛ جز آنكه مي دانيم نزد مردمان به عنوان فردي اهل تأمل و تفكر شناخته شده ، و از خوي و رفتارهاي ناپسند قوم خود سخت ناخشنود بود. از آداب و رسوم زشت آنان چشمگيرتر از همه بت پرستي بود و پيامبر (ص) از آن روي بر مي‌تافت. محمد (ص) اندكي پيش از بعثت ، دير زماني را به تنهايي در غار حرا، در كوهي نزديك مكه به سر مي‌برد و زمان را به خاموشي و انديشه مي‌گذرانيد.

دوشنبه, 10 مهر 1396 13:36

صبر و پایداری حضرت زینب (س)

نوشته شده توسط

تاریخ هرگز زنی به صبوری زینب (س) ندیده است، او ام مصائب است، هرجا که نامی از زینب می برند، واژه صبر به ذهن می آید، او تجسم صبر خدایی است، صبر و پایداری او در برابر تمام مصائب زندگی در مدینه، در کربلا، از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام بر کسی پوشیده نیست صبر زینب برگرفته از نگرش زیبای اوست آنجا که می گوید: «ما رأیتُ إلّا جمیلًا» من چیزی جز زیبایی ندیدم. صبر و نگرش زینبی، برگرفته از صبر و نگرش قرآنی است لذا بر آن شدیم، الگوی صبر و نگرش زینبی را در نموداری به صورت راه های علمی و عملی دستیابی به صبر و نیز بررسی نتایج صبر ارائه دهیم. این الگو می تواند به عنوان راهکاری جهت درمان مشکلات و اختلالات روحی و روانی فرد و جامعه امروز به کار رود. خداوند در آیه 24 سوره رعد می فرماید: «سَلامٌ عَلَیکمْ بِما صَبَرْتُمْ؛ سلام و تحیت بر شما به خاطر صبری که کردید. این آیه مژده سلامتی و آرامش حاصل از صبر را می دهد یعنی صبر متضمن بهداشت جسمی و روحی افراد است به علاوه در این مقاله به بررسی نوع صبر زینبی و علل گریستن او بر مصائب با وجود صبر، پرداخته و سعی شده در حدّ امکان به ابهاماتی در این زمینه پاسخ داده شود.

مرجع تقلید شیعیان با بیان اینکه دیدن مناظر کشتار مسلمانان میانمار رقت‌بار است، گفت: سازمان ملل تنها محکوم می‌کند و اقدام نمی‌کند، دلیلش منافع برخی از کشورهای غربی در این کشتار است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، آیت‌الله ناصر مکارم‌شیرازی پیش از ظهر امروز در جلسه درس خارج فقه که در مسجد اعظم قم برگزار شد، با اشاره به حدیثی از نهج الفصاحه اظهار داشت: زمانی بر مردم می‌آید که مردم دنبال به‌دست آوردن مال هستند و برایشان حلال و حرام بودن مال فرقی نمی‌کند همچنین زمانی می‌آید که همگان رباخوار شده و اگر رباخوار نیز نباشند غبار رباخواری بر دامانشان می‌نشیند.

وی با بیان اینکه "جامعه ما گرفتار رباخواری است"، افزود: هنگامی که نظام اسلامی پیروز شد به‌فکر تغییر برنامه‌های نامشروع نظام پهلوی افتادند ازجمله این امور برنامه بانک بدون ربا بود که توسط کارشناسان در 8 بند عقود شرعی نوشته شد، اگر این قوانین پیاده می‌شد کمک به پیشرفت مراکز تولیدی می‌شد اما بانکداران سودجو قوانین بانکداری بدون ربا را دور زدند.

مرجع تقلید شیعیان معامله نقد و نسیه و مضاربه توسط بانک‌ها را مورد توجه قرار داد و ابراز کرد: با این اقدامات سودها به‌صورت ربا در بانک‌ها درآمد و اینها سبب شد که مردم آلوده رباخواری شوند و عجیب آنکه برخی این پول‌ها را می‌گرفتند و به زیارت می‌رفتند، پول‌های حلال مردم به بانک رفته و با پول‌های حرام بانک مخلوط شده و مشکلات اقتصادی بسیاری به وجود آورده است.

آیت‌الله مکارم شیرازی یکی دیگر از مسائل فراموش‌شده در بانک‌ها را مهلت دادن به شخصی که ورشکست شده دانست و گفت: بانک‌ها اقدام به جریمه این افراد در صورت ندادن بدهی می‌کنند، که مخالف مبانی اسلامی است، همچنین جریمه‌های تأخیر مجازات به‌دنبال دارد که این مسئله غیر از جریمه‌های تأخیری است که به‌صورت روزشمار از مردم دریافت می‌شود.

