امام جعفر صادق عليه السلام:

ان الله عز و جل إذا أحب عبدا فعمل قليلا جزاه بالقليل الكثير.

 چون خداي تعالي بنده اي را دوست دارد و او عمل كوچكي انجام دهد ، خدا او را پاداش بزرگ دهد .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 137 – 138

نقشه سایت:

مذهبی

مذهبی (33)

شنبه, 25 آبان 1398 09:10

علت نامگذاری هفته وحدت

نوشته شده توسط

هفته وحدت اسلامی یا هفته وحدت در ایران به فاصلهٔ میان ۱۲ ربیع‌الاول که سالگرد ولادت محمد، پیامبر اسلام بنا بر روایات اهل سنت است تا ۱۷ ربیع‌الاول که تاریخ ولادت او بنا بر روایات موجود در شیعه است، گفته می‌شود. ایده شکل‌گیری هفته وحدت برای اولین بار پیش از انقلاب به پیشنهاد سید علی خامنه‌ای در سیستان و بلوچستان مطرح و اجرا شد.[۱] پس از انقلاب نیز به پیشنهاد حسینعلی منتظری و موافقت و فرمان روح الله خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران، این بازه زمانی به عنوان هفته وحدت نامگذاری شد.[۲][۳][۴]

مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی هر ساله در هفته وحدت، اقدام به برگزاری کنفرانس هفته وحدت می‌کند.

ایده شکل‌گیری هفته وحدت و جشن‌گرفتن مشترک شیعه و سنی در آن برای اولین بار پیش از انقلاب به پیشنهاد سید علی خامنه‌ای در دوران تبعیدش به شهر ایران‌شهر سیستان و بلوچستان مطرح و اجرا شد.[۱] خامنه‌ای در خاطراتی که از دوران تبعید پیش از انقلابش به سیستان و بلوچستان بیان می‌کند، ماجرا را اینگونه بیان می‌کند:

من خودم در بلوچستان تبعید بودم... دستگاه‌ها نمی‌خواستند بگذارند تلاشی از سوی ما انجام بگیرد؛ اما در عین حال ما گفتیم بیایید کاری کنیم که یک نشانه‌ای از اتحاد شیعه و سنی را در این شهر نشان بدهیم؛ که این مسئلهٔ هفتهٔ وحدت - ولادت نبی اکرم در دوازدهم ربیع‌الاول به روایت اهل سنت، و در هفدهم ربیع‌الاول به روایت شیعه - آن روز به ذهن ما رسید و در ایرانشهر آن را عمل کردیم؛ یعنی از دوازدهم تا هفدهم جشن گرفتیم.[۱][۶]

پس از پیروزی انقلاب نیز، حسینعلی منتظری، با نوشتن نامه‌ای به عبدالمجید معادیخواه، وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی پیشنهاد می‌دهد فاصله زمانی میان روایت اهل سنت و روایت شیعیان از ولادت پیامبر اسلام، به عنوان «هفته وحدت» نامگذاری شود.[۲]

هرچند برخی گمانه زنی ها از نقش حسن روحانی رئیس جمهور فعلی ایران در نامگذاری هفته وحدت حکایت دارد.

دوشنبه, 26 فروردين 1398 13:50

اعمال و فضیلت ماه شعبان

نوشته شده توسط

به گزارش روابط عمومی تبلیغات اسلامی البرز ،   اعمال ماه شعبان المعظم و بهترین ذکرها و دعاهای این ماه عزیز را در این بخش خواهید خواند که چکیده ای است از فرمایشات معصومین و کتاب مفاتیح الجناح که تقدیم شما می شود. ماه شعبان

ماه شعبان

این ماه شعبان است و حضرت رسول صلی الله علیه و آله می فرمود شعبان ماه من است پس در این ماه برای جلب محبت پیغمبر خود و برای تقرّب به سوی پروردگار خود روزه بدارید. به حقّ آن خدایی که جان علیّ بن الحسین به دست قدرت اوست سوگند یاد می کنم که از پدرم حسین بن علی علیهماالسلام شنیدم که فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین علیه السلام که هر که روزه بگیرد در ماه شعبان برای جلب محبّت پیغمبر خدا و تقرّب به سوی خدا؛ خداوند او را دوست می دارد و در روز قیامت کرامت خود را نصیب او می گرداند و بهشت را برای او واجب می کند.

 

شیخ از صفوان جمال روایت کرده که گفت: حضرت صادق علیه السلام به من فرمود کسانی را که در اطراف تو هستند را بر روزه گرفتن در ماه شعبان ترغیب کن. گفتم فدایت شوم مگر در فضیلت آن چیزی هست؟ فرمود:بله همانا که رسول خدا صلی الله علیه و آله هر گاه هلال ماه شعبان را می دید به مُنادیی امر می فرمود که در مدینه ندا می کرد:ای اهل مدینه من رسولم از جانب رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی شما.

 ایشان می فرماید آگاه باشید همانا شعبان ماه من است پس خدا رحمت کند کسی را که یاری کند مرا بر ماه من یعنی روزه در آن ماه روزه بگیرد.

 سپس از حضرت صادق علیه السلام و ایشان از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرد که می فرمود:  از زمانی که شنیدم منادی رسول خدا صلی الله علیه و آله ندا کرد در ماه شعبان، ترک نشد از من روزه شعبان و ترک نخواهد شد از من تا مدتی که حیات دارم ان شاء الله تعالی.

 اعمال مشترکه ماه شعبان

 مناجات شعبانیه ، مناجات معروفی است و اهلش به خاطر آن با ماه شعبان ماءنوس شده و به همین جهت منتظر و مشتاق این ماه هستند. سزاوار است که این مناجات در تمام ماه خوانده شود.

 از اعمال مهم در این ماه ، روزه است ؛ به اندازه ای که با حال انسان مناسب باشد. امام صادق (علیه السلام ) فرمود: ((کسی که روز اول ماه را روزه بگیرد، حتما وارد بهشت می شود و کسی که دو روز را روزه بگیرد، خداوند در هر شب و روزی (به چشم رحمت ) به او می نگرد و در بهشت نیز به این نگاه ادامه می دهد؛ کسی که سه روز روزه بگیرد، با خداوند در عرش و بهشت او دیدار می کند.))

 همچنین روایت شده که در هر روز پنجشنبه ماه شعبان آسمان ها را زینت می کنند. پس ملائکه عرض می کنند خداوندا بیامرز روزه داران این روز را و دعای ایشان را مستجاب گردان و در روایت نبوی آمده است که هر که روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیرد حقّ تعالی بیست حاجت از حوائج دنیا و بیست حاجت از حاجت های آخرت او را برآورد.

در هر روز از شعبان در هنگام ظهر و در شب نیمه آن صلوات هر روز شعبان که از امام سجاد علیه السلام روایت شده، خوانده شود که به شرح ذیل است:

 اَللّهُمََّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلاَّئِکَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ اَهْلِ بَیْتِ الْوَحْیِ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْکِ الْجارِیَةِ فِی اللُّجَجِ الْغامِرَةِ یَامَنُ مَنْ رَکِبَها وَ یَغْرَقُ مَنْ تَرَکَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ.

 

 اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْکَهْفِ الْحَصینِ وَ غِیاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَکینِ وَ مَلْجَاءِ الْهارِبینَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلوةً کَثیرَةً تَکُونُ لَهُمْ رِضاً وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَداَّءً وَ قَضاَّءً بِحَوْلٍ مِنْکَ وَ قُوَّةٍ یا رَبَّ الْعالَمینَ.

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الاْبْرارِ الاْخْیارِ الَّذینَ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَ وِلایَتَهُمْ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاعْمُرْ قَلْبی بِطاعَتِکَ وَلا تُخْزِنی بِمَعْصِیَتِکَ وَارْزُقْنی مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِکَ بِما وَسَّعْتَ عَلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ وَ نَشَرْتَ عَلَیَّ مِنْ عَدْلِکَ وَ اَحْیَیْتَنی تَحْتَ ظِلِّکَ وَ هذا شَهْرُ نَبِیِّکَ سَیِّدِ رُسُلِکَ شَعْبانُ الَّذی حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ الَّذی کانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّمَ یَدْاَبُ فی صِیامِهِ وَ قِیامِهِ فی لَیالیهِ وَ اَیّامِهِ بُخُوعاً لَکَ فی اِکْرامِهِ وَاِعْظامِهِ اِلی مَحَلِّ حِمامِهِ.

 

اَللّهُمَّ فَاَعِنّا عَلَی الاِْسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ وَ نَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لی شَفیعاً مُشَفَّعاً وَ طَریقاً اِلَیْکَ مَهیَعاً وَاجْعَلْنی لَهُ مُتَّبِعاً حَتّی اَلْقاکَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّی راضِیاً وَ عَنْ ذُنُوبی غاضِیاً قَدْ اَوْجَبْتَ لی مِنْکَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ وَ اَنْزَلْتَنی دارَ الْقَرارِ وَ مَحَلَّ الاْخْیارِ .

 

بهترین ذکرها و دعاهای ماه شعبان

 

هر روز هفتاد مرتبه ذکر «اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ» گفته شود و همچنین در این ماه صلوات بسیار فرستاده شود .

 

  از اعمال مهم این ماه ، عمل کردن به روایت امیرالمؤ منین (علیه السلام ) است که فرمودند:

 

 ((در هر پنج شنبه از ماه شعبان ، آسمانها زینت شده و آنگاه فرشتگان عرض می کنند:خدای ما! روزه داران شعبان را ببخش و بیامرز و دعایشان را اجابت فرما!))

 

 بنابراین کسی که دو رکعت نماز به جا آورد که در هر رکعت سوره فاتحه را یک بار و توحید را صد بار بخواند و بعد از سلام دادن ، صد بار نیز صلوات بفرستد، خداوند تمام خواسته های دینی و دنیایی او را برآورده می فرماید و کسی که یک روز از آن را روزه بگیرد، خداوند بدن او را بر آتش حرام می کند.

 

 هر روز هفتاد مرتبه ذکر « اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذی لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَیُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» گفته شود. و در بعضی روایات "الْحَیُّ الْقَیُّومُ" پیش از "الرَّحْمنُ الرَّحیمُ" است و عمل به هر دو خوبست و از روایات استفاده می شود که بهترین دعاها و ذکرها در این ماه استغفار است و هر کس هر روز در این ماه هفتاد مرتبه استغفار کند مثل آن است که هفتاد هزار مرتبه در ماه های دیگر استغفار کند.

 

  صدقه دادن در این ماه اگرچه به اندازه نصف دانه خرمایی باشد، خوب است و خداوند بدن صدقه دهنده را بر آتش جهنمحرام می کند.

 

 از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است که آن حضرت در باب فضیلت روزه رجب فرمود چرا غافلید از روزه شعبان؟ راوی عرض کرد یابن رسول الله چه ثوابی دارد کسی که یک روز از شعبان را روزه بگیرد؟

 

 حضرت فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست.

 

 عرض کرد یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست؟ فرمود:صدقه دادن و استغفار . هر کس  در ماه شعبان صدقه دهد، خداوند آن صدقه را رشد دهد همچنان که یکی از شما شتر تازه متولد شده ای را تربیت می کند تا آن که در روز قیامتبه صدقه دهنده برسد در حالتی که به اندازه کوه اُحُد شده باشد.

 

در کل این ماه هزار بار ذکر « لا اِلهَ اِلا اللهُ وَلا نَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ » را که ثواب بسیار دارد؛ گفته شود.

 

 از جمله آن که عبادت هزار ساله در نامه عملش نوشته شود.

 

یکشنبه, 26 اسفند 1397 09:36

آداب اسلام در رابطه با نوروز

نوشته شده توسط

 عید در لغت از ماده‌ی عود به معنی بازگشت است، و لذا به روزهایی که مشکلات از قوم و جمعیتی بر طرف می‌شود و بازگشت به پیروزی‌ها و راحتی‌های نخستین می‌کند عید گفته می‌شود.
آقا امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در نهج البلاغه کلمات قصار 428 می‌فرمایند: روزی که در آن گناه نشود روز پیروزی و پاکی و بازگشت به فطرت نخستین است که به همین خاطر در روایت به چنین روزی عید اطلاق می‌شود.
ما در این مقاله به نکته‌های ظریف و جالب در مورد عید نوروز و هچنین اعمال و رفتاری که در هر عیدی باید بدان عمل کنیم می‌پردازیم تا انشاءالله خواننده‌ی گرامی با خواندن آن یک تحول عظیم (تحول حال به احسن حال) برایش ظاهر و آشکار گردد. نکته‌هایی همانند صله‌ی رحم در عید نوروز، خید پوشاک و لباس در عید نوروز، خوردن شیرینی و آجیل در این ایام، چه کنیم در این ایام بیمار نشویم و چگونه از عمرمان بهترین استفاده را ببریم.
خداوند بلند مرتبه در کتاب خود و معجزه‌ی جاودان پیامبرش چنین بیان می‌فرماید:
«قالَ عیسَی ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَکُونُ لَنا عیداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آیَةً مِنْکَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقینَ» (1)
«عیسی بن مریم گفت: بار خدایا!‌ای پروردگار ما! برای ما مائده‌ای از آسمان بفرست، تا برای ما و آنان که بعد از ما می‌آیند عیدی و نشانی از تو باشد و ما را روزی ده که تو بهترین رزی دهندگانی».
پس از بیان آیه‌ای از قرآن کریم، سخن بهترین افراد ان است یعنی ائمه معصومین علیهم السلام را بیان می‌کنیم:
«امام علی (علیه‌السلام) -در یکی از عیدها- همانا این عید برای کسی عید است که خداوند روزه و نمازش را پذیرفته باشد و در هر روزی که در آن نافرمانی خداوند نشود، آن روز عید است.» (2)

سنت ایرانیان
 

امام صادق (علیه‌السلام) به معلی بن خنیس که در روز نوروز خدمت ایشان رسید- آیا می‌دانی امروز چه روزی است؟
معلی گوید: عرض کردم: فدایت شوم، این نوروزی است که ایرانیان آن را گرامی می‌دارند و در آن به یکدیگر هدیه می‌دهند.
امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: سوگند به آن خانه‌ی کهن که در مکه است، این روز یک ریشه‌ی کهن دارد که من برایت توضیح می‌دهم تا آن را بدانی...
ای معلّی! روز نوروز، همان روزی است که خداوند در آن از بندگان پیمان گرفت تا او را بپرستند و چیزی را شریک او قرار ندهند و به فرستادگان و حجت‌های او و به امامان علیهم السلام ایمان بیاورند. نوروز نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد... هیچ نوروزی نیست مگر این که ما در آن روز منتظر فرج هستیم؛ زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست. ایرانیان آن را حفظ کردند و شما آن را از دست نهادید... نوروز نخستین روز از سال ایرانیان است. آنان در حالی که تعداشان سی هزار نفر بود زنده ماندند و زندگی کردند و ریختن آب در نوروز سنت شد... (3)
در عید نوروز هدیه‌ای خدمت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) آوردند. حضرت پرسید: این چیست؟
عرض کردند:‌ای امیرالمؤمنین! امروز نوروز است.
امام (علیه‌السلام) فرمود: هر روزمان را نوروز کنید. (4)
امام علی (علیه‌السلام) فرمودند: نوروز ما، هر روز است. (5)

نسخ نوروز در اسلام
 

نقل شده که منصور از موسی بن جعفر (علیه‌السلام) تقاضا کرد که در روز نوروز در خانه بنشیند، تا مردم برای تبریک گویی پیش ایشان روند و هدایایی که برایش می‌برند نیز بپذیرد.
امام (علیه‌السلام) فرمود: من در اخبار جدم پیامبر (ص) جستجو کردم، اما برای این روز خبری پیدا نکردم. نوروز سنّت ایرانیان است و اسلام آن را منسوخ کرده است، پناه به خدا از این که چیزی را زنده کنیم که اسلام از بین برده است.
منصور گفت: ما این کار را فقط برای خار نظامیان می‌کنیم. (6) (یک سیاست لشکری است) بنابراین، تو را به خدای بزرگ سوگند که جلوس کنی و حضرت پذیرفت و جلو کرد... (7)

اعمال نوروز
 

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: چون عید نوروز فرا رسد، بدن خود را بشوی و پاکیزه‌ترین جامه‌هایت را بپوش و با خوشبوترین عطرها خودت را معطّر کن و در آن روز روزه باش. (8)
در کتاب مفاتیح الجنان در اعمال عید نوروز چنین آمده است:
چون نوروز شود غسل کن و پاکیزه‌ترین جامه‌های خود را بپوش و به بهترین بوهای خوش خود را خوشبو گردان و در آن روز روزه بدار و چهار رکعت نماز بخوان (هر دو رکعت به یک سلام). بدین گونه: در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره «انا انزلناه» را بخوان.
در رکعت دوم بعد از حمد دو مرتبه سوره «قل یا ایها الکافرون» بخوان.
در رکعت سوم بعد از حمد ده مرتبه سوره «قل هو الله احد» را بخوان.
در رکعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه سوره «قل اعوذ به رب الفلق» را بخوان.
بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا را بخوان: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ صَلِّ عَلَی جَمِیعِ أَنْبِیَائِکَ وَ رُسُلِکَ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِکَ وَ بَارِکْ عَلَیْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَکَاتِکَ وَ صَلِّ عَلَی أَرْوَاحِهِمْ وَ أَجْسَادِهِمْ اللَّهُمَّ بَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَارِکْ لَنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا الَّذِی فَضَّلْتَهُ وَ کَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ عَظَّمْتَ خَطَرَهُ اللَّهُمَّ بَارِکْ لِی فِیمَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ حَتَّی لَا أَشْکُرَ أَحَداً غَیْرَکَ وَ وَسِّعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِی یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ اللَّهُمَّ مَا غَابَ عَنِّی فَلَا یَغِیبَنَّ عَنِّی عَوْنُکَ وَ حِفْظُکَ وَ مَا فَقَدْتُ مِنْ شَیْ‌ءٍ فَلَا تُفْقِدْنِی عَوْنَکَ عَلَیْهِ حَتَّی لَا أَتَکَلَّفَ مَا لَا أَحْتَاجُ إِلَیْهِ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ.»
ترجمه متن عربی:
«بار خدایا بر محمد و آل محمد، اوصیاء پسندیده رحمت فرست و هم بر همه‌ی پیامبران و فرستادگانت، بهترین رحمت‌هایت و برکت ده بر ایشان بهترین برکاتت و بر جسم و جانشان رحمت فرست. بار خدایا! بر محمد و آل محمد برکت ده و به ما در این روزی که برترینش دادی و گرامیش نمودی و شرافت و بزرگی‌اش بخشیدی برکت ده، بار خدایا! مرا در آنچه در آن بر من انعام کردی برکت ببخش تا به غیر از تو دیگری را سپاس نکنیم و در روزیم گشایش و وسعت ده‌ای صاحب جلال و بزرگواری، بار خدایا هر چه از من نهان باشد پس کمک و نگداری تو از من نهان مباد و هر چیز را گم کنم پس مبادا گمم کنی یاریت را تا به رنج و زحمت نیفتم برای آنچه محتاج آن نیستم‌ای صاحب جلال و بزرگواری».
بحث را با جملات زیبای رهبر عزیزمان در پیام نوروزی ایشان در سال 1/1/1377 ادامه می‌دهم: ایشان فرمودند: نوروز برای ما عبادت است ... (مردم) این روزها را بهانه‌ای برای دید و بازدید و رفع کدورت‌ها و محبت به یکدیگر قرار می‌دهند. این همان برادری و عطوفت و همان صله‌ی رحم اسلام است، بسیار خوب است... عید نورز چیز خوبی است. وسیله‌ای است که با آن دل‌ها شاد می‌شود، انسان‌ها با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. صله‌ی رحم و صله‌ی احباب می‌کنند... انسان باید با ارحام صله کند، یعنی ارتباط برقرار کند.
اگر بخواهیم به طور دقیق گوش دل به سخنان مقام معظم رهبری بسپاریم به این نکته پی می‌بریم که ایشان یکی از ارزش‌هایی که این نوروز برای ما آورده است را همان صله رحم معرفی می‌کنند که در اسلام به آن بسیار تأکید و سفارش شده است.
امام سجاد (علیه‌السلام) به فرزندش وصیت می‌فرماید: «ایّاک و مصاحبه القاطع لرحمه، فانی وجدته ملعوناً فی کتاب الله»
ازدوستی و مصاحبت با کسانی که قطع رحم می‌کنند بپرهیز، زیرا من در قرآن، آن‌ها را ملعون یافتم. (9)
برای اینکه بحث بهتر برای خواننده‌ی گرامی روشن شود ابتدا به تعریف واژه‌ی صله رحم می‌پردازیم و بعد به بیان روایات در این زمینه
صله‌ی رحم یعنی: مشارکت و مددکاری به خویشان با مال مقام و آبرو و سایر امکانات و خیرات در اختیار، احسان و نیکی به اقارب به نسبت حق و قربی که دارند، حفظ و تقویت همه‌ی ارتباطات لازم بین خویشان و دیدار آنان.
رحم به هر کسی گفته می‌شود که عرفاً جزء منسوبین و بستگان انسان به حساب می‌آید و صله: هر چیزی که احسان در حق آن‌ها حساب می‌شود.

اقسام صله‌ی رحم:
 

(1) - صله‌ی رحم به مال (لباس، مسکن، خوارک)
(2) - صله‌ی رحم به آبرو و دفاع از خویشاوندان.
(3) - صله‌ی رحم با زیارت و دیدار.
حضرت علی (علیه‌السلام) فرمودند: صله‌ی رحم کنید اگر چه به یک سلام باشد.
در قرآن کریم 12 آیه درباره‌ی صله‌ی رحم ذکر شده و نیز در سه مورد قاطعین رحم لعنت شده‌اند که عبارتند از: سوره رعد آیه 25؛ سوره محمد/ 22 و 23؛ بقره/ 27؛ در میزان الحکمه 43 روایت، در غررالحکم و دررالکلم 36 روایت و در بحار جلد 74، صد و ده روایت روایاتی در این موضوع آمده است.
بیان این عبارات فقط به عنوان مقدمه‌ای است برای اهمیت موضوع (صله‌ی رحم) در نوروز.
در ادامه به ذکر چند آیه از قرآن می‌پردازیم تا بحث خود را با کلام نورانی حضرت حق مزیّن کنیم:
«وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقیباً» (10)
[بترسید از آن خدایی که به نام او از یکدیگر مسئلت و درخواست می‌کنید و درباره‌ی ارحام کوتاهی نکنید که خدا مراقب اعمال شماست].
«فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَکُمْ * أُولئِکَ الَّذینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمی أَبْصارَهُم» (11)
[اگر (از این دستورها) روی گردان شوید یا جز این انتظار می‌رود که در زمین فساد و قطع پیوند خویشاوندی کنید؟ آن‌ها کسانی هستند که خداوند از رحمت خویش دورشان ساخته، گوشهایشان را کر و چشم‌هایشان را کور کرده است. ]
«وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی ...» (12)
[خدای یکتا را بپرستید و چیزی را برای او شریک قرار ندهید و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان نیکی کنید.]
«وَ الَّذینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ میثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ» (13)
[و آنان که می‌شکنند پیمان خدا را پس از بستن و قطع می‌کنند پیوندهایی را که خدا بهاستحکام آن دستور داده و تبهکاری می‌کنند در زمین، لعنت خدا برای ایشان است و بدی آن سرای.]

روایاتی جالب و خواندنی در باب صله‌ی رحم
 

پس از مطالعه‌ای که در این باب (صله‌ی رحم) انجام دادیم به روایات بسیار زیبا و خواندنی برخورد کردیم که اگر مقدور بود همه‌ی آن‌ها را بیان می‌کردیم تا دیگر هیچ دلیلی برای کسانی که با فامیل‌های خود قطع رابطه کرده‌اند باقی نماند و یک ابهام حجت کاملی باشد ولی به خاطر ضیق وقت و اینکه وقت خواننده را کمتر بگیریم به بیان قطره‌ای از این چشمه‌ی فوران اشاره می‌کنیم و حتی برای این که بتوانیم روایات بیشتری ذکر نماییم از بیان متن عربی آن خودداری می‌کنیم و فقط ارجاء می‌دهیم تا اگر خوانندگان عزیز مایل بودند خودشان به سند و آدرس روایت رجوع نمایند.
امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: در کتاب علی (علیه‌السلام) سه خصلت آمده که تا صاحبشان پیامد تلخ آن را نبیند نمی‌میرد: ستم، قطع رحم و سوگند دروغی که به سبب آن به جنگ خدا برود و همانا شتابان‌ترین اطاعت از جهت پاداش صله‌ی رحم است. همانا مردمی گناهکارند ولی با هم صله‌ی رحم می‌کنند و آنگاه مالشان رشد کرده، ثروتشان بسیار می‌شود و سوگند دروغ و قطع رحم سرزمین‌ها را از اهل آن خالی می‌کند و خویشاوندی را از جا بر می‌کند و همانان از قطع رحم، بریده شدن نسل است. (14)
امام صادق (علیه‌السلام) از پدرش حکایت کرده که فرمود: پدرک علی بن الحسین – درود خدا بر آن دو باد- به من فرمود: پسرم! به پنج کس توجه نکن و با آنان همراه، هم سخن و رفیق راه مشو!
عرض کردم: پدر جان! آن‌ها کیستند؟
فرمود: از همراهی با دروغگو دوری کن، زیرا او به مانند سرابی باشد که دور را به تو نزدیک و نزدیک را به تو دور سازد. از همراهی بد کار (فاسق) بر کنار باش؛ چون تو را به لقمه‌ای خوراکی یا کمتر از آن بفروشد. از همراهی با خسیس هم برحذر باش؛ چرا که تو را از یاری با دارایی‌اش فرو گذارد آن گاه که بدان سخت نیازمندی. ازدوستی با نابخرد دوری کن زیرا می‌خواهد به تو سود برساند، زیانت می‌دهد. مبادا با کسی که قطع رحم می‌کند دوستی نمایی که او را در کتاب خداوند بزرگ و گراهی در سه جا یافتم که لعن شده است. (رعد/25؛ محمد/22 و 23؛ بقره /27) (15)
امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: چیزی سراغ ندارم که به مانند صله‌ی رحم عمر را افزونی بخشد تا این که اجل شخص سه سال دیگر است پس صله‌ی رحم می‌کند و خداوند به عمرش سی سال می‌افزاید پس اجل او سی و سه سال دیگر قرار داده می‌شود و گاهی هم اجل شخص سی و سه سال است او قطع رحم می‌کند پس سنش به سه سال کم می‌شود. (16)
امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: به دستگیری و دیدار فامیلان خود بشتاب گر چه با تقدیم جرعه‌ای از آب باشد، برترین صله رحم آن است که از آزار فامیل خود خودداری کنی. (17)
حضرت علی (علیه‌السلام) فرمود: کسی که داشتنِ یک خصلت را تضمین کند من چهار خصلت را در او تضمین می‌کنم. کسی که صله‌ی رحم را در زندگی داشته باشد من دوستی فامیل، فراوانی اموال، طول عمر و دخول در بهشت را برای او تضمین می‌کنم. (18)
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: به حاضران از امت و نیز به آیندگان از امت وصیت می‌کنم که صله‌ی رحم را ترک نکنند گرچه مستلزم پیمودن یک سال راه باشد و این عمل از دین است. (19)
زشت‌ترین گناهان قطع رحم و عقوق (یعنی بد سلوکی با پدر و مادر و خویشان) است. (20)
ایمان به خدا نیاورده کسی که رحم خود را قطع کند. (21)
گناه تراشی (و به دروغ کسی را متهم به گناه کردن) نخستین مرحله‌ی بریدن پیوند دوستی یا قطع رحم است. (22)
برترین صفات خوب پیوند با کسانی است که با شما قطع رابطه نموده‌اند و بخشش به کسی که تو را محروم نموده است و گذشت از کسی که به تو ستم روا داشته است. (23)
علامه مجلسی به دنبال آیه‌ی «وَ یَقطَعونَ ما اَمَرَاللهُ بهِ اَن یُوصَلَ» یک صد و دوه حدیث درباره اهیمت صله‌ی رحم، بیان نموده و آن‌ها را مورد بحث قرار داده است. (بحارالانوار/ج 71/ ص 87) ما در اینجا برخی از نکات جالبی را که در آن روایات آمده نقل می‌کنیم:
با بستگان خود دیدار داشته باشید، هر چند در حد نوشاندن آبی باشد.
صله‌ی رحم عمر را زیاد و فقر را دور می‌سازد، با صله‌ی رحم، رزق توسعه می‌یابد.
بهترین قدم‌ها، قدمی است که برای صله‌ی رحم و دیدار اقوام برداشته می‌شود.
به سراغ بستگان بروید، گر چه آن‌ها بی‌اعتنایی کنند. صله‌ی رحم کنید هر چند فامیل از نیکان نباشد.
صله‌ی رحم کنید، گر چه با سلام کردن باشد.
صله‌ی رحم، مرگ و حساب روز قیامت را آسان می‌کند.
بویی از بهشت نصیب شخص قاطع رحم نمی‌شود.
صله‌ی رحم باعث تزکیه عمل و رشد اموال می‌شود.
کمک به افمیل، بیست و چهار برابر به دیگران پاداش دارد.
صله‌ی رحم کنید، گرچه یک سال راه بروید.
نکات پایانی که در این بحث وجود دارد:
ادای حقوق دارای مراتب و مراحلی است: اول حق خداوند، سپس والدین، سپس خویشاوندان، سپس یتیمان که کمبود محبت دارند و آن گاه مساکین که کمبود مادیات دارند.
خویشاوندان اگر چه کافر باشند باید مورد محبت و لطف قرار گیرند.
صله‌ی رحم واجب است گر چه بعد مکان وجود داشته باشد و گاهی تا سی سال طول عمر را زیاد می‌کند.
قطع رحم از گناهان کبیره‌ای است که موجب عذاب آخرت و بلاهای دنیایی است.
در روایات بعضاً از قطع رحم تعبیر به (حالقه) شده یعنی چیزی که سبب هلاکت و مرگ می‌باشد.
رعایت حقوق خانواده و خویشاوندان، لازمه‌ی تقواست.
خویشاوندان به گردن ما حق دارند و ما منتی بر آنان نداریم.
پس از بیان یکی از آداب و رسومی که برای عید نوروز بیان شد که بسیار در اسلام به آن اهمیت داده شده بود به یکی دیگر از رسومات می‌پردازیم و آن پاکیزه‌ترین جامه‌ها را پوشیدن و خرید لباس از بازار و ... است.

نکوهش بازار
 

امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: بدترین جاهای زمین بازارهاست؛ بازار میدان ابلیس است، اول صبح پرچم خود را در آن جا نصب می‌کند و کرسیش را می‌گذارد و فرزندانش را همه سو می‌پراکند. از کسی که پیمانه را کم می‌دهد تا کسی که ترازو را سبک می‌گیرد و کسی که در گز کردن دزدی می‌کند یا کسی که برای فروش کالایش به دروغ متوسل می‌شود او به فرزندانش می‌گوید: بر شما باد به (فریفتن) مردی که پدرش مرده در حالی که پدر شما هنوز زنده است. ابلیس با اولین کسی که به بازار می‌آید وارد می‌شود و با آخرین نفری که بازار را ترک می‌کند بر می‌گردد. (24)
امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: محفل‌های بازارها، جایگاه حضور شیطان است. (25)
پیامبر خدا (ص) فرمودند: بازار سرای بی‌خبری و غفلت است. پس هر که در بازار یک تسبیح گوید خداوند هزار هزار ثواب برایش رقم زند. (26)
منظور ما از اینکه روایت‌هایی را در ذم و نکوهش بازار بیان نمودیم بدین معنا نیست که ما اصلاً به بازار نرویم، بلکه منظور این است که بفهمیم چه خطرهایی در بازار در انتظار ماست، پس سریع کار خود را انجام دهیم و از بازار خارج شویم ودر این لحظات زیاد به یاد خداوند باشیم و ذکر خداوند را زیاد بگوییم.
اما آیات و روایاتی که در مورد پوشاک لباس بیان شده است:
«یا بَنی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِکُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوی ذلِکَ خَیْرٌ ذلِکَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُون» (27)
ای فرزندان آدم! ما برای شما پوشاکی فرو فرستادیم که عورت شما را می‌پوشاند و نیز جامه‌های زیبا و نرم و جامه‌ی تقوا، این برای شما بهتر است این از نشانه‌های خداست شاید که پند گیرید.
«وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلالاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنَ الْجِبالِ أَکْناناً وَ جَعَلَ لَکُمْ سَرابیلَ تَقیکُمُ الْحَرَّ وَ سَرابیلَ تَقیکُمْ بَأْسَکُمْ کَذلِکَ یُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْلِمُونَ» (28)
و (نیز) خداوند از آنچه آفریده است سایه‌ها برای شما قرار داده؛ و از کوه‌ها پناه‌گاه‌هایی و برای شما پیراهن‌هایی آفریده، که شما را از گرما (و سرما) حفظ می‌کند؛ و پیراهن‌هایی که به هنگام جنگ، حافظ شماست؛ این گونه نعمت‌هایش را به را شما کامل می‌کند شاید تسلیم فرمان او شوید!