وی ادامه داد: باید کسانی که نشستند و بانکداری بدون ربا را نوشتند فکری به حال مردم کنند و بانکداری اسلامی در جامعه پیاده شود، باید آن‌چنان ایمانی از خداوند بخواهیم که هم‌رنگ جماعت شدن رسوایی باشد، نه اینکه همرنگ جماعت شویم که رسوا نشویم، البته وقتی ایمان انسان قوی باشد از تنهایی وحشت نکرده و مسیر را ادامه می‌دهد.

استاد برجسته حوزه علمیه قم با بیان اینکه مراجع عظام مرتب در حال تذکر دادن هستند، ادامه داد: بانکداری ما غربی است و حتی بانکداری ما مانند آنها نیز نیست و سودها در کشور بالا است.

آیت‌الله مکارم شیرازی با اشاره به مسئله کشتار مردم مسلمان میانمار گفت: دیدن مناظر کشتار مسلمانان میانمار رقت‌بار است، عده  بیشتری از کشورهای اسلامی سکوت اختیار کرده‌اند، باید پرسید؛ چرا؟ آیا اینها برادران مسلمان ما نیستند؟

وی با ارائه دو پیشنهاد برای حل مسئله میانمار گفت: سازمان ملل تنها محکوم می‌کند و اقدام نمی‌کند، دلیلش منافع برخی از کشورهای غربی در این کشتار است، باید جلسه‌ای متشکل از وزرای خارجه کشورهای مسلمان راه‌حلی برای این مسئله پیدا کنند و یا اینکه چند تن از علمای کشورهای مسلمان به میانمار رفته و با صحبت با سران کشور میانمار به درمان این درد اقدام کنند.

سه شنبه, 14 شهریور 1396 08:36

حدادایان: همه شهدای مدافع حرم «حججی» هستند

نوشته شده توسط

دبیر همایش ادبی سوختگان وصل گفت: شهید حججی نمادی از شهدای مدافع حرم است، من به خانواده سایر شهدا هم این را گفته ام که شهدای آن ها و اصلا همه شهدای مدافع حرم حججی هستند، همانطور که همه سراداران سردار سلیمانی هستند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا،نشست خبری پانزدهمین همایش ادبی سوختگان وصل با عنوان «کبوتران حرم» ویژه شهدای حادثه تروریستی حله با حضور سعید حدادیان دبیر این همایش برگزار شد.

سعید حدادیان دبیر پانزدهمین همایش ادبی سوختگان وصل (نکوداشت شهدای زیارت اربعین در حله) در نشست خبری این همایش که در دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها در تهران برگزار شد، با یادآوری برگزاری اولین دوره این همایش در سال 1380 با موضوع جانبازان شیمیایی، به عنوان همایش امسال پرداخت و گفت: در اربعین سال گذشته ما با شهادت تعدادی از شهدا در حله مواجه شدیم که مصداق تامّ و تمام سوختگان وصل بودند.

وی افزود: ما در خرداد ماه امسال فراخوان این همایش را منتشر کردیم و در حال حاضر هم حدود 100 اثر را دریافت کرده‌ایم و در انتظار آثار بیشتر از اهل قلم در بخش‌های شعر و داستان هستیم.

حدادیان در این نشست با اشاره به اینکه این همایش با محوریت جانبازان شیمیایی اولین دوره آن از سال 80 آغاز شده گفت: سال گذشته پس از اربعین سید‌الشهدا با سوختگان وصلی مواجه شدیم که مصداق اتم سوختگان وصل بودند. افرادی که یک اربعین بعد از عاشورا خود را به زیارت سیدالشهداء رساندند، ولی در یک حادثه تروریستی به شهادت رسیدند.

وی افزود: اگر این زوار 15 یا دهم صفر به شهادت رسیده بودند، اینطور با آنها برخورد نمی‌شد، اما چون پس از زیارت اربعین و در نقطه مهمی ترور شدند، اهمیت بیشتری یافتند. اینها در نقطه مهم حله که خود آئینه‌ای است که می‌خواهد سفره زیارت اربعین را گسترده‌تر کند، ترور شدند. حله‌ای که پرچمدار جریان علمای تشیع است و زادگاه حضرت ابراهیم(ع) است، حتی خبر رفتن یا نرفتن اهلبیت امام حسین(ع) پس از بازگشت از شام به کربلا را سیدابن طاووس از حله تصدیق کردند که این نشان از جایگاه با اهمیت حله در جغرافیای اسلام دارد.