چه لباس‌هایی بپوشیم؟
 

روایت داریم که پیامبر (ص) فرمودند: نیکوترین جامه‌ای که با آن خدای عزوجل را در گورهایتان و در مساجدتان دیدار می‌کنید، جامه‌ی سفید است. (29)
امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: کتان از لباس‌های پیامبران است و گوشت را می‌رویاند. (30)
پیامبر خدا (ص) از دو شهرت نهی فرمود: شهرت در نازکی و ضخامت لباس، نرمی و زبریِ آن و بلندی و کوتاهی آن. بلکه باید حد وسط میان این خصوصیات را رعایت کرد. (31)
امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: دارایی‌ها از آنِ خداست و آن‌ها را نزد انسان به امانت می‌سپارد و به انسان‌ها اجازه داده است که با میانه‌روی، بخورند و با میانه روی، بپوشند. (32)
پیامبر خدا (ص) فرموده‌اند: پوشیدن حریر و طلا برای مردان امتم حرام و برای زنانشان حلال گشته است. (33) پیامبر خدا (ص) فرموده‌اند:‌ای اباذر! لباس زبر بپوش و جامه درشت و ضخیم بر تن کن، تا فخر و غرور به وجود تو راه نیابد. (34) پیامبر خدا (ص) فرموده‌اند: هر کس لباسی به تن نمود باید پاکیزه بدارد. (35) پیامبر خدا (ص) فرموده‌اند:‌ای عایشه! این دو لباس را بشوی؛ مگر نمی‌دانی که لباس تسبیح خدا می‌گوید و هرگاه کثیف بشود از تسبیح باز می‌ایستد. (36)
پیامبر خدا (ص) فرموده‌اند: چهره گشوده و با عمامه به مسجدها در آیید؛ زیرا عمامه‌ها، تاج‌های مسلماناتن است. (37)

نکات پایانی و خواندنی در مورد خرید لباس عید نوروز
 

تنوع طلبی و افزون خواهی، دامی برای اسیر شدن انسان‌هاست. استعمارگران نیز از همین خصیصه‌ی مردم، برای لباس، مسکن، مرکب، و تجملات استفاده کرده و مردم را به اسارت می‌کشند.
آن گونه که در لباس مادی، پوشش عیوب، حفاظت از سرما و گرما و زیبایی مطرح است تقوا هم عامل پوشش عویب است، هم نگهدارنده ی از گناه و هم مایه‌ی زیبایی معنوی اناسن می‌باشد.
دوخت لباس و نوع و رنگ آن، هر چه به عفت نزدیک‌تر باشد، بهتر است.
پست شمردن دیگران به خاطر لباس و ظاهری ساده رفتاری فرعونی است.
در قرآن کریم از چند چیز به عنوان «لباس» یاد شده است:
شب: «جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِباساً» (38)
همسر: «هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ» (39)
تقوا: «وَ لِباسُ التَّقْوی ذلِکَ خَیْر» (40)
در حدیث داریم که اگر کسی به واسطه بهتر بودن بند کفنش بر دیگری خود را برتر ببیند، جزو کسانی است که اراده‌ی علو در زمین دارند.
نع لباس مردم در جامعه، می‌تواند معرّف شخصیت، مکتب و هدف آن‌ها باشد.
چه بسیارند کسانی که در تهیه مسکن، لباس، مرکب، کلام، ازدواج، و نامگذاری فرزند، کاری می‌کنند که جامعه نمودی داشته باشند و مردم متوجه آنان شوند که به فرموده روایت، این افراد اراده برتری در زمین دارند و از بهشت محرومند.
سرچشمه‌ی بسیاری از مزاحمت‌های هوسبازان نسبت به زنان و دختران، نوع لباس خود آن‌هاست.
پوشیدن لباس ساده، سوار شدن بر الاغ برهنه، شیر دوشیدن، هم نشینی با بردگان، سلام کردن به اطفال، وصله کردن کفش و لباس، پذیرفتن دعوت مردم، جارو کردن منزل، دست دادن به تمام افراد و سبک نشمردن غذا از سیره‌های رسول خدا (ص) بود.
بحث دیگری که در این ایام (عید نوروز) مطرح است عبارت است از :
خوردن آجیل و شیرینی و از آن طرف پرخوری و به همراه آن مریضی و بیماری. پس چه کنیم گه دچار بیماری نشویم و از آن طرف بتوانیم از عید نوروز خود کمال استفاده را بنماییم؟
ابتدا دستور عمل‌هایی که امام رضا (علیه‌السلام) طی نامه‌ای به مأمون نوشتند را برای فصل بهار بیان می‌نماییم:
امام رضا (علیه‌السلام) فرمودند: در این فصل (بهار) تغییران جوی زیاد است که انسان از جو سرمای زمستان به هوای معتدل بهار منتقل می‌شود و باید متوجه این تغییران جوی باشد، به خصوص که در پشت سر بهار فصل تابستان می‌رسد.
در این فصل باید غذاهای سنگین که دارای نیروی حرارتی زیاد بودند، گوشت‌های چربی دار و سایر غذاهای مخصوص زمستان را تبدیل به غذاهای سبک و معتدل و زود هضم نمایید مانند حبوبات، سبزیجات و میوه‌ها چون در فصل بهار به حکم تغییر در طبیعت همه چیز (خواه حیوانی و خواه نباتی) عوض می‌شوند؛ لذا بیشتر اطباء توصیه می‌کنند که انسان‌ها قبلاً با خوردن مسهل، دستگاه جهاز هاضمه خود به خصوص مجاری صفرا را پاک و تمیز کند و برای این کار مسهل‌های جوشانده نباتات بخورند، صبح‌ها استحمامم کنند و به شادی و طرب مشول شوند و در جاهای خلوت و آرام بنشینید تا با این کارها بدن خود را آماده حرارت تابستان بکنند و هم برای مقابله با پاییز و زمستان مهیا شوند.
در ماه دوم بهار گوشت و چربی کم بخورند، بیشتر از غذاهای سرد مزاج استفاده کنند و از همه نوع وسایل تولید برودت برای از بین بردن تاثیر حرارت استفاده کنند و آب زیاد بخورند تا جبران آن آب‌هایی باشد که به شکل عرق از بدن بیرون می‌آید. در این ماه باید غذاهای لطیف مانند گوشت سفید نیم پخته خورد و نباید پیاز، ریحان، پونه و ترشی خورد.
ماه دوم بهار که نیسان است سی روز است. (25 فروردین تا 23 اردیبهشت).
در این موقع باید غذاهای کباب شده و گوشت شکار خورد، جماع خوبست، در حام بدن را روغن مالی کردن خوبسن، همچنین بو کردن گل‌ها و ریاحین خوبست.
ماه سوم بهار (از 24 اردیبهشت تا 23 خرداد) :
از خوردن غذاهای شور و گوشت‌های سنگین مانند گوشت گاو و شیر خودداری کنید.
در این موقع از ماه استحمام در اول روز خوبست ولی نباید قبل از خوردن غذا ورزش کرد.

اصل حلیت در خوردنی‌ها
 

«فَکُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلالاً طَیِّباً وَ اشْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ» (41)
«پس، از آنچه خدا روزیتان کرده است، حلال و پاکیزه خبورید؛ و شکر نعمت خدا را بجا آورید اگر او را می‌پرستید.»
حضرت امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: بدنِ آدمی بر غذا پایه ریزی شده است. (42)
پیامبر خدا (ص) فرمود: آنکه غذا کم خورد، معده‌اش سالم می‌ماند و صفای دل می‌یابد و هر که پرخور باشد، معده‌اش بیمار و قلبش سخت شود. (43)
امام رضا (علیه‌السلام) فرموده‌اند: هر که می‌خواهد تندرست و دارای بدنی لاغر و چابک باشد از شام شبش کم کند. (44)
امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: هر که در هنگام شرع خوردن غذا یا نوشیدنی، نام خدا را بر زبان آورد و در پایان، خدا را حمد و سپاس گوید، هرگز درباره‌ی نعمت آن خوراک از او سئوال نخواهد شد. (45)
امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: هر که قبل از غذا دست‌هایش را بشوید، در اول و آخر آن غذا به او برکت داده شود و تا زنده است در رفاه به سر می‌برد و از بیماری جسمی در امان می‌ماند. (46)
توصیه‌هایی در مورد داندان ها در عید نوروز و خوردن شیرینی جات
امام رضا (علیه‌السلام) در توضیه هایی که به مامون کردند در مورد دندان‌ها چنین فرمودند:
در پاک کردن دندان‌ها از مواد سفت که تولید خراش در دندان‌ها و یا لثه می‌کنند خودداری شود.
از خوردن موادی که به سلامتی دهان لطمه وارد می‌کند مثل طعام‌های خیلی گرم، مواد سوزاننده خراش دهنده خودداری کنید. قبل از خوردن شیرینی جات مقداری نان بخورد تا خورده‌های نان میان دندان‌هایش برود و شیرینی جات میان دندان‌هایش نماند.
پس از خوردن شیرینی یا غذاهای گرم، آب سرد ننوشید چون دندان‌های خود را از دست می‌دهید.
بهترین چیزی که برای مسواک مفید می‌باشد پوست شاخه‌های اردک می‌باشد. زیرا این مسواک دندان‌ها را شفاف و دهان را خوشبو و لثه‌ها را محکم می‌کند و از فاسد شدن بیخ دندان‌ها جلوگیری می‌کند.
امام دوایی برای شستن دندان‌ها و حفظ آنها می‌دهند تا کسی که می‌خواهد دندان‌هایش از آفت فرسودگی و خرابی ایمن بماند از این دارو استفاده کند:
(1) - قرن الایل (رازیانه آبی) را در ظرف در بسته روی آتش بسوزانید و خاکسترش را جمع کنید. (یک دانه)
(2) - میوه درخت گز (دانه‌های کوچک آن به مقدار یک واحد)
(3) - گل سرخ (به مقدار یک واحد).
(4) - سنبل الطیب (به مقدار یک واحد).
(5) - نمک اندرانی که شبیه بلور است (به مقدار یک چهار واحد)
همه را مخلوط نموده بکوبید، تا کاملاً نرم شود این گرد را برای شستن دندان به کار برید، چون این کار لثه را محکم و مینا را شفاف و رنگ زرد دندان‌ها را از بین می‌برد و دندان را از آفت و خرابی مصون می‌دارد.
هر کس می‌خواهد دندانش سفید و براق باشد، مقداری از نمک آندرانی را با مقداری از کف دریا به نسبت مساوی بکوبد و نرمش کند و به وسیله مسواک به دندان‌ها بکشد تکرار این کار موجب سفید شدن دندان‌ها می‌گردد.
در جمع بندی که از روایات به دست می‌آید می‌توان به این نکته رسید که عوامل بی‌نیازی از پزشک یک آیین نامه 4 ماده‌ای است که آقا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) این گونه بیان فرمودند:
(1) - آماده غذا خوردن نشو، جز در صورت گرسنگی!
(2) - حتماً در حالی که میل و اشتها به غذا داری، از آن دست بردار!
(3) - ر موقع خوردن غذا مراقب باش تا خوب جویده گردد!
(4) - قبل از خواب، حتماً قضاء حاجت کن! (به دستشویی بروید).
نکات پایانی راجع به خوردن و آشامیدن در عید نوروز.
خوردن برای خوردن نیست برای انجام وظیفه است «فکلوا ... واشکُروا...»
غذا خوردن باید هدفدار باشد نه بر اساس هوس. «کُلوا ... واعلموا»
در قرآن ر کجا فرمان خوردن آمده، در کنارش مسئولیتی آمده است:
«کُلوا... وَاشکروا» (بقره/ 168) - «فکلوا ... اطعَموا» (حج/28)
«کلوا ... واعملوا صالحاً» (مومنون/51) «کلوا ... لاتشربوا» (اعراف/31)
اسراف در غذا و پرخوری، منشأ بسیاری از بیماری‌های جسمی و روحی و مایه‌ی سنگدلی و محروم شدن از چشیدن مزه‌ی عبادت است. چنان که پیامبر (ص) فرمودند: «المعده بیت کل داء» معده کانون هر بیماری است. پزشک مسیحی پس از شنیدن این آیه و حدیث گفت: تمام علم طب، در این آیه و این سخن پیامبر شما نهفته است. (تفسیر مجمع البیان)
نتیجه گیری
تمام این صحبت‌ها و حرف‌ها که راجع به عید نوروز زدیم برای این بود که یک نتیجه گیری کلی داشته باشیم و آن اینکه این عید هم مثل عیدهای قبلی دیگر و این ساعات و لحظات و سال‌ها و هفته‌ها و روزهای عمرمان است که دارد سپری می‌شود و ما خود را به خواب زده‌ایم و در غفلت، زندگی می‌کنیم و نمی‌دانیم چه عقوبت‌هایی در انتظار ماست.
در پایان بحث احادیث و نکته‌هایی را راجع به تلف کردن عمر بیان می‌کنم تا در این سال جدید و نوروز جدید از لحظه لحظه عمرمان کمال بهره و استفاده را ببریم.
امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: اگر از ضایع کردن عمر گذشته‌ات عبرت گیری، بیگمان از ضایع شدن باقیماندهی آن جلوگیری کنی. (47)
پیامبر خدا (ص) می‌فرمایند: چهار چیز را پیش از چهار چیز غنیمت شمار: جوانی‌ات را پیش از پیری خود، تندرستی‌ات را پیش از بیماری‌ات، توانگریت را پیش از نیازمندیت و زندگیت را پیش از مرگت. (48)
امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: به سوی عمل بشتابید و از فرا رسیدن ناگهانی مرگ بترسید؛ زیرا آن امیدی که به بازگشت روزی هست، بازگشت عمر نیست. (49)
امام علی (علیه‌السلام) فرمود: آنچه زا عمر تو گذشته، مدتی است که به سر آمده و آنچه مانده امیدی است (که ممکن است تحقق نیابد و عمری در کار نباشد) و وقتی که در آن هستی زمان عمل است. (50)
پیامبر خدا (ص) می‌فرمایند: روز قیامت برای هر روز از روزهای عمر بنده بیست و چهار گنجینه، به تعداد ساعات شبانه روز گشوده می‌شود. گنجینه‌ای را پر از نور و شادمانی می‌بیند و با مشاهده‌ی آن چنان شادی و سرور به او دست می‌دهد که اگر میان دوزخیان تقسیم شود احساس دد آتش را از یادشان می‌برد. این گنجینه ساعتی است که در آن پروردگارش را اطاعت کرده است. سپس گنجینه‌ی دیگری برایش باز می‌شود و آن را تاریک و بدبو و وحشتناک می‌یابد و از مشاهده‌ی آ چنان ترس و وحشتی به او دست می‌دهد که اگر میان بهشتیان تقسیم شود، نعمت بهشت را به کام آن‌ها تلخ می‌سازد و آن ساعتی است که در آن پروردگارش را نافرمانی کرده است. تن گاه گنجینه‌ی دیگری برایش گشوده می‌شود و آن را خالی می‌یابد و در آن چیزی که او را شادمان یا ناراحت کند یافت نمی‌شود و آن ساعتی است که در آن خواب بوده یا به امور مباح دنیا اشتغال داشته است. پس از اینکه می‌توانسته ایت ساعت و لحظات را با کارهای خوب پُر کند و نکرده است چنان تاحساسی از غبن و اندوه به او دست می‌دهد که در وصف نمی‌گنجد. اشاره به همین جاست که خدای متعال فرموده است: «ذلِکَ یُوم التّغابن»؛ آن روز روز مغبونی است. (51)
امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند:‌ای مردم! اینک، اینک، تا که بندها باز است و چراغ فروزان و در توبه باز؛ پیش از آن که قلم از نوشتن اعمال باز ایستد و دفتراعمال بسته شود. (52)
پیامبر خدا (ص) فرموده‌اند: هر کس درباقیمانده ی عمر خوش کار نیک کند، به گناهان گذشته‌اش مؤاخذه نشود و هر کس در باقی مانده‌ی عمرش گناه و بدی کند، درباره‌ی اعمال سراسر عمرش بازخواست شود. (53) چه زیبا سروده است شاعر که:
روزگار بر سر عمرم با من چانه زد و من به او گفتم
عمرم را به دمیا و هر آنچه در دنیاست نفروشم
سپس اندک اندک به رایگان از من خرید
بریده باد دستان سودایی که فروشنده ا ش زیان کرد.
امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: هر کس طالب ماندن است، که البته ماندنی در کار نیست، صبح زود صبحانه بخور، کفش خوب بپوشد، قرض خود را کم کند و با زنان کمتر نزدیکی کند. (54)

تذکرات و نکات پایانی:
 

امام سجاد (علیه‌السلام) در دعای مکارم الاخلاق از خداوند چنین مسئلت می‌کند: خداوندا! اگر عمرم ن وسیله خدمت در راه اطاعت تو باشد، عمر مرا طولانی کن ولی اگر عمر من چراگاه شیطان خواهد بود، آن را قطع نما.
قرآن، دنیا را بازار می‌داند و مردم را فروشنده و عقاید و اعمال انسان را در طول عمر، کالای این بازار. در این بازار، فروش اجباری است ولی انتخاب مشتری با انسان است، یعنی ما نمی‌توانیم آنچه را داریم، از قدرت و عمل و عقیده رها بگذاریم، ولی می‌توانیم مسیر عقاید و کردار را سود بخش یا زیان آور قرار دهیم.
طول عمر مهم نیست، بهره از عمر مهم است.
خداوند بای عمر انسان دو نوع زمان بندی قرار داده: یکی حتمی که اگر همه‌ی مراقبت‌ها هم به عمل آید، عمر (مانند نفت چراغ) تمام می‌شود؛ و دیگری غیر حتمی که مربوط به کردار خودمان است، مثل چراغی که نفت دارد، ولی آن را در معرض طوفان قرار دهیم.
در روایات، کارهایی چون صله‌ی رحم، صدقه، زکات و دعا سبب طول عمر و اعمالی چون قطع رحم و ظم سبب کوتاه شدن عمر دانسته شده است.
مدت عمر و پایان زندگی، به دست ما نیست.
هر عمر طولانی ارزشمند نیست، شیطان هم عمر طولانی دارد.
بالاترین خسارت‌ها، خسارت نفس و عمر انسان است، نه زیان‌های مالی.
بزرگ‌ترین خسارت انسان، هدر دادن عمر و استعدادهای خویش است.
در پایان بحث خود را با جملات زیبای رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی (قدس سره) در مورد عید نوروز به پایان می‌برم:
از آداب امروز روزه گرفتن است، از آداب امروز دعا کردن است، نماز خواندن است و این به ما می‌فهماند که ملتی بخواهد به راه راست برود و بخواهد استقلال خودش را، آزادی خودش را بخواهد حفظ کند باید در عیدش و در غیر عیدش تذکر داشته باشد ذکر خدا بکند. (55)
تحویل حال الی احسن حال این است که انشاء الله در این سال نوم ا تغییرات روحی بدهیم یعنی واقعاً تحول برایمان حاصل بشود او به این است که همان طوری که سیره انبیاء از اول تا آخر بوده سات که جنگ و صلحشان برای خدا بوده است ... (56)
یا مقلب، قلب من در دست توست یا محول، حال من سرمست توست
کن تو تدبیری که در لیل و نهار حال قلب من شود همچون بهار
ساقیا آمدن عید مبارک بادت وآن مواعید که کردی نرود از یادت

چهارشنبه, 08 اسفند 1397 14:44

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

نوشته شده توسط

فاطِمه(س) مشهور به فاطِمهٔ زَهرا (۵ بعثت -۱۱ق)، دختر پیامبر اسلام(ص) و خدیجه کبری(س) و همچنین همسر امام علی(ع) است. او یکی از پنج تن آل عبا (اصحاب کساء) بوده که شیعیانِ دوازده امامی آنها را معصوم می‌دانند. امام دوم و سوم شیعیان و زینب(س) از فرزندان او هستند. زهرا، بَتول، سیدة نساء العالمین از جمله القاب وی و اُمّ اَبیهاکنیه مشهور او است. فاطمه، تنها زن همراه پیامبر(ص) در روز مباهله با مسیحیان نجران بوده است.

وی در ماجرای سقیفه ضمن مخالفت با اقدام شورای سقیفه، خلافت ابوبکر را غاصبانه خواند و با او بیعت نکرد. او در جریان غصب فدک و دفاع از خلافت امیرالمومنین(ع) خطبه‌ای خواند که به خطبه فدکیه معروف است. فاطمه(س) اندکی پس از رحلت پیامبر(ص) و در جریان هجوم مأموران ابوبکر به خانه‌اش، آسیب دید، در بستر بیماری افتاد و پس از مدت کوتاهی در ۳ جمادی‌الثانی سال ۱۱ هجری قمری در مدینه به شهادت رسید. پیکر دختر پیامبر(ص) به سفارش خودش شبانه و مخفیانه دفن شد و قبرش هیچ‌گاه مشخص نشد.

سوره کوثر، آیه تطهیر، آیه مودت و آیه اطعام و احادیثی چون حدیث بَضعه در شأن و فضیلت فاطمه نازل و نقل شده‌اند. در روایات آمده است که پیامبر(ص) فاطمه را برترین زن در دو عالم معرفی کرده و خشم و خشنودی او را خشم و خشنودی خداوند دانسته است. تسبیحات حضرت زهرا(س) ذکری است که پیامبر(ص) به فاطمه آموخت ومصحف فاطمه (س) کتابی است شامل سخنانی که فرشته الهی به فاطمه الهام کرده و امیرالمومنین(ع) آنها را نوشته است. این صحیفه بنابر روایات، در دست امامان بوده و هم‌اکنون در دست امام زمان(عج) است.

شیعیانْ فاطمه(س) را الگوی خود می‌دانند و در سالروز شهادت وی که به ایام فاطمیه مشهور است، عزاداریمی‌کنند. در ایران سالروز ولادت فاطمه(س) (۲۰ جمادی‌الثانی)، روز زن و مادر نامگذاری شده و نام فاطمه و زهرا جزء بیشترین نام‌ها برای دختران است.

نام و نسب

فاطمه دختر پیامبر اسلام محمد بن عبدالله و خَدیجَه بنت خُوَیلد است. برای فاطمه(س) القاب متعددی یاد شده است که تعداد آنها در حدود ۳۰ لقب است. پژوهشگران بر این باورند هر کدام از این القاب بیانگر یک ویژگی یا خصوصیت رفتاری فاطمه بوده است.[نیازمند منبع] زهرا، صدّیقه، مُحَدَّثه، بَتول، سیدة نساء العالمین، منصوره، طاهره، مُطهّره، زَکیّه، مبارکه، راضیه، مرضیه از مشهورترین القاب فاطمه‌اند.[۱]

برای فاطمه(س) چند کُنیه گفته شده است: اُمّ‌اَبیها، اُم‌الائمه، ام‌الحسن، ام‌الحسین و ام‌المحسن

خواستگاری و ازدواج

فاطمه(س) خواستگاران متعددی داشت؛ اما در نهایت با امام علی(ع) ازدواج کرد. به اعتقاد برخی پژوهشگران به دنبال هجرت پیامبر(ص) به مدینه و رهبری جامعه اسلامی، فاطمه(س) به سبب نسبت فرزندی با پیامبر(ص) در میانمسلمانان مورد احترام قرار گرفت و جایگاه والایی یافت در کنار این مسئله ابراز محبت پیامبر به فاطمه(س) و ویژگی‌های فاطمه در مقایسه با زنان دوره خودموجب شد برخی از مسلمانان به دنبال ازدواج با دختر پیامبر(ص) باشند.شماری از بزرگان قریش که زودتر از دیگران اسلام آورده بودند یا از قدرت مالی مناسبی برخوردار بودند به خواستگاری فاطمه(س) رفتند.بوبکر، عمر[و عبدالرحمن بن عوف] نیز بر این امر اقدام کردند. همه خواستگاران جواب رد از پیامبر شنیدندپیامبر در پاسخ به درخواست آنان می‌فرمود: «ازدواج فاطمه امری آسمانی است و نیازمند حکم الهی است.» در برخی موارد نیز نارضایتی فاطمه(س) از ازدواج با خواستگاران را مطرح می‌کردعلی(ع) به سبب ارتباط خانوادگی با پیامبر و ویژگی‌های اخلاقی و دینی فاطمه، علاقه زیادی برای ازدواج با فاطمه داشت اما به گفته مورخان به خود اجازه نمی‌داد از دختر پیامبر خواستگاری کند. سعد بن معاذ این مسئله را به پیامبر منتقل کرد و پیامبر با خواستگاری علی(ع) موافقت کردو درخواست امام علی(ع) و ویژگی‌های رفتاری و فضیلت او را برای فاطمه(س) بیان کرد که با رضایت فاطمه همراه شدپیامبر نیز به امر الهی فاطمه(س) را به ازدواج با علی(ع) درآورد.علی(ع) مانند دیگر مهاجران، در ماه‌های نخستینِ پس از هجرت، وضعیت اقتصادی سختی داشت.[ از این رو به توصیه پیامبر، قیمت زره خود را (با فروش یا رهن)، مهر فاطمه کرد. مراسم عقد علی(ع) و فاطمه(س) در حضور مسلمانان در مسجد برگزار ش. درباره تاریخ مراسم عقد اختلاف وجود دارد. در بیشتر منابع، سال دوم هجری ذکر شده است.مراسم عروسی پس از جنگ بدر در شوال یا ذی‌الحجه سال دوم هجری برگزار شد.[۴۶]

زندگی مشترک با علی(ع)

در گزارش‌های تاریخی و روایی آمده است فاطمه(س) به علی(ع) به‌ گونه‌های متفاوت و حتی در حضور پیامبر محبت می‌کرد و او را بهترین همسر می‌خواند. احترام به علی نیز یکی از خصوصیات فاطمه معرفی شده است. نقل شده است فاطمه در خانه، علی(ع) را با کلمات محبت‌آمیز و در میان مردم با کنیه اباالحسن خطاب می‌کرد .در گزارش‌هایی آمده است که فاطمه(س) در خانه با عطر و وسایل زینتی خود را می‌آراست که در مواردی گردنبند و دستبند زینتی خود را انفاق کرد.

دوره نخست زندگی فاطمه(س) و علی(ع) با شرایط دشوار اقتصادی همراه بود  تا آنجا که در برخی زمان‌ها غذایی برای سیر کردن حسنین(ع) نمی‌یافتند ] اما فاطمه(س) به وضع موجود اعتراض نمی‌کرد و گاه برای کمک به همسر خود در تأمین معاش، پشم‌ریسی می‌کرد.

فاطمه(س) تمایل داشت کارهای درون منزل را خود انجام دهد و امور خارج از منزل را به علی(ع) واگذارد.[  او در دوره‌ای که پیامبر خادمی به نام فضه را به خانه‌‌اش فرستاد، تمام امور خانه را بر عهده فضه نگذاشت، بلکه نیمی از کارهای خانه را خود انجام می‌داد و نیمی دیگر را به فضه می‌سپرد  بر اساس برخی از گزارش‌ها به توصیه فاطمه(س) یک روز فضه در خانه کار می‌کرد و روز دیگر فاطمه(س) خود خانه‌داری می‌کرد

فرزندان

منابع شیعه و اهل سنت هم‌رأی‌اند که حسن  ، حسین ، زینب و ام‌کلثوم  چهار فرزند فاطمه و علی هستند. در منابع شیعه و برخی از منابع اهل سنت از فرزند پسر دیگری نام برده شده که بر اثر آسیبی که در جریان حوادثِ پس از پیامبر بر فاطمه وارد شد سقط گردید. نام او مُحسِن یا مُحَسَّن ذکر شده است.

وقایع پایان زندگی

در چند ماه پایانی زندگی فاطمه(س) حوادث ناگواری برای او اتفاق افتاد؛ چنانکه گفته شده در این دوره هیچ کس زهرا(س) را خندان ندید.  درگذشت پیامبر(ص)، ماجرای سقیفه، غصب خلافت، مصادره فدک توسط ابوبکر و خواندن خطبه فدکیه در حضور صحابه مهم‌ترین وقایع پایانی زندگی اوست. فاطمه در کنار علی(ع) یکی از مخالفان اصلی شورای سقیفه و خلافت ابوبکر بود؛ به همین دلیل مورد تهدید دستگاه خلافت قرار گرفتند که نمونه‌ آن تهدید به آتش زدن خانه فاطمه است. بیعت نکردن علی(ع) و مخالفان ابوبکر و تحصن آنان در خانه فاطمه موجب شد یاران خلیفه به خانه او حمله کنند و در این هجوم فاطمه به سبب ممانعت از بردن علی برای بیعتِ اجباری با ابوبکر  آسیب دید و فرزندش سقط شد.  فاطمه(س) پس از این واقعه در بستر بیماری افتاد و پس از مدت کوتاهی به شهادت رسید.

فاطمه به علی(ع) وصیت کرد مخالفانش نباید در نماز گزاردن بر پیکرش و مراسم تدفین او شرکت کنند و از علی(ع) خواست شبانه وی را دفن کند.بر اساس دیدگاه مشهور، فاطمه(س) در سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری در مدینه به شهادت رسید.

دوشنبه, 03 دی 1397 09:00

فاطمه معصومه

نوشته شده توسط

اخت الرضا، راضیه، مرضیه، معصومه، تقیه، نقیه، رشیده[

معصومه لقب مشهور او است که از حدیثی گرفته شده‌است علی بن موسی گفت: «هر کس معصومه را در قم زیارت کند مانند کسی است که مرا زیارت کرده‌است»

کریمه اهل بیت یکی دیگر از القاب است که در خوابی که سید محمود مرعشی نجفی پدر مرعشی نجفی مرجع شیعیان دیده‌است یکی از ائمه شیعیان فاطمه را با لقب کریمه اهل بیت خوانده و سید محمود مرعشی نجفی را به زیارت فاطمه معصومه سفارش کرده‌است.

سفر به ایران

پس از آن که مأمون خلیفه وقت، برادر فاطمه معصومه، علی بن موسی الرضا، را در سال ۲۰۰، از مدینه به مرو خواند، فاطمه معصومه همچون تعدادی از علویان، در سال ۲۰۱ هجری به ایران روی آورد. وقتی که به ساوه رسید، بیمار شد.در ساوه از همراهان خود پرسید که تا قُم چقدر فاصله‌است؟ گفتند که نزدیک است. گفت:مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که می‌فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ما است.

پسران سعد اشعری که از شیعیان برجسته بودند و نیز دیگر بزرگان شهر قم که از موضوع حرکت فاطمه معصومه به قم باخبر شده بودند، از وی استقبال باشکوهی به عمل آوردند.[۷] فاطمه معصومه به خانه موسی بن خزرج بن سعد اشعری وارد شد.

مرگ

فاطمه تنها هفده روز در قم زنده ماند و در سن ۲۸ سالگی، در حالی که هنوز ازدواج نکرده بود درگذشت. پیکر او را در جایی که آن زمان به باغ بابلان مشهور بود به خاک سپردند که هم‌اکنون زیارتگاهی مشهور به حرم فاطمه معصومه است. پس از به پایان رسیدن مراسم دفن، موسی بن الخزرج سایبانی از بوریا بر قبر او ساخت و این سایبان بر قرار بود تا زمانی که زینب دختر محمد بن علی جواد (امام نهم شیعه)، بر آن گنبدی بنا کرد.

در زمان تولیت سید محمد باقر متولی باشی (متوفی ۱۳۵۹ قمری) بر حرم فاطمه معصومه، وی اعلام می‌کند: «که اگر کسی تاریخ ولادت یا وفات حضرت فاطمه معصومه را پیدا کند، دستور می‌دهم که در آن روزها بازار قم را تعطیل کنند.» فردی که به عدم صدق معروف بوده ادعا می‌کند که در کتاب لواقح الانوار که در کتابخانهٔ مدینه است این تاریخ ذکر شده‌است. متولی باشی گفته وی را قبول نمی‌کند و می‌گوید: «من با متولی کتابخانه مدینه آشنا هستم؛ و از وی خواهم خواست که آن کتاب را بدهد و ما اینجا چاپ کنیم.» آن فرد به صرافت می‌افتد و بدین شکل دروغش آشکار می‌شود.

اما تاریخ ولادت او بعدها به دلیل آگاه نبودن مؤلف کتاب «مستدرک سفینه البحار» در آنجا آمده‌است. البته مؤلف با حساب کردن آنکه موسی بن جعفر در سال ۱۸۳ در زندان بوده‌اند به زعم خود این عدد را ناشی از اشتباه افواه دانسته و آن را ده سال عقب کشیده و در کتاب خود تاریخ تولد را روز ۱ ذیقعده سال ۱۷۳ قید کرده‌است.

زیارت

زیارت آرامگاه فاطمه معصومه به شیعیان سفارش شده‌است. برای نمونه علی بن موسی در این خصوص گفته‌است:

کسی که مرقد مطهر حضرت معصومه را با دانایی و معرفت به حق او، زیارت کند، سزاوار بهشت می‌شود.

 

حدیثی نقل شده از او

فاطمه معصومه این روایت را از دختر جعفر صادق نقل می‌کند که سلسله سندش در نهایت به فاطمه زهرا می‌رسد.

 

  • فاطمه زهرا، دختر محمد گفته‌است:

آیا فرمایش رسول خدا (ص) را در روز غدیر خم فراموش کرده‌اید که فرمود: هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست، و (آیافراموش کرده‌اید) دیگر فرمایش آن حضرت را که فرمود: تو برای من همانند هارون برای موسی هستی

 

سه شنبه, 23 مرداد 1397 10:56

عید قربان

نوشته شده توسط

عید قُربان (به عربی: عِید الأضحیٰ یا عید نحر) به روز دهم ماه قمری ذی‌الحجه گفته می‌شود که از گرامی‌ترین عیدهای مسلمانان است و به یاد ابراهیم و فرزندش، اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته می‌شود.

جشن

عید قربان که از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است، از یک تا چهار روز جشن گرفته می‌شود و در طی آن مردم با پوشیدن بهترین پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به دید و بازدید و جشن و سرور می‌پردازند.

مراسم عید

برگزار کردن مراسم قربانی و قربانی نمودن در این عید بر همه افرادی که براساس فقه اسلامی اعمال حج را به جا می‌آورند واجب و الزامی است و مسلمانان در سراسر جهان در عبادت حج، در این روز، گوسفند، گاو یا شتری را قربانی کرده و گوشت آن را بین همسایگان و مستمندان تقسیم می‌کنند.

حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج، حیوانی را ذبح می‌کنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده بود - مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو -، حلال می‌گردد و با توجه به اینکه حج، یکی از عبادتهای بسیار مهم در اسلام است، توانایی به انجام رساندن آن نیز برای هر مسلمانی بسیار شادی‌آور است، در نتیجه، روزی که پس از انجام وظایف سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام احرام پیش می‌آید را عید می‌دانند.

همچنین در روایت‌های مکرری نقل شده که در روز عید قربان، قربانی کنید تا گرسنگان و بیچارگان نیز به خوراک برسند. و این عمل در میان افغان و مسلمان‌ها از دیر زمان اتحاد به میان آورده است .

ریشه عید قربان

عید قربان ریشه در دوران قبل از تاریخ بشر دارد. انسان‌های اولیه برای به دست آوردن ترحم خدایان دست به قربانی کردن حیوانات و انسان‌ها می‌زدند.

اسلام

ریشه عید قربان

عید قربان ریشه در دوران قبل از تاریخ بشر دارد. انسان‌های اولیه برای به دست آوردن ترحم خدایان دست به قربانی کردن حیوانات و انسان‌ها می‌زدند.

اسلام

 
صفحه‌ای از مقامات یحیی بن محمود واسطی؛ جشن عید قربان

در روایات مختلف دین اسلام آمده‌است که ابراهیم پیامبر در سن بالا دارای فرزندی شد که او را اسماعیل نام نهاد و برایش بسیار عزیز و گرامی بود. اما مدت‌ها بعد، هنگامی که اسماعیل به سنین نوجوانی رسیده بود، فرمان الهی چندین بار در خواب به ابراهیم نازل شد و بدون ذکر هیچ دلیلی به او دستور داده شد تا اسماعیل را قربانی کند.