دبیر همایش سوختگان وصل گفت: در خرداد سال جاری فراخون پانزدهمین دوره این همایش منتشر شد و منتظر آثار اهل قلم در دو بخش شعر و داستان بوده‌ایم. اهالی قلم نباید بگذارند این حادثه فراموش شود. با سرودن یک بیت یا داستان کوتاه می‌توان به این واقعه پرداخت.

وی با اشاره به شرایط ارسال اثر گفت: در بخش شعر هیچ محدودیتی در قالب وجود ندارد و در بخش داستان نیز باید آثار ارسالی مصداق داستان کوتاه باشد که حدوداً 5 هزار کلمه است، همچنین قطعه ادبی در این جشنواره شرکت داده نخواهد شد. خالقان آثار از نظر تعداد اثر هیچ محدودیتی ندارند و ما در دوره‌های قبل از یک نفر 6 اثر را نیز پذیرفته‌ایم.

این شاعر و مداح اهل بیت در ادامه گفت: آثار از طریق نمابر (66484522) و ایمیل (این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید) تا 25 شهریور قابل ارسال است که آثاری که از طریق نمابر ارسال می‌شود، در برگه A4 به صورت تایپ‌شده یا با خط خوانا و یا آنهایی که از طریق ایمیل اثر ارسال می‌کنند باید در نرم‌افزار ورود ورژن 2007 یا 2010 با فونت BNAZANIN با سایز 14 و با مشخصات کامل به دبیرخانه ارسال شود، همچنین از ارسال اثر با نام مستعار باید خودداری شود.

وی با اشاره به همایش سوختگان وصل گفت: تا قبل از دهه هشتاد، برنامه‌هایی که برای دفاع مقدس برگزار می‌شد کلی بود، اما در این برنامه به صورت ریز و جداگانه به موضوعات مرتبط با جنگ مانند جانبازان شهید، شیمیایی‌ها، پدران و مادران شهدا، شهدای علمی که ترور شدند پرداخته شد و از این حیث، مسیری باز شد.

دبیر همایش ادبی سوختگان وصل گفت: امروز قلم‌ها در مسیر انقلاب اسلامی چه از نظر کیفیت و چه کمیت با قوت در حال چرخیدن است، پیشنهاد ما به مسئولین، برگزاری جلساتی مانند جلسات رهبر انقلاب با اهالی فرهنگ و هنر است تا در آن جلسات ارزش‌ها پیگیری شود، زیرا هنر می‌تواند حرکت ایجاد کند.

حدادیان در بخش دیگری از سخنانش گفت: اشعار و آثار در مورد مدافعان حرم را رد نمی‌کنیم و اگر آثار برسد، در بخش ویژه‌ای بررسی می‌شود.

حدادیان ادامه داد: شهید حججی نمادی از شهدای مدافع حرم است، من به خانواده سایر شهدا هم این را گفته ام که شهدای آن ها و اصلا همه شهدای مدافع حرم حججی هستند، همانطور که همه سراداران سردار سلیمانی هستند. خاک پای سردار سلیمانی و یارانش طوطیای چشم من است، من ایشان را واقعا ستایش می کنم اما حواسمان باشد که دیگرانی هم هستند و نباید به دیگران بی توجه باشیم.

24 مهر اختتامیه پانزدهمین همایش همزمان با شهادت حضرت سجاد(ع) در تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار خواهد شد.

شروعقبلی12بعدیپایان
صفحه1 از2

 

 

کتاب هفته

رئیس مجلس شورای اسلامی پس از قرائت گزارش تفریغ بودجه سال 92 از ارائه به موقع ...
رئیس مجلس شورای اسلامی پس از قرائت گزارش تفریغ بودجه سال 92 از ارائه به موقع ...

اوقات شرعی به افق استان البرز

نظرسنجی

کیفیت نسخه جدید وب سایت را چگونه ارزیابی می کنید ؟

عالی - 50%
قابل قبول - 25%
متوسط - 25%
ضعیف - 0%

مجموع آراء: 4
The voting for this poll has ended on: آوریل 1, 2015

آمار پایگاه

بازدید امروز211
بازدید دیروز273
بازدید این هفته211
بازدید این ماه6905
کل بازدید1108177

پشتیبانی آنلاین

<