او پس از کشمکشهای فراوان درونی، در نهایت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر می‌روند و ابراهیم آماده سر بریدن فرزند محبوب خود می‌شود. اما به هنگام انجام قربانی اسماعیل خداوند که او را سربلند در امتحان می‌یابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم می‌فرستد.

این ایثار و عشق پیامبر به انجام فرمان خدا، فریضه‌ای برای حجاج می‌گردد تا در این روز قربانی کنند و از این طریق برای یتیمان و تهیدستان خوراکی فراهم سازند. در این روز همچنین مستحب است که نماز عید قربان برپا گردد. نماز عید قربان باید در فاصله زمانی طلوع آفتاب روز عید تا ظهر خوانده شود و شامل دو رکعت است.

فلسفه عید قربان

در این روز ابراهیم نبی از آزمایش قربانی کردن پسر خود اسماعیل موفق بیرون آمد در قرآن آیه است در این رابطه : فَلَمّا اَسْلَما وَتَلّهُ لِلجَبینِ وَنادَیناهُ اَنْ یا اِبراهیم، قد صدّقت الرّؤیا انّا کذلک نجزِی المحسنین؛ ای ابراهیم خوب وظیفه ات را انجام دادی ...[۲] پس از سربلندی ابراهیم نبی و تصمیم جدی او برای قربانی کردن پسر و اقدام به عمل برای انجام این کار ؛ خداوند گوسفندی را برای قربانی کردنآن به جای پسرش فرستاد و این گونه سنت قربانی کردن درست شد.

اعمال عید قربان در اسلام

  • نماز عید قربان
  • غسل روز عید قربان
  • دعای ندبه و دعاهای وارده
  • قربانی کردن

روزه در عید قربان حرام است

روزه در روز عید قربان مانند روز عید فطر در اسلام حرام است[۳]

در هند

جشنواره‌های مختلف در تقویم اسلام وجود دارد. (بکری عید) یا عیدالضحی یکی از عیدهای مشهور در میان مسلمانان سراسر جهان است.

اینروز، روز قربانی، برای مسلمانان است. مسلمانان در هند معمولاً بز را قربانی می‌کنند، به همین دلیل است که در اردو (زبان مسلمانان هند و پاکستان) به عنوان بخر Bakhr یا بکری bakri عید شناخته می‌شود. این عید در اسلام برای جشن گرفتن ایمان محکم برای جانسپاری است.

این عید هم‌زمان با انجام مناسک حج در مکه هستند و مردم دیگر در مساجد نماز می‌خوانند. گوشت قربانی پس از مراسم در میان دوستان و اعضای خانواده توزیع می‌گردد. خوراک‌های مخصوص و شیرینی به مناسبت عید آماده می‌شود. این مراسم از عید قربان شروع می‌شود، از دهم تا روز دوازدهم ماه ذی‌الحجه. مردم در روز عید لباس‌های جدید می‌پوشند، نماز می‌خوانند، و به دیدار یکدیگر برای تبادل سلام و تبریک می‌روند. دعاهای ویژه‌ای برای این سه روز وجود دارد که نماز عید بخشی از این مراسم هست.

بر اساس باورهای دینی، مبادله و توزیع گوشت حیوانات قربانی شده به عنوان برکت در نظر گرفته شده‌است؛ و بنابراین مردم بعد از نماز، به دوستان، همسایگان، بستگان و افراد فقیر گوشت قربانی می‌دهند. با این حال، خانواده بخش کوچکی از گوشت را برای خود به عنوان تبرک نگه می‌دارد.

تبریک به یک دیگر با گرمترین آرزوها و آماده کردن غذاهای ویژه سنتی به عنوان بخشی از این جشن بزرگ در نظر گرفته شده‌است. با این حال، در زمان معاصر، روند ارسال اس‌ام‌اس یا پیام بکرید به خاطر خصوصیات جذابش و سرعتی که دارد، موفق عمل کرده. جدا از گفتن بکرید مبارک، همچنین می‌توان اهمیت عید را با اس ام اس‌های دوست داشتنی اعلام کرد.

ادارات دولتی ملی، ایالتی و محلی، ادارات پست و بانک‌ها در عید قربان بسته هستند. فروشگاه‌های اسلامی، کسب و کار و دیگر سازمان‌ها ممکن است بسته بوده یا ساعات کاهش یابد. کسانی که مایل به استفاده از حمل و نقل عمومی در این روز هستند، ممکن است برای اطلاع از جدول زمانی، نیاز به تماس با مقامات حمل و نقل محلی داشته باشند.[۴]

سه شنبه, 28 فروردين 1397 10:11

امام حسین علیه السلام

نوشته شده توسط

ابوعبدالله حسين بن علي بن ابي طالب عليهم السلام ملقب به سید الشهداء، فرزند دوم امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها و امام سوم شیعیان است. آن حضرت پس از شهادت برادرش امام حسن علیه السلام در سال 50 هجری قمری به امامت رسید. ده سال از امامت آن حضرت مقارن با سالهای پایانی حکومت معاویه اولین حاکم بنی امیه بود، و پس از اینکه یزید فرزند معاویه در سال 60 هجری پس از مرگ پدرش علی رغم مفاد صلحنامه او با امام حسن علیه السلام، بر مسند خلافت تکیه زد، آن حضرت به دعوت مردم کوفه دست به قیام زد. اما مردم کوفه به آن حضرت خیانت نمودند و در پی آن ایشان به همراه تعدادی از بستگان و یاران همراهش در دهم محرم سال 61 هجری قمری در واقعه جانسوز عاشورا به شهادت رسیدند. شیعیان به همین مناسبت ماه محرم را به اقامه عزا برای آن حضرت و یارانشان می پردازند.

امام حسین علیه السلام در شهر مدینه و بنا به قول مشهور در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت به دنيا آمد. اما برخي گويند تولد آن حضرت در پنجم شعبان سال سوم يا چهارم هجري بوده است

کنيه و لقب و نقش انگشتري

کنيه آن حضرت را ابو عبد الله و مشهور ترین لقب آن حضرت سید الشهداء است. القاب دیگر آن حضرت را الشهید، السبط، التَّام، الرشيد، الوفي، الطيب، المبارک، التَّابِعُ وَ الرَّضِيُّ لِلَّهِ، الشَّارِي نَفْسَهُ لِلَّهِ و الدَّالُّ عَلَى ذَاتِ اللَّه‏ نوشته اند.

در کتاب، الفصول المهمة، نقش انگشتري وي، لکل اجل کتاب آمده، اما در کتاب وافي و غير آن که از امام صادق علیه‌السلام نقل گرديده، حسبي الله، و از امام رضا علیه‌السلام (ان الله بالغ امره) ذکر شده است و چنين به نظر مي رسد که براي آن حضرت چند انگشتري با عباراتي که بدانها اشاره شد وجود داشته است.

امام حسين علیه السلام در زمان پيامبر (ص)

امام حسین علیه السلام 6 سال و چند ماه از عمر خویش را در زمان حیات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله گذراند. از این دوران زندگی ایشان در منابع تاریخی بیش از هر چیز اظهار محبت پیامبر(ص) به ایشان نقل شده است. به عنوان نمونه نقل شده است که رسول گرامی اسلام بارها حسن (ع) و حسين (ع) را به سينه می فشرد وآنان را می بوييد و می بوسيد.[۴]

در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امامت ایشان و امام حسین علیه السلام مورد تاکید قرار گرفته است: «حسن و حسین امامند، چه قيام كنند و چه نكنند». [۵]

در حدیث دیگری آن حضرت می فرمایند: «حسن و حسين، سرور جوانان بهشتند». این حدیث در منابع متعدد شیعه و اهل سنت نقل شده است.[۶]

امام حسین علیه السلام در وقایع مهم زیر در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حضور دارند که همگی نشان از جایگاه رفیع آن حضرت در نزد خدا و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دارند:

1. به همراه امام حسن علیه السلام در جریان مباهله پیامبر با مسیحیان نجران به عنوان "ابنائنا" در کنار مادر بزرگوارشان فاطمه سلام الله علیها با عنوان "نسائنا" و امام علی علیه السلام به عنوان "انفسنا"

2. به عنوان مصداق اهل بیت در جریان نزول آیه تطهیر

3. در جریان نزول سوره انسان در شأن اهل بیت (ع)

امام حسین (ع) در عصر امامت امام علی علیه السلام

امام حسین علیه السلام هنگام وفات پیامبر اکرم (ص) 6 سال داشت و در زمان شهادت امام علی علیه السلام در سال 40 هجری 36 سال از عمر او می گذشت. بیشتر این سالها (25 سال) در دوران خلفای سه گانه سپری شد و حسین علیه السلام در این سالها شاهد وقایعی چون شهادت مادرش حضرت زهرا (س) و منع پدر از حق خلافت و حکومت اسلامی بود. گزارشهای رسیده از زندگی امام حسین علیه السلام در این دوران اندک و منحصر در چند مورد زیر است:

مطالبه فدک از ابوبکر

از جمله وقایعی که حسین (ع) در دوره خلافت ابوبکر بن ابی قحافه (13-11 ه.ق) در آن مشارکت داشت، این بود که آن حضرت که در آن هنگام دوران کودکی را می گذراند، همراه برادرش حسن (ع) در معیت مادرشان حضرت زهرا (س) برای مطالبه فدک، نزد ابوبکر رفتند و به عنوان شاهد، گواهی دادند که فدک از آن فاطمه (س) است. به گونه ای که خلیفه پذیرفت ولی با مداخله عمر گواهی آنان مورد قبول واقع نشد.[۷]

اعتراض به عمر بن خطاب

خطیب بغدادی در تاریخ بغدادآورده است که: روزی امام حسین علیه السلام به عمر گفت از منبر پدرم پایین بیا و بر منبر پدرت بنشین! عمر گفت: پدرم منبری نداشت. آنگاه مرا گرفت و در کنار خود نشاند و گفت چه کسی این را به تو یاد داد؟ گفتم: به خدا احدی این را به من یاد نداد.

در احتجاج طبرسی جریان اعتراض امام حسین علیه السلام به عمر بر فراز منبر همراه با احتجاج مفصلی از آن حضرت در حقانیت اهل بیت علیهم السلام نقل شده است.

مخالفت با روش عثمان

امام حسین (ع) که در دوران خلافت عثمان بن عفان (35-23 ه.ق) دوران جوانی را می گذراند، در همراهی با پدر و برادرش، هیچ گاه خلافت و روش عثمان رانپذیرفت. بنا به اظهار منابع، وقتی خلیفه سوم، ابوذر غفاری یکی از صحابه پیامبر (ص) را به سبب اعتراض به روش وی از مدینه به ربذه تبعید کرد، با وجود دستور خلیفه مبنی برعدم بدرقه ابوذر، علی (ع) همراه جمعی از یاران،از جمله حسن و حسین به بدرقه ابوذر شتافتند و در همان هنگام امام حسین (ع) طی سخنانی، آشکارا مخالفت خود را با روش عثمان اعلام کرد. در ماه های پایانی خلافت عثمان و زمانی که شورشیان، خانه خلیفه را محاصره کردند و مانع رسیدن آب به خانه خلیفه شدند، کسانی که قدرت داشتند تا راهی از میان شورشیان باز کرده و به خانه عثمان آب برسانند، امام حسن و امام حسین علیهما السلام بودند.

ازدواج با شهربانو

نکته دیگری که در دوران خلافت عمر در مورد امام حسین (ع) مطرح است، ازدواج آن حضرت با شهربانو،یکی از دختران یزدگرد سوم،آخرین پادشاه ساسانی است، که در این مورد هم نظرات مختلف و گاه متضادی ابرازشده است.

امام حسین در دوران خلافت امام علی علیه السلام

حسین علیه السلام پس از آنکه پدرش به خلافت ظاهری رسید و جنگهایجمل و صفین و نهروان به وقوع پیوست جزو لشگریان پدرش بود و در جنگهای مزبور شرکت داشت.

دوران امامت امام حسین علیه السلام

آن حضرت شش ماه و ده روز با برادر مهترش امام حسن علیه‌السلام فاصله سنی داشت و مراحل رشد و نمو خویش را مدت کمتر از هفت سال در مصاحبت با رسول الله صلی الله علیه و آله و سی سال در کنار امیرالمومنین و ده سال با امام حسن علیهماالسلام گذراند. و به سال 49 یا 50 هجری پس از شهادت مظلومانه امام حسن علیه‌السلام امامت شیعیان را بر عهده گرفت.[۱۴]

امامت آن حضرت مقارن با حکمرانی معاویه بود و از آن جا که امام حسن علیه السلام با او صلح کرده بود ایشان نیز همان روش و سیره را ادامه داد. چه با مجاهدت های امام حسن علیه‌السلام حق و باطل برای مسلمانان شناخته شده بود و اصل اسلام در خطر جدی قرار نداشت. خطر از آن جا آغاز شد که معاویه به سال 59 هجری تصمیم گرفت پسرش یزید را به عنوان خلیفه پس از خود تعیین کند و برای اطمینان از وقوع چنین امری بر آن شد که در زمان حیات خود از مردم برای او بیعت بگیرد. معاویه خود نخستین کسی شد که با پسرش یزید دست بیعت داد.[۱۵]

ابن سعد در طبقات می‌نویسد: حسین بن علی بن ابیطالب از جمله اشخاصی بود که با یزید دست بیعت نداد. وی می‌افزاید: با مرگ معاویه در سال 60 هجری پسرش یزید بر مسند خلافت تکیه زد و مردم با وی بیعت کردند. آنگاه یزید با ارسال نامه‌ای به حاکم مدینه نوشت: مردم را فراخوان و از آنان بیعت گیر و از بزرگان قریش آغاز کن و نخستین آنان حسین بن علی باشد.[۱۶]

چون حاکم مدینه از امام حسین علیه‌السلام بیعت خواست حضرتش در پاسخ گفت: ما خاندان نبوت و معدن رسالتیم و یزید فاسق می‌گسار و آدم کش است و مثل من با مثل او بیعت نکنند و در سخنی دیگر فرمود: و بر اسلام سلام باد آنگاه که این امت به حاکمی چون یزید مبتلا شود و...

 
مرقد امام حسین علیه السلام در کربلا

مسعودی می‌نویسد: یزید مردی عیاش بود. پرندگان شکاری و سگ و میمون و یوز نگه می‌داشت و می‌گساری می‌کرد. و در ایام وی غنا در مکه و مدینه رواج یافت و لوازم لهو و لعب بکار رفت و مردم آشکارا می‌گساری می‌کردند. و درباره رفتار او با رعیت می‌گوید: فرعون در کار رعیت از او عادلتر و در کار خاصه و عامه مردم خویش منصفتر بود.[۱۷]

امام حسین علیه‌السلام چون اوضاع مدینه را واژگونه یافت درنگ در آن شهر مقدس را جایز ندانست و در روز یکشنبه دو روز مانده به آخر رجب از سال 60 هجری به اتفاق اهل بیت و یاران خود راهی مکه شد.[۱۸]

آن حضرت هدف از خروج خویش را در وصیتی به برادرش محمد بن حنفیه چنین بیان فرمود: حقیقت آن که من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده‌ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم صلی الله علیه و آله. اراده دارم امر به معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب علیه السلام رفتار کنم و... امام حسین علیه السلام به فاصله 5 روز در شب جمعه سوم ماه شعبان به مکه معظمه وارد گردید. [۱۹]

چون مردم کوفه در عراق از مرگ معاویه و امتناع امام حسین علیه‌السلام از بیعت یزید اطلاع یافتند نامه‌های فراوان در پشتیبانی از امام حسین علیه‌السلام امضاء کردند و حضرتش را به کوفه فراخواندند. آنان نوشتند: ما در انتظار تو با کسی بیعت نکرده‌ایم و در راه تو آماده جانبازی هستیم و بخاطر تو در نماز جمعه و جماعت دیگران حاضر نمی‌شویم.[۲۰]

امام حسین علیه‌السلام در پاسخ به درخواست‌های مردم کوفه مسلم بن عقیل را در نیمه ماه مبارک رمضان به جانب کوفه روانه کرد و به او گفت: نزد مردم کوفه برو. اگر آن چه نوشته‌اند حق باشد مرا خبر ده تا به تو ملحق شوم.[۲۱]

مسلم به روز پنجم شوال وارد کوفه شد چون خبر ورودش انتشار یافت 12000 نفر و به قولی 18000 نفر با او بیعت کردند. وی این مطلب را به امام حسین علیه‌السلام گزارش داد و از آن حضرت خواست به کوفه بیاید. اخبار کوفه به یزید رسید. وی در اولین عکس العمل نعمان بن بشیر حاکم کوفه را عزل و به جای او عبیدالله بن زیاد را نصب کرد و به او فرمان داد که مسلم بن عقیل را به قتل برساند. و از طرفی مزدوران خود را بسیج کرد تا امام حسین علیه‌السلام را در شهر مکه غافلگیر کرده از میان بردارد.

واقعه عاشورا

چون امام علیه‌السلام از توطئه سوء قصد به جان مبارکش آگاهی یافت از سر حفظ حرمت و قداست بیت الله الحرام مناسک حج را به اضطرار پایان برد و به روز هشتم ذی الحجه از سال 60 هجری مکه را به قصد عراق وداع گفت.[۲۲]

ابن عباس بعد از واقعه کربلا در نامه اش به یزید می نویسد: هرگز فراموش نخواهم کرد که حسین بن علی را از حرم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به حرم خدا طرد کردی و آن گاه مردانی را پنهانی بر سر او فرستادی تا غافلگیر او را بکشند. سپس او را از حرم خدا به کوفه راندی و ترسان و نگران از مکه بیرون شد با این که در گذشته و حال عزیزترین مردم بطحا بود و اگر در مکه اقامت می گزید و خونریزی در آن را روا می شمرد از همه مردم مکه و مدینه در دو حرم بیشتر فرمان برده می شد. لیکن او خوش نداشت که حرمت خانه و حرمت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را حلال شمارد. و بزرگ شمرد آن چه را که تو بزرگ نشمردی از آن جا که در نهان مردانی در پی او به مکه فرستادی تا در حرم با او بجنگند.[۲۳]

امام حسین علیه السلام
ان الحسین مصباح الهدی.jpg
رویدادهای مهم زندگی
غزوه احزابصلح حدیبیهفتح مکهغدیر خم شهادت رسول خدا(ص)واقعه سقیفه بنی ساعدهشهادت حضرت فاطمه زهرا(س) • شورش مسلمانان علیه عثمان جنگ جملجنگ صفینجنگ نهروانشهادت امام علی علیه السلامصلح امام حسن با معاویهشهادت امام حسن مجتبيعدم بیعت با یزید بن معاویه مرگ معاویه خروج امام حسین از مدینه رسیدن نامه های کوفیان به امام فرستادن مسلم بن عقیل به کوفهخروج امام حسین از مکه شهادت مسلم بن عقیل شهادت امام حسین در کربلا
بستگان
پیامبر اکرم(ص) • امام علی(ع) • حضرت زهرا(س) • ابوطالب(ع) • جعفر طیارفاطمه بنت اسد(س) • خدیجه کبری(س) • امام حسن(ع) • حضرت زینب(س) • ام البنین(ع) • عباس بن علی (ع) • محمد بن حنفیهعبدالله بن جعفر طيارعبدالله بن عباسعلی اکبر(ع) • امام سجاد (ع) • علی اصغر (ع) • قاسم بن حسنمسلم بن عقیلفاطمه بنت الحسین (س) • رقیه بنت الحسین (س)
اصحاب
اصحاب امام در واقعه کربلامیثم تمارهانی بن عروةجابر بن عبدالله انصاریسلیمان بن صرد خزاعیسلیم بن قیس هلالیابوالاسود دئلی ضحاك بن عبدالله
خلفای معاصر
ابوبکرعمر بن خطابعثمان بن عفان امیرالمؤمنین علی (ع) امام حسن(ع) • معاوية بن ابى‌ سفيانیزید بن معاویه
آثار
 
مکان های مرتبط
مکهمدینهفدکبقیعکوفهکربلاثعلبیهخزیمیهذات عرقذو حسمزبالهزرودشرافشقوق (نام محل)صفاحعذیب الهجاناتقاعقصر مقاتلمغیثهوادی عقیقواقصهمشهد رأس الحسین علیه السلام


عبیدالله با حیله و تزویر مسلم بن عقیل و پناه دهنده او هانی بن عروة را در کوفه به طرز دلخراشی به شهادت رساند. و از آن جا که می دانست امام حسین علیه السلام رو به شهر کوفه می آید سپاهی به سرکردگی حر بن یزید ریاحی برای زیرنظر گرفتن سپاه آن حضرت به منطقه قادسیه گسیل کرد. حر بن یزید در محلی به نام شراف با امام حسین علیه السلام روبرو شد و سخنانی بینشان رد و بدل گردید. آن حضرت نامه های اهل کوفه را که دو خرجین بود به حر بن یزید عرضه کرد و دعوت آنان را خاطر نشان ساخت و راه خود را ادامه داد. تا آن که به روز دوم محرم سال 61 هجری به ناحیه نینوا وارد شد.[۲۴]

در این زمین بود که ابن زیاد در رسید و نامه ای به حر بن یزید تسلیم کرد. متن نامه این بود: آن گاه که این نامه تو را رسد و فرستاده ما پیش تو آید بر حسین سخت گیر و او را در بیابانی فرود آر که نه دژ در آن باشد و نه آب حر بن یزید در اجرای دستور ابن زیاد کاروان امام حسین علیه السلام را در نقطه ای به نام کربلا متوقف کرد. فردای آن روز عمر بن سعد فرستاده عبیدالله بن زیاد نیز با چهار هزار جنگجو وارد شد.

شایان گفتن است که حر بن یزید پیش از شهادت امام حسین علیه السلام از کرده خود اظهار پشیمانی و توبه کرد و در جرگه یاران آن حضرت به درجه رفیع شهادت نائل آمد. عمر بن سعد سه روز مانده به عاشورا پانصد سواره بر کرانه فرات مامور کرد تا کاروان حسینی به آب دسترسی نداشته باشد. [۲۵] و روز نهم محرم تاسوعا امام حسین علیه السلام و اصحابش به طور کامل در حلقه محاصره دشمن واقع شدند و دشمن یقین کرد که دیگر برای آن حضرت یاوری نخواهد آمد.

عصر تاسوعا دستور حمله و آغاز جنگ از جانب دشمن صادر گردید. امام حسین علیه السلام چون تحرکات دشمن را دید برادرش عباس بن علی علیهماالسلام را فرستاد تا با آنان صحبت کند و جنگ را به فردا موکول کنند که این پیشنهاد مورد پذیرش آنان واقع شد. [۲۶]

در روز دهم معروف به روز عاشورا عمر بن سعد با سی هزار جنگجو حمله را آغاز کرد. و سپاه امام حسین که 32 سواره و 40 پیاده بودند. مردانه در برابر حملات ایستادند و شجاعانه جنگیدند و کشتند و کشته شدند.

جنگ همچنان به کار خود ادامه می داد تا بدانجا که اصحاب امام حسین علیه السلام همگی کشته شدند. در این هنگام نوبت به خاندان حضرتش رسید. اولین کس از آنان که پای در میدان گذارد پسر مهترش حضرت علی اکبر بود. و به دنبال او دیگر کسان امام حسین علیه السلام از جمله فرزندان امام علی و امام حسن علیهماالسلام و جعفر طیار و عقیل به میدان رفتند و پس از رزمی دلاورانه شهد شهادت به کام ریختند. و عباس بن علی علیهماالسلام هم که به قصد آب آوردن نبرد خویش را آغاز کرده بود مورد هجوم دشمن واقع شد و هستی خویش را فدای حسین علیه السلام ساخت.

پس از کشته شدن مردان خاندان امام حسین علیه السلام که در آن واقعه حاضر بودند (بجز علی بن حسین علیه السلام امام چهارم شیعیان که در آن هنگام در خیمه در بستر بیماری بودند)امام حسین علیه السلام در این نبرد نابرابر تنها ماند.و خود یکتنه با تمام سپاه عمر سعد کارزار نمود.

حجاج بن عبدالله که خود در صحنه حاضر بود می گوید: به خدا هرگز شکسته ای را ندیده بودم که فرزند و کسان و یارانش کشته شده باشند و چون او ثابت قدم و آرام خاطر باشد. خدا پیش از او و پس از او کسی را همانندش ندیدم. وقتی حمله می برد پیادگان از راست و چپ او همچون بزغالگان از حمله گرگ فراری می شدند.

اولاد امام حسین علیه السلام

برای امام حسین علیه السلام شش[۲۸] یا نه[۲۹] یا ده[۳۰] فرزند از مادران مختلف شمرده اند که از آن فرزندان علی اکبر و عبدالله شیرخوار (علی اصغر) در کنار پدر به شهادت رسیدند و امام سجاد علیه السلام پیشوای چهارم شیعیان گردید.

اسامی فرزندان آن حضرت به اين ترتيب است:

  1. علي اکبر؛ که در کربلا به شهادت رسيد.مادرش، ليلي، دختر ابي مرة بن عروة بن مسعود ثقفي نام داشت.
  2. علی اصفر؛ امام زين العابدين، که مادرش به نام شاهزنان يا ملکة النساء دختر کسري يزدگرد پادشاه ايران بود.به گفته شيخ مفيد، علي اکبر زين العابدين بوده و علي اصغر در کربلا به شهادت رسيده است.اما روايت اول که مي گويد علي اکبر به شهادت رسيده مشهورتر است. از ميان فرزندان پسری امام حسين علیه‌السلام، نسل آن حضرت از امام زین العابدین علیه السلام باقي مانده است.
  3. محمد.
  4. جعفر که در حيات پدرش از دنيا رفت، و فرزندي از خود برجاي نگذاشت.مادرش از قبيله قضاعيه بود.
  5. عبد الله شير خوار که در دامان پدر خود به وسيله تير به شهادت رسيد.
  6. سکينة، که نام مادر او و مادر عبد الله، رباب، دختر امرئ القيس بن عدي بن اوس بن جابر بن کعب بن عليم که از قبيله کلبيه معديه بوده است.
  7. فاطمه، که مادرش ام اسحاق دختر طلحة بن عبد الله از قبيله تيميه بود.
  8. زينب.
یکشنبه, 24 دی 1396 16:45

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

نوشته شده توسط

فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی می‌باشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر می‌نمایند. اما نکته‌ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می‌شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار می‌باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می‌تواند به عالیترین رتبه‌های روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی‌یابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می‌توان به آیه‌ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.

 

نام، القاب، کنیه‌ها

 نام مبارک آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.

فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می‌باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند.

زهرا به معنای درخشنده است و از امام ششم، امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "چون دخت پیامبر در محرابش می‌ایستاد (مشغول عبادت می‌شد)، نورش برای اهل آسمان می‌درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد."

صدّیقه به معنی کسی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.(1)

کنیه‌های فاطمه (علیها السلام) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ابیها و...

ام ابیها به معنای مادر پدر می‌باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می‌ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه (علیها السلام) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی‌نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می‌گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا.

 

مادر و پدر

همانگونه که می‌دانیم، نام پدر فاطمه (علیها السلام) محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که او رسول گرامی اسلام، خاتم پیامبران الهی و برترین مخلوق خداوند می‌باشد. مادر حضرتش خدیجه دختر خویلد، از زنان بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به اسلام گرویده است و پس از پذیرش اسلام، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور اسلام نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می‌شد و او را بزرگ زنان قریش می‌نامیدند.

 

ولادت

 فاطمه (علیها السلام) در سال پنجم پس از بعثت(2) و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می‌دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای پیامبران است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می‌باشند." اکثر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر فخر رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به فاطمه (علیها السلام) تطبیق نموده‌اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه پیامبر اکرم ذکر نموده‌اند. شایان ذکر است که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی براین مدعاست که در آن خداوند به پیامبر خطاب می‌کند و می‌فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

 

مکارم اخلاق

 سراسر زندگانی صدیقه طاهره (علیها السلام)، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. ما در این مجال جهت رعایت اختصار تنها به سه مورد اشاره می‌نماییم. اما دوباره تأکید می‌کنیم که این موارد، تنها بخش کوچکی از مکارم اخلاقی آن حضرت است.

  • از جابر بن عبدالله انصاری، صحابی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که: مردی از اعراب مهاجر که فردی فقیر مستمند بود، پس از نماز عصر از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) طلب کمک و مساعدت نمود. حضرت فرمود که من چیزی ندارم. سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله علیها) که در کنار مسجد و در نزدیکی خانه رسول خدا قرار داشت، راهنمایی نمودند. آن شخص به همراه بلال (صحابی و مؤذن رسول خدا) به در خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) آمد و بر اهل بیت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود. حضرت فاطمه (علیها السلام) با وجود اینکه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهایت گرسنگی به سر می‌بردند، چون از حال فقیر آگاه شد، گردن‌بندی را که فرزند حمزه، دختر عموی حضرت به ایشان هدیه داده بود و در نزد آن بزرگوار یادگاری ارزشمند محسوب می‌شد، از گردن باز نمود و به اعرابی فرمود: این را بگیر و بفروش؛ امید است که خداوند بهتر از آن را نصیب تو نماید. اعرابی گردن‌بند را گرفت و به نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشت و شرح حال را گفت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از شنیدن ماجرا، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ریخت و به حال اعرابی دعا فرمود. عمار یاسر (از اصحاب پیامبر) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطای غذا، لباس، مرکب و هزینه سفر به اعرابی، آن گردن‌بند را از او خریداری نمود. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از اعرابی پرسید: آیا راضی شدی؟ او در مقابل، اظهار شرمندگی و تشکر نمود. عمار گردن‌بند را در پارچه ای یمانی پیچیده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به پیامبر هدیه داد. غلام به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و جریان را باز گفت. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) غلام و گردن‌بند را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. غلام به خانه‌ی صدیقه اطهر آمد. زهرا (علیها السلام)، گردن‌بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود.

گویند غلام در این هنگام تبسم نمود. هنگامی که علت را جویا شدند، گفت: چه گردن‌بند با برکتی بود، گرسنه‌ای را سیر کرد و برهنه‌ای را پوشانید، پیاده‌ای را صاحب مرکب و فقیری را بی‌نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خویش بازگشت.

  • رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب زفاف پیراهن نویی را برای دختر خویش تهیه نمود. فاطمه (علیها السلام) پیراهن وصله‌داری نیز داشت. سائلی بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه می‌خواهم. حضرت زهرا (علیها السلام) خواست پیراهن وصله‌دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه "هرگز به نیکی دست نمی‌یابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید"، افتاد. در این هنگام فاطمه (علیها السلام) پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.
  • امام حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت فاطمه (علیها السلام)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالیترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف می‌نمایند: "مادرم فاطمه را دیدم که در شب جمعه‌ای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود می‌پرداخت. و شنیدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا می‌کرد، آنان را نام می‌برد و بسیار برایشان دعا می‌نمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا می‌نمودی، دعا نکردی؟ فاطمه (علیها السلام) گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانه."

 

ازدواج و فرزندان آن حضرت

 صدیقه کبری خواستگاران فراوانی داشت. نقل است که عده‌ای از نامداران صحابه از او خواستگاری کردند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها فرمود که اختیار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالک نقل نموده است، عده‌ای دیگر از میان نامداران مهاجرین، برای خواستگاری فاطمه (علیها السلام) به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتند و گفتند حاضریم برای این وصلت، مهر سنگینی را تقبل نماییم. رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و گفت: "ای محمد! خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است." امام علی (علیه السلام) نیز از خواستگاران فاطمه (علیها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گردید، به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. در روایات متعددی نقل گشته است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. بدین ترتیب بود که مقدمات زفاف فراهم شد. حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندک (بر خلاف رسوم جاهلی که مهر بزرگان بسیار بود) به خانه امام علی (علیه السلام) قدم گذارد.(3) ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن (که در جریان وقایع پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سقط شد)، بود. امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) از امامان 12 گانه می‌باشند که در دامان چنین مادری تربیت یافته‌اند و 9 امام دیگر (به غیر از امام علی (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام)) از ذریه امام حسین (علیه السلام) می‌باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (علیها السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) منتسب می‌گردند و از ذریه ایشان به شمار می‌روند.(4) و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین (به غیر از امیر مؤمنان (علیه السلام)) به آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) را "ام الائمه" (مادر امامان) گویند.

زینب (سلام الله علیها) که بزرگترین دختر فاطمه (علیها السلام) به شمار می‌آید، بانویی عابد و پاکدامن و عالم بود. او پس از واقعه عاشورا، و در امتداد حرکت امام حسین (علیه السلام)، آن چنان قیام حسینی را نیکو تبیین نمود، که پایه‌های حکومت فاسق اموی به لرزه افتاد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی که حرکتهای گسترده‌ای بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت. آنچه از جای جای تاریخ درباره عبادت زینب کبری (علیها السلام) بدست می‌آید، آنست که حتی در سخت‌ترین شرایط و طاقت‌فرساترین لحظات نیز راز و نیاز خویش با پروردگار خود را ترک ننمود و این عبادت و راز و نیاز او نیز ریشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس ربوبی داشت.

ام کلثوم نیز که در دامان چنین مادری پرورش یافته بود، بانویی جلیل القدر و خردمند و سخنور بود که او نیز پس از عاشورا به همراه زینب (سلام الله علیها) حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم ایفا نمود.

 

فاطمه (علیها السلام) در خانه

 فاطمه (علیها السلام) با آن همه فضیلت، همسری نیکو برای امیر مؤمنان بود. تا جایی که روایت شده هنگامی که علی (علیه السلام) به فاطمه (علیها السلام) می‌نگریست، غم و اندوهش زدوده می‌شد. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه حتی اموری را که می‌پنداشت امام علی (علیه السلام) قادر به تدارک آنها نیست، از او طلب نمی نمود. اگر بخواهیم هر چه بهتر رابطه زناشویی آن دو نور آسمان فضیلت را بررسی نماییم، نیکوست از امام علی (علیه السلام) بشنویم؛ چه آن هنگام که در ذیل خطبه‌ای به فاطمه (علیها السلام) با عنوان بهترین بانوی جهانیان مباهات می‌نماید و او را از افتخارات خویش بر می‌شمرد و یا آن هنگام که می‌فرماید: "بخدا سوگند که او را به خشم در نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید ننمودم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم ننمود."

 

مقام حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمی ایشان

 فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد شیعیان اگر چه امام نیست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای امیر المؤمنین و دارای منزلتی عظیم‌تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌باشد.

اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه (علیها السلام) را درک کنیم و به گوشه‌ای از آن پی ببریم، شایسته است به گفتار او در خطبه فدکیه بنگریم؛ چه آنجا که استوارترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می‌کند، یا آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار می‌سازد و یا در مجالی که در آن خطبه، امامت را شرح مختصری می‌دهد. جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام، خود سندی محکم بر اقیانوس بی‌کران علم اوست که متصل به مجرای وحی است (قسمتی از این خطبه در فراز آخر مقاله خواهد آمد). از دیگر شواهدی که به آن وسیله می‌توان گوشه‌ای از علو مقام فاطمه (علیها السلام) را درک نمود، مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می‌باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه (علیها السلام) در جریان فدک (که مقداری از آن در ادامه ذکر خواهد گردید)، به روشنی بر احاطه فاطمه (علیها السلام) بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت می‌نماید.

 

مقام عصمت

 در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آیه تطهیر ما را بی‌نیاز می‌کند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث، تنها اشاره می‌نماییم که عصمت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ کیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و پیامبر است که در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد. 

 

بیان عظمت فاطمه از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

 رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید. به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود: "فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است." از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب خرده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم."

اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می‌نماییم قرآن کریم عقوبت کسانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذابی دردناک ذکر می‌کند. و یا می‌فرماید کسانی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می‌دارد و برای آنان عذابی خوار کننده آماده می‌نماید. پس به نیکی مشخص می‌شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق‌تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی‌توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد.

نکته‌ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می‌آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می‌آید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل می‌شود و در این امر حتی ذره‌ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه‌های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.

 

فاطمه (علیها السلام) پس از پیامبر

 با وفات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه (علیها السلام) غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آخرین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خویش برترین مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظیم، توسط خداوند ستوده شده بود. هم او که با وفاتش باب وحی تشریعی بسته شد؛ از طرفی دیگر حق وصی او غصب گشته بود. و بدین ترتیب دین از مجرای صحیح خود، در حال انحراف بود. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه غم و اندوه خویش را در این زمینه کتمان نمی‌نمود. گاه بر مزار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر می‌شد و به سوگواری می‌پرداخت و گاه تربت شهیدان احد و مزار حمزه عموی پیامبر را برمی‌گزید و درد دل خویش را در آنجا بازگو می‌نمود. حتی آن هنگام که زنان مدینه علت غم و اندوه او را جویا شدند، در جواب آنان صراحتاً اعلام نمود که محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست.

هنوز چیزی از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نگذشته بود که سفارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابلاغ فرمان الهی توسط ایشان در روز غدیر، مبنی بر نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان حاکم و ولی مسلمین پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، توسط عده ای نادیده گرفته شد و آنان در محلی به نام سقیفه جمع گشتند و از میان خود فردی را به عنوان حاکم برگزیدند و شروع به جمع‌آوری بیعت از سایرین برای او نمودند. به همین منظور بود که عده‌ای از مسلمانان به نشانه اعتراض به غصب حکومت و نادیده گرفتن فرمان الهی در نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان ولی و حاکم اسلامی پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (علیها السلام) جمع گشتند. هنگامی که ابوبکر - منتخب سقیفه - که تنها توسط حاضرین در سقیفه انتخاب شده بود، از اجتماع آنان و عدم بیعت با وی مطلع شد؛ عمر را روانه خانه فاطمه (علیها السلام) نمود تا امام علی (علیه السلام) و سایرین را به زور برای بیعت در مسجد حاضر نماید. عمر نیز با عده‌ای به همراه پاره آتش، روانه خانه فاطمه (علیها السلام) شد. هنگامی که بر در خانه حاضر شد، فاطمه (علیها السلام) به پشت در آمد و علت حضور آنان را جویا شد. عمر علت را حاضر نمودن امام علی (علیه السلام) و دیگران در مسجد برای بیعت با ابوبکر عنوان نمود. فاطمه (علیها السلام) آنان را از این امر منع نمود و آنان را مورد توبیخ قرار داد. در نتیجه عده‌ای از همراهیان او متفرق گشتند. اما در این هنگام او که از عدم خروج معترضین آگاهی یافت، تهدید نمود در صورتی که امام علی (علیه السلام) و سایرین برای بیعت از خانه خارج نشوند، خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید. و این در حالی بود که می‌دانست حضرت فاطمه (علیها السلام) در خانه حضور دارد. در این موقع عده‌ای از معترضین از خانه خارج شدند که مورد برخورد شدید عمر قرار گرفتند و شمشیر برخی از آنان نیز توسط او شکسته شد. اما همچنان امیر مومنان، فاطمه و کودکان آنان در خانه حضور داشتند. بدین ترتیب عمر دستور داد تا هیزم حاضر کنند و به وسیله هیزمهاي گردآوری شده و پاره آتشی که با خود همراه داشت، درب خانه را به آتش کشیدند و به زور وارد خانه شدند و به همراه عده‌ای از همراهانش خانه را مورد تفتیش قرار داده و امام علی را به زور و با اکراه به سمت مسجد کشان کشان بردند. در حین این عمل، فاطمه (علیها السلام) بسیار صدمه دید و لطمات فراوانی را تحمل نمود اما باز از پا ننشست و بنا بر احساس وظیفه و تکلیف الهی خویش در دفاع از ولی زمان و امام خود به مسجد آمد. عمر و ابوبکر و همراهان آنان را در مسجد رسول خدا مورد خطاب قرار داد و آنان را از غضب الهی و نزول عذاب بر حذر داشت. اما آنان اعمال خویش را ادامه دادند.

 

فاطمه (علیها السلام) و فدک

از دیگر ستمهایی که پس از ارتحال پیامبر در حق فاطمه (علیها السلام) روا داشته شد، مسأله فدک بود. فدک قریه‌ای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان خرماست و خطه‌ای حاصلخیز می‌باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشیدند؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می‌گردد و بر طبق صریح قرآن، تنها اختصاص به خداوند و پیامبر اسلام دارد. پس از این جریان و با نزول آیه «و ات ذا القربی حقه»، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. فاطمه (علیها السلام) و امیر مومنان (علیه السلام) در فدک عاملانی داشتند که در آبادانی آن می‌کوشیدند و پس از برداشت محصول، درآمد آن را برای فاطمه (علیها السلام) می‌فرستادند. فاطمه (علیها السلام) نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را می‌پرداخت و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم می‌نمود؛ و این در حالی بود که وضع معیشت آن حضرت و امام علی (علیه السلام) در ساده‌ترین وضع به سر می‌برد. گاه آنان قوت روز خویش را هم در راه خدا انفاق می‌نمودند و در نتیجه گرسنه سر به بالین می‌نهادند. اما در عین حال فقرا را بر خویش مقدم می‌داشتند و در این عمل خویش، تنها خدا را منظور نظر قرار می‌دادند. (چنانچه در آیات آغازین سوره دهر آمده است). پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابابکر با منتسب نمودن حدیثی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با این مضمون که ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی‌گذاریم، ادعا نمود آنچه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باقی مانده، متعلق به تمامی مسلمین است.

فاطمه در مقام دفاع از حق مسلم خویش دو گونه عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود که گواهی دهند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خویش فدک را به او بخشیده است و در نتیجه فدک چیزی نبوده که به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه‌ای را در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد نمود که همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد، حاوی مطالب عمیق در توحید و رسالت و امامت است. در این خطبه که در نهایت فصاحت و بلاغت ایراد گردیده است، بطلان ادعای ابابکر را ثابت نمود. فاطمه به ابوبکر خطاب نمود که چگونه خلاف کتاب خدا سخن می‌گویی؟! سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن اشاره نمود که در آنها سلیمان، وارث داود ذکر گردیده و یا زکریا از خداوند تقاضای فرزندی را می‌نماید که وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال فاطمه (علیها السلام) به نیکی اثبات می‌گردد بر فرض که فدک در زمان حیات پیامبر به فاطمه (علیها السلام) بخشیده نشده باشد، پس از پیامبر به او به ارث می‌رسد و در این صورت باز هم مالک آن فاطمه است و ادعای اینکه پیامبران از خویش ارث باقی نمی‌گذارند، ادعایی است خلاف حقیقت، و نسبت دادن این کلام به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امری است دروغ؛ چرا که محال است آن حضرت بر خلاف کلام الهی سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن کریم این امر را تایید نموده و بر آن تاکید کرده است. اما با تمام این وجود، همچنان غصب فدک ادامه یافت و به مالک حقیقی‌اش بازگردانده نشد.

باید توجه داشت صحت ادعای فاطمه (علیها السلام) چنان واضح و روشن بود و استدلالهای او آنچنان متین و استوار بیان گردید که دیگر برای کسی جای شک باقی نمی‌ماند و بسیاری از منکرین در درون خود به وضوح آن را پذیرفته بودند. دلیل این معنا، آنست که عمر خلیفه دوم هنگامی که فتوحات اسلامی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن بر طرف گردید، فدک را به امیر مؤمنان (علیه السلام) و اولاد فاطمه (علیها السلام) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدک غصب گردید.

 

بیماری فاطمه (علیها السلام) و عیادت از او

 سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر شهدای احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

در همین ایام بود که روزی زنان مهاجر و انصار که از بیماری او آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و نارضایتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت امام علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و خروج اسلام از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند. فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (علیها السلام)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبر، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

 

وصیت

 در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

 

شهادت

 سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ابی‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید.

 

تغسیل و تدفین

 مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر تجاوز نمی‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، امیر مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) نماز گزارد و سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت:

"سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خداییم و بسوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و کسی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عدالتی در سراسر گیتی، پایان دهد.

 

سخنان فاطمه

 از فاطمه (علیها السلام) سخنان فراوانی بر جای مانده، که پاره‌ای از آنان مستقیماً از او نقل شده است و به نیکی می‌توان گوشه‌ای از علو مقام و ژرفای علم و معرفت او را در این کلمات دریافت و پاره‌ای دیگر نیز بواسطه او، از وجود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت گشته است که به نوبه خود بیانگر ارتباط نزدیک او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمق درک و فهم فاطمه (علیها السلام) می‌باشد. در این مجال، جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد از کلماتی که مستقیماً از فاطمه (علیها السلام) نقل شده اشاره می‌نماییم:

  • قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام): "من اصعد الی الله خالص عبادته، اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته"

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: "هر کس عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترین مصلحت خود را به سوی او می‌فرستد."

  • قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام) فی قسم من خطبة الفدکیة: "فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک، و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر، و الزکاه تزکیه للنفس و نماًء فی الرزق، و الصیام تثبیتاً للإ خلاص، و الحج تشییداً للدین، و العدل تنسیقاً للقلوب، و طاعتنا نظاماً للملة، و اما متنا اماناً من الفرقه، و الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی استیجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحة للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، وصلة الأرحام منماة للعدد، و القصاص حصناً للدماء، و الوفاء بالندر تعریضاً للمغفره، و توفیة المکائیل و الموازین تغییراً للبخس، و النهی عن شرب الخمر تنزیهاً عن الرجس، و اجتناب القذف حجاباً عن اللعنة، و ترک السرقة ایجاباً للعفة، و حرم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه، فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون و اطیعو الله فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه" انما یخشی الله من عباده العلماء."

فاطمه زهرا (علیها السلام) در قسمتی از خطبه فدکیه می‌فرمایند: "پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، نماز را موجب تنزیه و پاکی شما از (آلودگی) تکبر، زکات را باعث تزکیه و طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری و عدل را موجب انسجام و تقویت دلها، اطاعت و پیروی از ما را باعث نظم و آسایش ملت، رهبری و پیشوایی ما را موجب امان از جدایی و تفرقه، جهاد را موجب عزت و شکوه اسلام، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامه مردم، نیکی به پدر و مادر را سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام و خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خونریزیها، وفا به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان و ورشکستگی، نهی از آشامیدن شراب را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از قذف (تهمت ناروای جنسی) را انگیزه‌ای برای جلوگیری از لعن و نفرین، پرهیز از دزدی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود که بندگان در بندگی خود نسبت به ربوبیت او اخلاص پیشه کنند، پس "از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته باشید و تقوا پیشه کنید و جز درحال مسلمانی از دنیا نروید." و خدا را در آنچه که شما را بدان امر می‌کند و آنچه که نهی می‌کند فرمان برداری کنید. زیرا "تنها بندگان دانا از خداوند خوف و ترس دارند."

شنبه, 02 دی 1396 17:11

زندگی امام حسن عسکری علیه السلام

نوشته شده توسط

حسن بن علی بن محمد مشهور به امام حسن عسکری، (۲۳۲-۲۶۰ق) یازدهمین امام شیعیان اثناعشری، فرزند امام هادی(ع) و پدر امام زمان(ع).

لقب عسکری از آن جهت به ایشان داده شده که در شهر سامرا که به عسکر (اردوگاه یا شهر نظامی) نیز مشهور بوده، اقامت اجباری داشته است. از دیگر القاب آن حضرت، ابن‌الرضا، هادی، نقی، زکی، رفیق و صامت است.

محدودیت‌های شدید حاکم بر زندگی امام عسکری سبب شد تا آن حضرت برای ارتباط با شیعیان، نمایندگانی برگزیند. عثمان بن سعید از نمایندگان خاص وی بود که پس از وفات امام و آغاز عصر غیبت صغری، به‌عنوان نخستین وکیل و نایب خاص امام زمان نیز ایفای نقش کرد.

امام عسکری در ۱ ربیع‌الاول سال ۲۶۰ق بیمار شد و در هشتم همان ماه، در ۲۸ سالگی در سامرا درگذشت و در خانه‌ای که پدرش دفن شده بود مدفون شد. تا به امروز حرم امامین عسکریین دو بار به دست ترویست‌ها تخریب شده است. اولین حمله در ۳ اسفند ۱۳۸۴ش و دومین حمله پس از گذشت شانزده ماه در ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ش رخ داد.

احادیثی که از امام عسکری نقل شده درباره موضوعات مختلفی است، از جمله تفسیر قرآن، اخلاق، فقه، امور اعتقادی، ادعیه، زیارت.

 

نسب امام حسن عسکری(ع) چنین است: حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب.

 

او فرزند امام هادی، دهمین امام شیعیان اثناعشری است.

در سنین کودکیِ امام حسن عسکری، پدرش امام هادی(ع) به اجبار به عراق فراخوانده شد و در سامرا، پایتخت آن روز عباسیان، تحت‌الحفظ قرار گرفت. در این سفر امام عسکری نیز همراه پدر بود. زمان این سفر در برخی منابع سال ۲۳۶ق[۳۴] و در برخی دیگر سال ۲۳۳ق[۳۵] ذکر شده است.

امام حسن عسکری بیشتر عمر خود را در سامرا گذراند و مشهور است که ایشان تنها امامی است که به حج نرفت، ولی در عیون اخبار الرضا و کشف الغمه روایتی نقل شده که راوی، آن را در مکه از امام حسن عسکری شنیده است.[۳۶] غیر از این سفر به مکه، برخی از منابع، سفر ایشان را به جرجان گزارش کرده اند.[۳۷]

 

به نقل از منابع شیعی، مادر آن حضرت کنیزی به نام حُدیث یا «حدیثه» بوده است.[۱] برخی دیگر از منابع نیز نام مادر آن حضرت را «سوسن»[۲]و «عسفان»[۳]دانسته‌اند و نیز حسین بن عبدالوهاب نام او را «سلیل» ذکر می‌کند و با عبارت «او از زنان عارفه و صالحه بود» وی را ستوده‌ است.[۴]

 

آن حضرت تنها یک برادر به نام جعفر داشت که نزد شیعیان به جعفر کذاب معروف است. او پس از درگذشت امام عسکری(ع)، ادعای امامت کرد و با انکار تولد فرزندی برای ایشان، به عنوان تنها وارث، مدعی میراث آن حضرت شد.[۵]

 

  • لقب‌ها

 

لقب‌های وی را هادی، نقی، زکی، رفیق و صامت ذکر کرده‌اند. برخی از مورخان لقب «خالص» را هم گفته‌اند.[۶] «ابن الرضا» نیز لقبی است که امام جواد، امام هادی و امام حسن عسکری(علیهم السّلام) به آن شهرت یافته‌اند.[۷]

 

لقب «عسکری» نیز مشترک میان امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع)، است زیرا هر دو در شهر سامرا اقامت اجباری داشتند. «عسکر» عنوان غیرمشهوری برای سامرا بوده است.[۸] همچنین به خاطر اشتراک نام «حسن» میان ایشان و امام مجتبی، ایشان را حسن «اخیر» نیز خوانده‌اند.[۹]

 

  • کنیه

 

کنیه وی «ابومحمد» بود.[۱۰] در بعضی منابع کنیه‌های ابوالحسن[۱۱]، ابوالحجه[۱۲]، ابوالقائم[۱۳] نیز به کار رفته‌است.

منابع معتبر تولد ایشان را در مدینه دانسته‌اند[۱۴] ولی در برخی منابع از تولد او در سامرا نیز سخن رفته است.[۱۵]

کلینی و بیشتر منابع متقدم امامی ولادت حضرت را در ربیع الثانی سال ۲۳۲ق دانسته‌ند.[۱۶] در روایتی به نقل از امام حسن عسکری نیز همین تاریخ ذکر شده است.[۱۷] شیخ مفید در برخی از آثارش ولادت امام را ۱۰ ربیع‌الثانی آورده است.[۱۸] در سده ششم قمری این قول به حاشیه رفت و تولد حضرت در ۸ ربیع‌الثانی شهرت یافته است[۱۹] که قول مشهور نزد امامیه نیز هست. برخی منابع متقدم از امامیه و اهل‌سنت ولادت حضرت را در سال ۲۳۱ نیز نوشته‌اند.[۲۰]

بنا بر قول مشهور امام عسکری در هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ق در ۲۸ سالگی در سامرا درگذشت.[۲۱] البته گزارش‌هایی نیز درباره شهادت امام عسکری در ماه‌های ربیع الثانی و جمادی الاولی وجود دارد.[۲۲] شیخ مفید و ابن شهر آشوب آورده‌اند که او در ابتدای ربیع ‌الاول بیمار شد و به سبب همین بیماری در گذشت.[۲۳] امام عسکری در خانه‌ای که پدرش دفن شده بود، در شهر سامرا، مدفون است.

 

طبق نقل مشهور،امام عسکری(ع) همسری اختیار نکرد و نسل وی تنها از طریق کنیزی ادامه یافت که مادر حضرت مهدی(ع) است.[۲۵] منابع، نام مادر امام مهدی(ع) را متعدد و مختلف ذکر کرده‌اند. در منابع آمده است امام حسن عسکری(ع) خادمان و کنیزان متعدد رومی و صقلایی و ترک داشت[۲۶] و شاید این اختلاف در نام مادر امام زمان، از سویی به سبب تعدد کنیزان و از سوی دیگر به منظور پنهان نگاه‌داشتن تولد امام مهدی(ع) بوده است.[۲۷]

 

بر اساس غالب منابع شیعه و سنی، تنها فرزند آن حضرت، امام زمان(ع) مسمّا به «م‌ح‌م‌د» است.[۲۸] درباره فرزندان حضرت، اقوال دیگری هم وجود دارد. برخی او را دارای ۳ پسر و ۳ دختر شمرده‌اند.[۲۹] خصیبی افزون بر امام مهدی(ع) از دو دختر به نام‌های فاطمه و دلاله نام برده[۳۰] و ابن ابی الثلج افزون بر آن امام، پسری به نام موسی و دو دختر به نام‌های فاطمه و عایشه (یا ام موسی) را برشمرده است،[۳۱] اما در برخی کتب انساب، نام‌های ذکر شده، خواهران و برادران امام حسن عسکری هستند[۳۲] که شاید با فرزندان او خلط شده‌اند. در مقابل این منبع مشهور، برخی از عالمان اهل سنت مانند ابن جریر طبری، یحیی بن صاعد و ابن حزم معتقد بودند که امام عسکری فرزندی نداشته است.[

 

مهم‌ترین دلیل برای امامت حسن عسکری پس از شهادت امام هادی، وصیت و احادیث امام هادی درباره جانشینی حسن عسکری است.[۳۸] پس از شهادت امام هادی تعدادی از افراد جعفر بن علی، پسر دیگر امام هادی، را امام خود دانستند؛ ولی اکثریت یاران امام هادی(ع) به حسن عسکری(ع) به عنوان امام رجوع کردند.[۳۹]

 

امام عسکری(ع) به مدت ۶ سال (از ۲۵۴ تا ۲۶۰) امامت کرد.

 

دوره امامت امام عسکری همزمان با سه خلیفه عباسی بود: معتز عباسی(۲۵۲-۲۵۵ق)، مهتدی (۲۵۵-۲۵۶ق) و معتمد (۲۵۶-۲۷۹ق). در دوره زندگی امام عسکری(ع)، دستگاه عباسی به ابزار دستی برای امیران رقیب تبدیل شده بود و بخصوص فرماندهان نظامی ترک نقش مؤثری در نظام حکومتی داشتند. شاید نخستین موضع سیاسی ثبت شده در زندگی امام حسن عسکری(ع) مربوط به زمانی باشد که امام حدود ۲۰ سال داشت و پدرش هنوز زنده بود. ایشان در نامه‌ای به عبدالله بن عبدالله بن طاهر(از امیران صاحب نفوذ در دستگاه عباسی، که از دشمنان مستعین، خلیفه وقت به شمار می‌آمد)، خلیفه را فردی طغیان‌گر خواند و ساقط شدن او را از خدا خواست. این ماجرا چند روز پیش از سقوط مستعین بود.[۴۰]

 

پس از قتل مستعین، دشمن او معتز به قدرت رسید و با توجه به اطلاع احتمالی از موضع امام حسن عسکری(ع) نسبت به خلیفه مقتول، در آغاز حکومتش نسبت به آن حضرت و پدرش (حداقل در ظاهر) رفتار خصومت‌آمیزی نداشت. پس از شهادت امام هادی و جانشینی امام عسکری نیز شواهد حکایت از آن دارد که با وجود محدودیت‌هایی که برای فعالیت‌های ایشان اعمال می‌شده، امام از آزادی نسبی برخوردار بوده است. برخی از ملاقات‌های حضرت با شیعیان در اوائل امامت خود، این مسئله را تایید می‌کند. اما پس از گذشت یک سال، خلیفه به امام بدگمان شد و در سال ۲۵۵ق. ایشان را زندانی کرد. امام در دوره یک ساله خلیفه بعدی (مهتدی) نیز همچنان در زندان بود.

 

با آغاز خلافت معتمد (۲۵۶ق) که با قیام‌های شیعی رو به رو بود، امام از زندان آزاد شد و بار دیگر به سازماندهی اجتماعی و مالی امامیه اهتمام ورزید. این نقش فعال امام، آن هم در پایتخت دولت عباسی، بار دیگر دستگاه خلافت را نگران کرد. در صفر سال ۲۶۰ق امام به دستور معتمد به زندان افتاد و شخص خلیفه روزانه اخبار مربوط به امام را پیگیری می‌کرد.[۴۱] یک ماه بعد امام از زندان آزاد شد ولی تحت‌الحفظ به خانه حسن بن سهل (وزیر مامون) در نزدیکی شهر واسط منتقل شد.[۴۲]

 

 

 

قیام‌ها و شورش‌ها

 

در زمان امام حسن عسکری(ع)، حرکت‌های اعتراض‌آمیزی انجام گرفت که برخی از آنها از سوی شیعیان و برخی با سوء استفاده از نام علویان بود.

 

  • قیام علی بن زید و عیسی بن جعفر

 

این دو که علوی و از تبار امام حسن مجتبی(ع) بودند، در سال ۲۵۵ هجری در کوفه قیام کردند. معتز، سپاهی بزرگ به فرماندهی سعید بن صالح معروف به حاجب را به سوی آنها فرستاد و این قیام را سرکوب کرد.[۴۳]

 

  • قیام علی بن زید بن حسین

 

وی از نوادگان امام حسین(ع) بود و در زمان مهتدی عباسی در کوفه قیام کرد. شاه بن میکال با سپاهی بزرگ به مقابله او رفت ولی شکست خورد. وقتی معتمد عباسی به قدرت رسید، کیجور ترکی را به سوی او فرستاد. علی بن زید پس از چندی تعقیب و گریز در سال ۲۵۷ هجری قمری کشته شد.[۴۴]

 

  • قیام احمد بن محمد بن عبدالله

 

او در زمان معتمد عباسی در مصر بین برقه و اسکندریه قیام کرد و با پیروان زیادی که پیدا کرد، ادعای خلافت نمود. احمد بن طولون، کارگزار ترک خلیفه در آن دیار، سپاهی به سوی او فرستاد تا یاران او را از اطرافش پراکنده ساختند و او را پس از مقاومت، کشتند.[۴۵]

 

  • شورش صاحب زنج

 

علی بن محمد عبدالقیسی در سال ۲۵۵ در زمان معتمد قیام کرد. امام حسن عسکری(ع) با صراحت اعلام کرد که صاحب زنج از اهل بیت نیست.[

 

با توجه به ترکیب جمعیتی مذاهب در جامعه‌ای که اکثریت آن را اهل سنت تشکیل می‌دادند، و همچنین فشارهای عباسیان بر شیعیان، جامعه شیعه در تقیه به سر می‌برد. با این حال امام حسن عسکری نسبت به اداره امور شیعیان و گردآوری وجوهات اهتمام داشت و وکیلانی به سرزمین‌های مختلف می‌فرستاد.[۴۷]

 

دیدار با امام

 

در اثر مراقبتی که نسبت به عسکری(ع) وجود داشت، شیعیان برای دیدن او مشکل داشتند و از راه‌های گوناگون تلاش می‌کردند؛ برای نمونه هنگامی که خلیفه برای دیدن والی بصره می‌رفت و عسکری (ع) را نیز همراه خویش می‌برد، اصحاب امام در طول راه خود را برای دیدن وی آماده می‌کردند.[۴۸] راوی دیگر نقل می‌کند در یکی از روزها که قرار بود امام به‌ دارالخلافه برود ما در عسکر به انتظار دیدار وی جمع شدیم؛ در این حال از طرف آن حضرت توقیعی [یعنی نوشته‌ای] بدین مضمون به ما رسید: «کسی بر من سلام و حتی اشاره هم به طرف من نکند؛ زیرا در امان نیستید».[۴۹]

 

 

 

نوشتار اصلی: سازمان وکالت

 

محدودیت‌های شدید حاکم بر زندگی امام عسکری(ع) سبب شد که حضرت از نمایندگانی جهت ارتباط با شیعیان استفاده کند. در شمار این افراد به‌ویژه باید از عقید، خادم خاص وی، یاد کرد که امام او را از کودکی بزرگ کرده و حامل بسیاری از نامه‌های ایشان به شیعیان بود.[۵۰] همچنین فردی با کنیه غریب ابوالادیان که خادم حضرت بوده و ارسال برخی نامه‌ها را به عهده داشته است[۵۱] اما مشخصاً کسی که در منابع امامی به عنوان باب [نماینده و رابط امام با مردم] شناخته شده، عثمان بن سعید است. عثمان بن سعید پس از وفات امام عسکری(ع) و با ورود به عصر غیبت صغری، به عنوان نخستین وکیل و نایب خاص امام زمان(ع) نیز ایفای نقش کرده است.[۵۲]

 

نامه‌نگاری

 

از راه‌های ارتباطی شیعیان با امام مکاتبه بود؛ برای نمونه می‌توان به نامه‌های ایشان به علی بن حسین بن بابویه[۵۳] و نامه به مردم قم و آبه(آوه)[۵۴] اشاره کرد. شیعیان در مسائل و موضوعات مختلف برای ایشان نامه می‌نوشتند و پاسخ آن را دریافت می‌کردند.

تفسیر قرآن

تفسیر قرآن از جمله زمینه‌هایی است که مورد توجه ویژه امام حسن عسکری بوده است تا بدانجا که یک متن مفصل در تفسیر قرآن (که در شمار کهن‌ترین آثار میراث تفسیری امامیه است) به ایشان منسوب شده است. حتی در صورت درست نبودن این انتساب، باید توجه داشت که شهرت امام به بحث‌های تفسیری، زمینه این انتساب را فراهم آورده است.

کلام و عقاید

امام حسن عسکری در شرایطی رهبری امامیه را به عهده گرفت که برخی مشکلات اعتقادی در صفوف امامیه از دهه‌ها قبل پدید آمده و برخی دیگر در همان دوره امامت ایشان به وجود آمد. برای نمونه یکی از این مسائل بحث «نفی جسمانیت خداوند» بود که از سال‌ها قبل مطرح بود و اختلافاتی میان دو نفر از اصحاب برجسته ائمه یعنی هشام بن حکم و هشام بن سالم وجود داشت. در زمان امام حسن عسکری این اختلاف به اندازه‌ای زیاد شد که سهل بن زیاد آدمی نامه‌ای به امام نوشت و از ایشان دراین‌باره راهنمایی خواست.

امام در پاسخ، از فرو رفتن در مباحث ذات، پرهیز داد و سپس با اشاره به برخی آیات قرآن، فرمود:

خدا یکتا و یگانه است؛ نه زاییده و نه زاده‌شده است و نه برای او همتایی است. آفریننده است نه آفریده. هر آنچه بخواهد از اجسام و غیر آن می‌آفریند و خود جسم نیست... چیزی شبیه او نیست و او شنوا و بیناست.[۶۰]

فقه

در علم حدیث، یکی از القابی که برای امام حسن عسکری(ع) به کار رفته، لقب «فقیه» است.[۶۱] این نشان می‌دهد که امام از سوی اصحابش به طور خاص به این وجه شناخته می‌شده است. بخشی از احادیث ایشان به حوزه فقه و ابواب مختلف آن مربوط می‌شود. از آنجا که تدوین مذهب فقهی امامیه پیشتر توسط امام صادق(ع) انجام گرفته و سپس مراحل کمال خود را طی کرده بود، امام حسن عسکری بیشتر به فروعی پرداختند که مستحدث در زمان ایشان بود و یا به دلیلی در عصر ایشان چالش برانگیز بوده است مانند مسئله آغاز رمضان و بحث خمس.[۶۲]

نوشتار‌های اصلی: تخریب حرم عسکریین و حرم عسکریین

حرم امامین عسکریین(ع) دو بار به دست ترویستها تخریب شد. اولین حمله در ۳ اسفند ۱۳۸۴ و دومین حمله پس از گذشت شانزده ماه در ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ رخ داد.

در نخستین تخریب، بمب‌گذاران با به کارگیری بیش از دویست کیلوگرم تی‌ان‌تی، گنبد و بخشی از گلدسته‌های طلایی حرم را فروریختند. در حمله دوم نیز گلدسته‌های طلایی تخریب شد. پس از این حملات تروریستی، بارگاه دو امام، در دست بازسازی و نوسازی قرار گرفت.

 

 

۴

 

 

 

 

 

 

۴

 

 

 

پنج شنبه, 25 آبان 1396 17:46

چرااسلام درسرزمین عربستان ظهورکرد

نوشته شده توسط

دلایلی متعددی را می توان برای این موضوع برشمرد:

1.ازجمله علت های اصلی و شاید اصلی ترین علت در این باره ویژگی وجودی پیامبر (ص)وظرفیت بالای ایشان در درک و اخذ معارف وحیانی است چراکه وحی از امور اعتباری نیست که به هر فردی اعطا شود بلکه از امور حقیقی ای محسوب می شود که دریافت کننده آن باید از تمامی جهات دارای درجه عالیه باشد.از همین رو در آن برهه تاریخی پیامبر اکرم تنها شخصی بود که چنین خصلتی را داشتند.

2. هر دین برای اثبات حقانیت خود به معجزه ای نیاز دارد. در زمان ظهور اسلام ادبیات عرب به رشد و پیشرفت قابل توجهی رسیده بود و همین امر موجب شد تا اسلام معجزه اصلی خود را قرآن و به زبان عربی قرار دهد. و از آنجا که مهد زبان عربی جزیرة العرب بوده باید این دین و معجزه اش در آنجا ظهور کند تا معجزه بودن آن به خوبی بر همگان آشکار گردد.

3. هر دینی در ابتداء ظهور از نظر توانائی دفاع از خود و پیروانش در وضعیت بالائی نیست و ممکن است در مقابل طوفان حملات و لشکرشی های دشمنان توان مقابله و دفاع از خود را نداشته باشد. بنا بر این لازم است تا رسیدن به توانائی مطلوب در شرایطی رشد کند که کمتر دچار آسیب ها شود. و از آنجا که منطقه حجاز به دلیل نامساعد بودن شرایط آب و هوائی و جغرافیائی، منطقه ای بکر و دست نخورده بوده و مردم آنجا مردمی جنگ جو بودند، هیچ یک از قدرتهای موجود آن زمان، (امپراطوریهای غربی و شرقی) طمع و تمایلی برای لشکرکشی به آن جا را نداشتند.به همین جهت محیط بسیار مناسبی برای این منظور بود.[1] زیرا تا زمانی که این نهال نوپا بتواند ریشه های خود رامحکم کرده و بتواند شاخسار خود را به سوی دور دست ها بگستراند، د ر این منطقه از هر گونه گزندی در امان بود. نبودن حکومت مرکزی قوی در منطقه حجاز، و وجود نظام قبیله ای و طایفه ای در آن منطقه موجب می شد تا از نظر سیاسی و نظامی، مانعی بر سر راه این دین نوپا وجود نداشته و امکان پیشرفت دعوت و تبلیغ در آن جا بیشتر فراهم باشد.

شروعقبلی123بعدیپایان
صفحه1 از3

 

 

کتاب هفته

رئیس مجلس شورای اسلامی پس از قرائت گزارش تفریغ بودجه سال 92 از ارائه به موقع ...
رئیس مجلس شورای اسلامی پس از قرائت گزارش تفریغ بودجه سال 92 از ارائه به موقع ...

اوقات شرعی به افق استان البرز

نظرسنجی

کیفیت نسخه جدید وب سایت را چگونه ارزیابی می کنید ؟

عالی - 50%
قابل قبول - 25%
متوسط - 25%
ضعیف - 0%

مجموع آراء: 4
The voting for this poll has ended on: آوریل 1, 2015

آمار پایگاه

بازدید امروز164
بازدید دیروز297
بازدید این هفته1391
بازدید این ماه4212
کل بازدید1098160

پشتیبانی آنلاین

<